جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: زار. (پسوند) بمعنی مکان روئیدن باشد. (برهان قاطع). || بمعنی انبوهی و بسیاری هم آمده است . (برهان قاطع). || حرفی باشد که در محل ّ کثرت اشیاء استعمال کنند. (آنندراج ). - چمن زار : مرغان چمن نعره زنان دیدم و گریان زین غنچه که از طرف چمن زار برآمد. سعدی . - خربزه زار : قاضی که برشوت بخورد پنج خیار ثابت کنداز بهر تو صد خربزه زار. سعدی (گلستان ). - سمن زار : عیشست در کنار سمن زار خواب صبح می در کنار یار سمن بوی خوشتر است . سعدی . سنبل نشانده بر گل سوری نگه کنید عنبر فشانده گرد سمن زار بنگرید. سعدی . - کارزار : به کارزار منه پیش این دو سلطان پی که زار کار بود کارزار آتش و آب . ابوالفرج رونی . -کشت زار : نی کلکم ز کشتزار هنر بعطارد رسید سنبل تر. نظامی . مپندار جان پدر کاین حمار کند دفع چشم بد از کشتزار. سعدی . -گلزار : سرمست ز کاشانه بگلزار برآمد غلغل ز گل ولاله بیکبار برآمد. سعدی . - گندنازار : بوستان تو گندنازاریست بسکه برمیکنی و میروید. سعدی (گلستان ). - لاله زار : خیز و غنیمت شمار جنبش بادربیع ناله ٔ موزون مرغ بوی خوش لاله زار. سعدی . - مرغزار : کشیده بر سر هر کوهساری زمردگون بساطی مرغزاری . نظامی . پدید آمد چو مینو مرغزاری در او چون آب حیوان چشمه ساری . نظامی . من بر آن سبزه مانده چون گل زرد بر لب مرغزار و چشمه ٔ سرد. نظامی . 1- پريشان حال، ضعيف، ناتوان، نحيف، نزار
2- صرع، غش
3- تضرع، زاري، فغان، ناله
4- بيچاره، خوار، زبون deplorable, lamentable, cry بائس، باعث على الأسى، مؤسف ağlamak pleurer weinen llorar gridare اسفناک، رقت انگیز، مایه دلسوزی، سوگناک، رقت اور
کلمه "زار" در زبان فارسی میتواند به معانی مختلفی اشاره داشته باشد و بسته به سیاق جمله، کاربردهای متفاوتی دارد. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
معنا:
"زار" به معنی محلی است که در آن زراعت میشود (زراعت).
همچنین میتواند به معنای زار زدن یا گریه و ناله کردن باشد.
کاربرد:
کلمه "زار" میتواند به عنوان اسم، صفت یا فعل (در شکلهای مختلف) در جملات به کار برود.
به عنوان مثال: "دختر در کوچه زار زار میگریست." یا "او در زارعیت خود به موفقیت رسید."
نحو و ساختار جملات:
هنگام استفاده از "زار" به عنوان فعل، باید توجه داشت که فعل باید با فاعل مناسب همخوانی داشته باشد.
مثال: "او زار زار میزند." (زبان عامیانه)
علامتگذاری:
جمع بستن "زار" به شکل "زارها" معمولاً در متون علمی یا ادبی کاربرد دارد.
برای اشاره به چند نوع زار یا ورزشی مانند زار زنی، از "زارها" استفاده کنید: "زهرا در زارها با دوستانش رقابت کرد."
قواعد نگارشی:
در نوشتار رسمی باید به پیشوندها و پسوندهای کلمات توجه شود.
در جملات طولانی، فصلبندی مناسب و استفاده از ویرگول برای جداسازی عبارات مهم، کمک میکند تا معنی واضحتر شود.
ادبیات و شعر:
"زار" در اشعار فارسی نیز کاربرد بسیاری دارد و میتواند به عنوان نمادی از غم و اندوه مورد استفاده قرار گیرد.
با توجه به این نکات نگارشی و قواعد، میتوانید از کلمه "زار" در متون خود به درستی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "زار" در جملات مختلف آوردهام:
در شب بارانی، صدای زاری زنگزدهای از دور به گوش میرسید.
او به خاطر شکست در امتحان، زار زار گریه میکرد.
فریاد زار این دختر بچه، دل هر رانندهای را به درد میآورد.
وقتی مادرش را به بیمارستان بردند، قلبش زار زار میزد.
زاری غمانگیز موسیقی در کنسرت، حاضران را تحت تأثیر قرار داد.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: اسفناک، رقت انگیز، مایه دلسوزی، سوگناک، رقت اور