جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: روانشناسی . [ رَ ش ِ ] (حامص مرکب ) علم النفس . معرفةالنفس .معرفةالروح . روانشناسی عبارت است از تحقیق و مطالعه در حیات نفسانی و اعمال و رفتار انسان در احوال و اوضاع مختلف آن . دکتر علی اکبر سیاسی آرد: وجود انسان از دو جزء مختلف تشکیل یافته یا بعبارت صحیحتر دارای دو جنبه ٔ متفاوت است : یکی عضلات و ریه ها و قلب و معده و کبد و مغز و اعصاب ... یعنی توده ای از ماده ٔ جاندار که به وضعی خاص ترکیب شده است و بر روی هم به لفظبدن یا تن تعبیر می گردد، و دیگر احساسات و افکار و انفعالات و افعال مانند خیال و تذکار و انتباه و حکم و غریزه و اراده و غم و شادی و خشم و ترس و امثال آن که منسوب به روان یا روح هستند و حواس ظاهر از درک آنها ناتوان است . گروه اول بدنیات و گروه دوم نفسانیات نام دارد. آنها موضوع بحث زیست شناسی و اینها موضوع روانشناسی است . همانگونه که عالم فیزیک به ماهیت ماده کار ندارد بلکه فقط به تحقیق آثار و خواص آن می پردازد در روانشناسی نیز به تحقیق و بحث کیفیات نفسانی اکتفا میشود و از همین جهت در تعریف اجمالی آن گویند: روانشناسی عبارت است از تحقیق و توصیف دقیق نفسانیات و یافتن قوانین آنها، بعبارت دیگر تحقیق در اینکه موارد معلومات ذهن چه هستند و چگونه تحصیل و نگاهداری میشوند و به چه نحو با یکدیگر آمیختگی پیدا می کنند و استعدادهای نفسانی کدامند و چه آثار شگفتی دارند و لذت و الم و محبت و نفرت و... از کجا ریشه میگیرند. این مسائل و نظایر آنها موضوع روانشناسی است . تاریخچه ٔ روانشناسی : روانشناسی تا دویست سال قبل در اروپا و تا چندین سال پیش در ایران جزء فلسفه و یکی از فصول آن بشمار میرفت . جان لاک انگلیسی و کندیاک فرانسوی نخستین حکمایی بودند که از توجیهات آسان و موهومی که تصور «قوای نفسانی » به حکمت قدیم وفلسفه ٔ قرون وسطی میداد چشم پوشیدند و سعی کردند که با روش «مشاهده » نسبتهای منظم و ثابتی را که میان نفسانیات برقرار است مکشوف بدارند، یعنی قانونهای این کیفیات را به دست آورده آنها را جایگزین «قوای » مزبور بسازند. بدین طریق شالده ٔ روانشناسی جدید ریخته شد و این رشته از معلومات بشری هم مانند بسیاری از معلومات دیگر از فلسفه جدا گردید و علمی مستقل را تشکیل داد. از این رو باید کتاب لاک در موضوع «قوه ٔ فهم بشری » و کتاب کندیاک در موضوع «احساسات » را مبنای علم جدید محسوب داشت . پس از این دو حکیم ، دانشمندان دیگر مانند دیوید هیوم ، بین ، میل ، سپنسر، تن ، ژفروا، گارنیه و برگسن به استحکام این بنیان کوشیدند و از خودآثاری جاودانی به یادگار گذاشتند. لیکن روشی را که این حکما در تحقیقات خود بکار می بردند عبارت بود از «مشاهده ٔ داخلی » یا «سیر انفسی » و آن هرچند طریقه ٔ ضروری این علم است و نتایج بزرگ حاصل کرده و می کند ولی چون از نقص و عیب مبرا نیست نمی تواند بتنهایی توسعه ٔ کامل روانشناسی را تأمین کند. این بود که دانشمندانی دیگر به خیال افتادند مشاهده ٔ خارجی یا «روش عینی » و تجربه را که در علوم طبیعی معمول گردیده و اکتشافات و اختراعات بزرگی را نتیجه داده بود در این علم نیز وارد کنند. از روزی که این منظور عملی گردیدانقلابی عظیم در روانشناسی پدید آمد و بر وسعت دامنه ٔ آن چنان بیفزود که انسان را دچار بهت و حیرت میسازد. این پیشرفت سریع سبب شد که روانشناسی هر روز از فلسفه و علوم نظری بیشتر دوری جست و در میان علوم تحققی جای مناسبتری را برای خود باز کرد. از عمده ترین روشهایی که این مقام را به روانشناسی داده اند و عوامل مهم توسعه ٔ آن بشمار میروند یکی طریقه ٔ «پسیکوفیزیک » یا روش «روان و ماده » است که بوسیله ٔ آن سعی کرده اند میان محرک خارجی و کیفیت انسانی نسبت عددی بدست آورند و از اندازه گیری محرک یا عامل مؤثر خارجی که امر مادی و بنابراین قابل اندازه گیری است قیاس کنند به کیفیات نفسانی . مؤسس این طریقه وبر و فخنر آلمانی هستند. دیگر طریقه ٔ «پسیکوفیزیولژیک » یا روش «روان و تن » است که در واقع از زمان کابانیس و کتاب او موسوم به «مناسبات روان وتن » آغاز گردید و دانشمندان دیگر آن را قبول کرده وبکار برده اند، مانند گال آلمانی و شارکو فرانسوی که به تحقیق مناسبات نفسانیات با اعصاب و مراکز عصبی خاصه قشر خارجی مغز پرداخته اند و برون سیکوارد که بیشتر تأثیر غدد آندکرین را در حالات نفسانی معلوم داشته است . دیگر طریقه ٔ تحقیق در امراض روحی است که اهمیت و لزوم آن را کتابهای ریبو روانشناس نامی فرانسوی ، درباره ٔ «امراض حافظه » و «امراض انتباه » و «امراض شخصیت » و «امراض اراده » بخوبی آشکار ساخته است . دانشمندانی مانند بروسه و فالبر و در زمان حاضر دکتر پیر ژانه و دکتر ژرژ دوما و دیگران در تحقیقات خودبه این طریقه متوسل بوده و هستند. دیگر طریقه ٔ «تست » است که بخصوص از سی سال به این طرف معمول گردیده است و به کار تعیین سن عقلی کودکان و جوانان - که گاهی پایین تر و گاهی بالاتر از سن حقیقی آنان است - میرود و استعدادهای مختلف آنها را اندازه میگیرد. این طریقه ٔ تحقیق در واقع با گالتن مردم شناس انگلیسی و کتاب او موسوم به «تحقیق در قوه ٔ دماغی انسان » و با آزمایشهای روحی کاتل امریکایی آغاز شد و با آلفرد بینه ٔ فرانسوی به صورت قطعی خود درآمد و توسعه ٔ عجیبی حاصل کرد. دیگر طریقه ای است که حرکات و اعمال را مقدمه ٔ تحقیق نفسانیات قرار می دهد و وجه کاملش آن است که پرفسور پاولو فیزیولژیست شهیر روسی در تحقیقات خود راجع به حرکات انعکاسی مشروط به کار میبرد و آن را پاره ای روانشناسان که سردسته ٔ آنها وتسن آمریکایی است درباره ٔ انسان نیز معمول داشته اند. این طریقه که «بیهیوریسم » خوانده شده است و میتوان از آن به علم «سلوک و رفتار» تعبیر کرد، چنان است که محقق از هر گونه فرضی راجع به چگونگی حالات نفسانی انسان یا حیوان خودداری کرده فقط به مشاهده و بررسی مجموع حرکات و رفتاری که از او در برابر عوامل مؤثر خارجی و اوضاع و احوال معین سر میزند میپردازد، بعبارت دیگر مطالعه ٔ چگونگی انطباق بدن است بامحیط خارج . دیگر طریقه ٔ تحلیل روحی است که فروید حکیم نامی اتریشی را باید واضع آن دانست . دیگر طریقه ٔ اجتماعی است که علمایی مانند دورکیم و دیگران بکار بستن آن را توصیه می کنند. باری افزایش و تنوع روشهای تحقیق در روانشناسی بر سرعت پیشرفت و توسعه ٔ این علم بیفزود و چیزی نگذشت که علوم مختلف مانند «روانشناسی کودکان »، «روانشناسی حیوانی »، «روانشناسی از لحاظ امراض دماغی » ، «روانشناسی تجربی »، «روانشناسی پرورشی »، «روانشناسی تطبیقی » و جز آنها از آن منشعب گردید. (از کتاب روانشناسی نگارش علی اکبر سیاسی چ 1331 صص 1 - 4). و رجوع به مقدمه ٔ روانشناسی پرورشی تألیف مهدی جلالی و روانشناسی پرورشی و علم النفس ابن سینا و تطبیق آن با روانشناسی جدید تألیف علی اکبر سیاسی شود. psychology علم النفس، سيكولوجيا، العلم النفسي روان شناسی، معرفه النفس، معرفه الروح
کلمه "روانشناسی" از ترکیب دو بخش "روان" و "شناسی" ساخته شده است. در قواعد فارسی و نگارشی، این کلمه به عنوان یک اسم علمی و تخصصی شناخته میشود. در زیر به برخی از نکات و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میشود:
نحوه نوشتار: کلمه "روانشناسی" با "ر" و "و" و "ان" و "ش" و "ن" و "اس" و "ی" نوشته میشود و به شکل صحیح آن باید به صورت یکپارچه و بدون فاصله نوشته شود.
تلفظ: این کلمه به صورت "روانشناسی" تلفظ میشود؛ در این تلفظ، "روان" به معنای ذهن و احساسات است و "شناسی" به معنای شناخت و مطالعه.
نوع کلمه: "روانشناسی" یک اسم خاص و علمی است و به حوزهای از علوم اجتماعی اشاره دارد که به بررسی رفتار و فرایندهای ذهنی انسان میپردازد.
سبک نوشتار: در متون علمی و دانشگاهی، معمولاً از این کلمه به عنوان یک اصطلاح تخصصی استفاده میشود. استفاده صحیح از آن در متون به وضوح و دقت اطلاعات کمک میکند.
قید: در جملات ممکن است این کلمه به عنوان قید نیز استفاده شود، به ویژه در ترکیبهای مختلف مانند "روانشناسی کاربردی" یا "روانشناسی بالینی".
جمع و مفرد: در زبان فارسی، این کلمه به صورت جمع "روانشناسیها" نیز قابل استفاده است.
با رعایت این نکات و قواعد میتوانید از کلمه "روانشناسی" به شکل صحیح و مؤثر در نوشتههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
روانشناسی به ما کمک میکند تا رفتارها و الگوهای ذهنی انسانها را بهتر درک کنیم.
او در دانشگاه روانشناسی خوانده و اکنون مشغول کار به عنوان مشاور است.
مطالعه روانشناسی میتواند در بهبود روابط فردی و اجتماعی تاثیر زیادی داشته باشد.