شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rum
face  |

روم

معنی: روم . (اِخ ) رُم . در تداول مورخان اسلامی شهر پایتخت ایتالیا ومقر پاپ واقع در کنار رود تیبریس که 1178000تن جمعیت دارد. (ناظم الاطباء). نام پایتخت کشور ایطالیا که در قدیم پایتخت رومیان بوده است . این کلمه را بجای کلمه ٔ رُم که نام شهر کرسی کشور ایتالیاست و توسعاً به تمام آن کشور اطلاق می شده است به کار برده اند اما در اصطلاح مسلمین و مورخان اسلامی مراد از روم آسیای صغیر و توابع آن است بدین توضیح که دولتهای جمهوری و امپراطوری روم چون وسعت پیدا کرد و تا حدود آسیای صغیر مسخر آنان شد از قرن پنجم میلادی به این طرف منقسم به غربی و شرقی شد غربی همان ایتالیا بود به پایتختی شهر رم و شرقی آسیای صغیر به پایتختی استانبول ، بدین مناسبت آن قسمتهای آسیای صغیر و استانبول را حتی بعد از ورود سلجوقیان و ترکان هم روم و رومیه می گفتندچنانکه مولانا جلال الدین بلخی را به مناسبت اقامت درلارنده و قونیه ٔ آسیای صغیر رومی نام دادند. بیزانس نام خود قسطنطنیه بوده است بعد بر همه ٔ مملکت روم (آسیای صغیر) اطلاق شد. (از یادداشت مؤلف ). در حدودالعالم مشخصات و حدود روم قدیم به تفصیل آمده که خلاصه ٔ آن چنین است : حدود: از خاور به ارمینیه و سریر والان .از جنوب : حدود شام و دریای مدیترانه و حدود اندلس . از باختر: دریای اوقیانوس مغربی . از شمال : ویرانی شمال و حدود صقلاب و برجا و دریای خزران . این کشور دارای شهرها و دهها و آبادیهای پرنعمت و دریایکها و کوهها و حصارها و قلعه ها و جمعاً دارای چهارده ناحیه است سه ناحیه پس از خلیج قسطنطنیه و یازده ناحیه در خاور خلیج . قسطنطنیه پایتخت روم است و ناحیت دیگر مقدونیه است که اسکندر از آنجاست . در گذشته در روم شهر زیاد بود ولی اکنون ده فراوان است -انتهی :
یکی روم و خاور دگر ترک و چین
سوم دشت گردان ایران زمین .
فردوسی .
که میرین شیران سرافراز روم
ز گرگ دلاور تهی کرد بوم .
فردوسی .
به گور تنگ سپارد ترا دهان فراخ
اگرت مملکت از حد روم تا خزر است .
کسایی .
تا روم ز هند لاجرم شاها
گیتی همه زیر باج و سا کردی .
عسجدی .
ابر شد نقاش چین و باد شد عطار روم
باغ شد ایوان نور و راغ شد دریای گنگ .
منوچهری .
شاه را سر سبز باد و تن جوان تا هرزمان
شاعران آیندش از اقصای روم و حد چین .
منوچهری .
با یکدیگر مشغول شوند و به روم و یونان نپردازند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 73).
گر روم بدو سپاری و گر ترک
شاهنشه ری کنی غلامش را.
ناصرخسرو.
روز و شب را که به اصل از حبش و روم آرند
پیش خاتون عرب جوهر و لالا بینند.
خاقانی .
چه باید رفت تا روم از سر ذل
عظیم الروم عزالدوله اینجا.
خاقانی .
وگر حرمت ندارندم به ابخاز
کنم زآنجا به راه روم مبدا.
خاقانی .
خفچاق و روس رسمی ابخاز و روم ذمی
ذمی هزار فرقه رسمی هزار لشکر.
خاقانی .
من آن روم سالار تازی هشم
که چون دشنه ٔ صبح زنگی کشم .
نظامی .
در سفر گر روم بینی یا ختن
از دل تو کی رود حب الوطن .
مولوی .
ای موی تو شاه زنگ و رویت مه روم
شاهی و مهی حسن ترا گشته رسوم
گفتم که غلام هر دوام گفتی نه
یا زنگی زنگ باش یا رومی روم .
انصاف .
و رجوع به رُم شود.
- بحر روم ؛ بحرالروم . دریای روم . (یادداشت مؤلف ). مدیترانه . (ناظم الاطباء) :
وز بهر خز و بز و خورشهای چرب و نرم
گاهی به بحررومی و گاهی به کوه غور.
ناصرخسرو.
و رجوع به بحر روم و مدیترانه و ترکیب دریای روم شود.
- دریای روم ؛ بحرالروم . بحرالمتوسط. بحرالابیض المتوسط. دریای مدیترانه . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به مدیترانه شود.
- دیبای روم ؛ نوعی دیبا که از روم قدیم می آورده اند : بر در هر دکان طوایف بغداد و خزهای کوفه و دیبای روم . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 53).
- روم پرور ؛ پرورنده ٔ روم ، یعنی سرزمین سفیدپوستان و مردم سفیدپوست . پرورنده ٔ سپیدروی و سپیدپوست :
ای چاوش سپید تو هم خادم سیاه
خورشید روم پرور و ماه حبش نگار.
خاقانی .
- روم ستاننده ؛ گیرنده ٔ کشور روم :
سلطنت اورنگ خلافت سریر
روم ستاننده ٔ ابخازگیر.
نظامی .
- روم و حبش ؛ روزگار و عالم به اعتبار روز و شب یا سپیدی روز و سیاهی شب . (از ناظم الاطباء).
- روم وزنگ ؛ کشور روم و مملکت زنگبار یا مردم آن دو. مجازاً، سپیدی و سیاهی :
برآمیخته لشکر روم و زنگ
سپید و سیه چون گراز دورنگ .
نظامی .
- سپاه روم ؛ کنایه از روز است :
چو شاهنشاه صبح آمد بر اورنگ
سپاه روم زد بر لشکر زنگ .
نظامی .
و رجوع به کتابهای تاریخی و جغرافیایی و فرهنگهای اعلام و ماده ٔ بیزانس شود.
|| در تداول شعرا مقابل زنگ و حبش . (یادداشت مؤلف ). سپید. سپیدپوست در مقابل سیاه و سیاه پوست .
- امثال :
یا زنگی زنگ یا رومی روم .
|| علاوه بر معنی معروف مدتها به معنی دولت عثمانی متداول بوده است . چه ، این دولت مانند جانشین روم شرقی استانبول را پایتخت داشت و بیش و کم متصرفات روم شرقی را نیز متصرف بود گاه از آن مملکت ترکیه ٔ قدیم اراده کنند. (یادداشت مؤلف ). || گاه روم گویند و از آن یونان اراده کند. (یادداشت مؤلف ).
... ادامه
1149 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [مآخوذ از لاتینی]
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم خاص مکان
آواشناسی: rum
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 246
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
face | top , superficies , visage , rome
ترکی
roma
فرانسوی
rome
آلمانی
rom
اسپانیایی
roma
ایتالیایی
roma
عربی
وجه | سطح , ملامح , مظهر , سحنة , مخادع , شخصية بارزة , هيئة , مظهر خارجي , نهاية نفق المنجم , وقاحة , كسا , تقنع , غطى , قابل , طلب إلى , اتجه , واجه , أدار وجهه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "روم" در فارسی می‌تواند به چند معنا اشاره داشته باشد. در واقع، این واژه معمولاً به "روم باستان" (به عنوان بخشی از تاریخ باستانی) یا به "روم" به معنای کشور ایتالیا (در زبان‌های دیگر) یا در برخی موارد به اصطلاحات فرهنگی و سیاسی مربوط شود.

در استفاده نگارشی، قواعد زیر باید مورد توجه قرار گیرد:

  1. نقطه‌گذاری: در صورتی که کلمه "روم" در یک جمله قرار گیرد، باید طبق قوانین نگارشی فارسی و با توجه به نوع جمله (سوالی، خبری و...) از نشانه‌های نگارشی مناسب استفاده شود. مثلاً:

    • "روم یکی از تمدن‌های بزرگ تاریخ محسوب می‌شود."
  2. نوشتار درست: این کلمه همیشه به همین شکل و بدون هیچ افزودنی نوشته می‌شود. بنابراین از نوشتن اشکال غلط خودداری کنید.

  3. حروف بزرگ و کوچک: در ابتدای جمله یا در نام‌های رسمی می‌توان از حرف بزرگ استفاده کرد:

    • "در دوران باستان، روم به عنوان یک امپراتوری قدرتمند شناخته می‌شد."
  4. فعل و موضوع جمله: در جملات باید دقت شود که موضوع و فعل متناسب با یکدیگر انتخاب شوند:

    • "تاریخ روم بسیار جذاب است."
  5. تعابیر فرهنگی: در صورتی که از کلمه "روم" برای اشاره به مفاهیم فرهنگی استفاده می‌کنید، باید پسوندها و پیشوندهای مناسب را در نظر بگیرید:
    • "هنر روم باستان تأثیر زیادی بر هنر مدرن داشته است."

با رعایت این نکات، می‌توان کلمه "روم" را به درستی در متون فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "روم" در جملات مختلف آورده شده است:

  1. من در سفر به ایتالیا تصمیم دارم از شهر روم دیدن کنم.
  2. روم به خاطر تاریخ و فرهنگ غنی‌اش معروف است.
  3. آیا می‌دانی که روم پایتخت امپراتوری روم باستان بود؟
  4. او در جشن تولدش یک لباس زیبای رومی پوشیده بود.
  5. در کتاب‌های تاریخ، اغلب به جنگ‌های میان روم و کارتاژ اشاره می‌شود.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: چهره، صورت، رو، وجه، قیافه، قبال، بالا، تاپ، راس، نوک، قله، اوج، روکار، نما، جبهه، سطح، رخسار، منظر، سیما، رخ

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری