جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ریمن . [ م َ ] (ص ، اِ) مکار. عیار. حیله باز. حرامزاده و پلید. (ناظم الاطباء). محیل و مکار. (از برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ). از «ریم » به معنی «خبث » و «من » به معنی نفس . صاحب . مالک . دارا. و شاید مخفف «ریو» + «من ». (یادداشت مؤلف ) : گفت ریمن مرد خام لک درای پیش آن فرتوت پیر ژاژخای . رودکی .
ای گم شده و خیره و سرگشته کسایی گواژه زده بر تو امل ریمن و محتال . کسایی . همه گرد برگرد ما دشمن است جهانی پر از مردم ریمن است . فردوسی . چنین گفت کان مرد با آب و جاه ببردش چرا دیو ریمن ز راه . فردوسی . ندانست کاو جادوی ریمن است نهفته به رنگ اندر اهریمن است . فردوسی . بر این کرانه فرودآمد و کرانه نکرد ز مکر کردن نندای ریمن مکار. فرخی . که حسد هست دشمن ریمن کیست کاو نیست دشمن دشمن ؟ عنصری . چو هنگام عزایم زی معزم به تک خیزند ثعبانان ریمن . منوچهری . هیچ مکن صحبت با خوی بد خوی بد ایرا عدوی ریمن است . ناصرخسرو. هرک اعتماد کرد بدین بیوفا از بیخ و بار برکند این ریمنش . ناصرخسرو. چو رنج راز جهان دولت تو فانی کرد چه بد تواند کردن زمانه ٔ ریمن . مسعودسعد. زشاه آل حسن سید اجل چو مرا فراق داد جفای زمانه ٔ ریمن . سوزنی . حق یاری چنین گذاشته اند اخ تفو بر زمانه ٔ ریمن . نزاری . همت شود حجاب میان من و نظر گرمن نظر به عالم ریمن درآورم . خاقانی . خود را همای دولت خوانند و غافلند کالاغراب ریمن و جغد دمن نیند. خاقانی . زنوک ناوک این ریمن خماهن فام هزار چشمه چو ریم آهن است سینه ٔ من . خاقانی . || ناپاک و چرکین . (ناظم الاطباء). چرکین و خسیس و در اصل ریمگین بوده و بعضی گفته اند نون برای نسبت آمده چون ریمن و درزن ، پس ریمن در اصل خود باشد و مخفف ریمگین لازم نیست که گوییم . از لغت ریمن چرکین فهمیده نمی شود بلکه سرکش و شریر و ظالم و مکار استنباط کرده می شود و به خاطر می رسد که ریمن مخفف ریومند است یعنی مکار و محیل و شیطان ، مانند هنرمند و دانشمند چنانکه فردوسی گفته : مکن ریمنی راستگاری گزین نماند جهان برتو ای راست دین . و سپهرکاشانی گفته : هزار دستان سازد ستاره ٔ ریمن . ستاره ٔ چرکین نیکو نیاید ستاره ٔ مکار و سرکش و ستمکار شاید. (از انجمن آرا) (از آنندراج ). || ساحر. || اهریمن . (ناظم الاطباء). مخفف اهریمن است که راه نماینده ٔ بدیها و شیطان باشد. (برهان ). شیطان . || راه نماینده ٔ بدی و شر. (ناظم الاطباء). || اسب . (ناظم الاطباء) (از برهان ). اسب سرکش . (شرفنامه منیری ). || پسر. (ناظم الاطباء) (از برهان ). || چرک آلوده . (غیاث اللغات ). rayman ريمان rayman rayman rayman rayman rayman
کلمه "ریمن" در فارسی بهطور معمول بهمعنای یک مفهوم خاص نیست و احتمالاً به عنوان یک نام خاص، اصطلاح، یا کلمهی وارداتی به کار رفته باشد. برای استفاده صحیح از کلمات در زبان فارسی و نگارش، میتوان نکات زیر را در نظر گرفت:
نقلقول و سایههای معنایی: اگر "ریمن" یک نام خاص است (مثل نام یک برند، شخصیت، یا مکان)، معمولاً آن را به همان شکل مینویسیم و سعی میکنیم توضیحات بیشتری در مورد آن ارائه دهیم تا مخاطب بتواند بهتر درک کند.
نوشتار درست: اطمینان حاصل کنید که کلمه را صحیح و با املای درست بنویسید. در فارسی، قواعد املایی باید رعایت شود.
جملات منسجم: اگر بخواهید از "ریمن" در جمله استفاده کنید، سعی کنید جملهای واضح و منسجم بسازید. بهعنوان مثال: "ریمن یکی از برندهای معتبر در جهان است."
پانویس و توضیحات لازم: اگر کلمه نیاز به توضیح بیشتری دارد، میتوانید از پانویس یا توضیحات اضافی بهعنوان بخشی از متن استفاده کنید.
اگر سوال خاصی دارید یا به اطلاعات بیشتری درباره "ریمن" نیاز دارید، لطفاً توضیح بیشتری بدهید تا بتوانم بهتر کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
ریمن شخصیت اصلی بازیهای ویدئویی است که همیشه در حال ماجراجویی و جمعآوری شگفتیهاست.
من این هفته قصد دارم تا مراحل جدید ریمن را در کنسول بازیام تمام کنم.
ریمن به خاطر طراحی زیبا و موسیقی دلنشینش در میان طرفداران محبوبیت زیادی دارد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر