جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: روپوش . (نف مرکب / ن مف مرکب ، اِ مرکب ) هر چیزی که روی چیز دیگر را بپوشاند. (فرهنگ نظام ) (برهان قاطع). پرده . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). آنچه بر روی کسی یا چیزی درکشند تا از برف و باران و آفتاب و گردو خاک و نظر مردمان و پشه و جز آن نهان و در امان ماند، مانند روپوش کجاوه و روپوش گهواره : بازدان کز چیست این روپوشها ختم حق بر چشمها و گوشها. مولوی . لیک چون در رنگ گم شد هوش تو شد ز نور آن رنگها روپوش تو. مولوی . در بشر روپوش گشته آفتاب فهم کن واﷲ اعلم بالصواب . مولوی (از آنندراج ). || برقع. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). || مقابل زیرپوش . جامه ای بلند و گشاد که از روی تمام جامه ها پوشند مانند روپوش پزشکان جراح هنگام عمل و روپوش پرستاران و کارگران و دختران دانش آموز. || مطلا. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). فلزپستی که روی آن فلز بالاتری کشیده شده باشد مثل مفضض و مطلا. (فرهنگ نظام ). ملمع. (انجمن آرا) (برهان قاطع) (آنندراج ). ملمع و مطلا. (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ) : و در دستگاه نقده سازی طلا، روپوش صدپنج معمول است و اگر زربفت بسیار زرین سنگین مقرر شود که بافته شود اعلی را صدده ، و اعلای اعلا را صدپانزده روپوش می کنند. (تذکرةالملوک بخش نخست ص 22). || هر چیز که ظاهر او مخالف باطن باشد. (آنندراج ).کنایه از هر چیزی که ظاهراً و باطناً خلاف یکدیگر باشد. (انجمن آرا). هر چیز که ظاهر و باطن آن به یک نوع نباشد. (ناظم الاطباء). || (ن مف مرکب ) روپوشیده . (آنندراج ). مخفی شده و پنهان گشته از نظر. (ناظم الاطباء). || (اِمص مرکب ) روپوشی : از پی روپوش صندل بر جبین مالیده ایم ورنه سر را از برای درد میداریم ما. صائب (از آنندراج ). || (فعل امر) امر بدین معنی . (آنندراج ) (برهان قاطع). امر از رو پوشیدن .رجوع به رو پوشیدن شود. hood, gown, cover, topcoat, wrapper, duster, cortex, top, robe elbise peignoir kleid túnica vestaglia کاپوت، کاپوت ماشین، باشلق، روسری، کلاهک دودکش، لباس شب، خرقه، جامه بلند زنانه، پوشش، جلد، رویه، سر، فرش، پالتو، لفاف بسته بندی، لفاف، پوشه، چادر شب، بسته بندی کاغذ، گردگیر، وسیله گردگیری، قشر، پوسته، پوست، لایه رویی، بالا، تاپ، راس، نوک، قله
کلمه "روپوش" به معنای پوشش یا لباس بالائی است که معمولاً برای محافظت از لباس زیرین یا دیگربنای، از آن استفاده میشود. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته وجود دارد که میتواند مفید باشد:
نحوه نوشتن: کلمه "روپوش" به صورت صحیح با حرف "ر" شروع شده و به "پ" و "وش" ختم میشود.
استفاده صحیح: این کلمه معمولاً در زمینه لباس، به ویژه در محیطهای کاری یا علمی استفاده میشود. میتوانید به خواهش از آن در جملات مختلف استفاده کنید، مثلاً:
"دانشجویان باید روپوش سفید خود را در آزمایشگاه بپوشند."
"او یک روپوش جدید خریده است."
جمع و مفرد: شکل جمع این کلمه به "روپوشها" تغییر میکند. مثلاً:
"در خوابگاه روپوشها باید مرتب شوند."
نکات نگارشی: در صورتی که کلمه "روپوش" در جملهای به کار برود، باید توجه داشت که در صورت وجود علامت نگارشی، مانند ویرگول، بهتر است جملات به گونهای تنظیم شوند که خطاهای نگارشی به حداقل برسد.
قابل استفاده در عبارات: "روپوش پزشکی"، "روپوش کار"، و "روپوش آزمایشگاهی" از عبارات رایج هستند که میتوان با این کلمه تشکیل داد.
این نکات میتواند به شما در استفاده صحیح از کلمه "روپوش" در نگارش کمک کند. اگر سوال خاصی دارید یا نیاز به مثالهای بیشتر دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "روپوش" در جمله آورده شده است:
پزشک قبل از ورود به اتاق عمل روپوش مخصوص را پوشید.
دانشآموزان هنگام آزمایشهای علوم باید روپوش آزمایشگاهی بپوشند تا از لباسهایشان محافظت کنند.
او برای رفتن به بیمارستان یک روپوش سفید به تن کرد تا با بیماران برخورد کند.
هنگام نقاشی، همیشه یک روپوش بر تن داشته باشید تا رنگها روی لباسهایتان نریزد.
در کارگاههای فنی، استفاده از روپوش ایمنی بسیار الزامی است.