جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: روزه دار. [ زَ / زِ] (نف مرکب ) صائم . (منتهی الارب ) (فرهنگ فارسی معین ). آنکه روزه گرفته . (فرهنگ فارسی معین ) : بفر علم و دانش روزه دار است همان بی طاعتی بسیارخواری . ناصرخسرو. عاریت برده ز کام روزه داران بوی مشک در لب خم کرده زخم ضیمران انگیخته . خاقانی . عشق آتشی است کاتش دوزخ غذای اوست پس عشق روزه دار و تو در دوزخ هوا. خاقانی . نوشین چو دم صبوح خواران مشکین چو دهان روزه داران . خاقانی . ز من پرس فرسوده ٔ روزگار که بر سفره حسرت خورد روزه دار. سعدی (بوستان ). بازآ که در فراق تو چشم امیدوار چون گوش روزه دار بر اﷲاکبر است . سعدی . آن روز که روزه دار بودی موافقت کردی و روزه را گشادی . (انیس الطالبین ). fasting صيام، صوم
در زبان فارسی، ترکیب "روزهدار" به معنای فردی است که در حال روزهداری است. در ادامه، به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میشود:
نوشتار صحیح: ترکیب "روزهدار" به صورت یک کلمه نوشته میشود و باید بدون فاصله بین دو بخش آن (روزه و دار) قرار گیرد.
نقطهگذاری: اگر از "روزهدار" در جملات استفاده میشود، معمولاً نیازی به نقطهگذاری خاصی برای این کلمه نیست، مگر در مواردی که نیاز به فصل یا جدا کردن جملهها داشته باشیم.
مفرد و جمع:
مفرد: روزهدار
جمع: روزهداران (در اینجا "-ان" به عنوان پسوند جمع استفاده میشود).
قید و وصف: این کلمه میتواند در جملات به عنوان صفت یا قید به کار رود. مثلاً:
او یک روزهدار متعهد است.
روزهداران باید به اصول روزهداری پایبند باشند.
استفاده در متون مختلف: کلمه "روزهدار" معمولاً در متون دینی، فرهنگی و اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرد.
با رعایت این نکات میتوان به نگارش صحیح و موثر این کلمه در جملات فارسی پرداخت.