شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zāl
albino  |

زال

معنی: زال . (اِخ ) پدر رستم است چون او سفیدموی بوجود آمد به این نام خوانند. (برهان قاطع) (آنندراج ) . داستان متولد شدن زال پدر رستم وپرورش یافتن او بدست سیمرغ در شاهنامه چنین آمده :
از سام نریمان فرزندی آمد سپیدموی .
بچهره نکو بود برسان شید
ولیکن همه موی بودش سپید.
سام چون فرزند خود را سپیدموی دید با خود گفت گردنکشان و مهان از این بچه بر من خواهند خندید فرمود او را جائی دور از دیار در بالای کوه بگذارند.
یکی کوه بدنامش البرزکوه
بخورشید نزدیک و دور از گروه
بدان جای سیمرغ را لانه بود
که آنجا نه از خلق بیگانه بود
نهادند بر کوه و گشتند باز
برآمد بر این روزگاری دراز.
روزی سیمرغ آن بچه را برهنه و گرسنه روی پاره ٔ سنگی گریان دید. او را برگرفته به آشیانه ٔ خود برد و با بچگان خود بپرورید. روزگاری دراز بدین گونه بگذشت و آن کودک که زال خوانندش مردی گردید و نام و نشانش در جهان پراکنده شد. شبی سام نریمان جوانی را در خواب دید با درفش برافراشته و سپاه بزرگی پشت سرش ، بخرد و موبدی از سوی دست راست و چپ وی . یکی ازآن دو مرد پیش سام آمده زبان بسرزنش گشاد و گفت :
که ای مرد بیباک ناپاک رای
ز دیده بشستی تو شرم از خدای
ترا دایه گر مرغ شاید همی
پس این پهلوانی چه باید همی
گر آهوست بر مرد موی سپید
ترا موی سر گشت چون مشک بید.
سام نریمان هراسان از خواب برخاست و خروشان از برای جستن فرزندخود روی بکوهسار آورد. سیمرغ از فراز کوه سام و همراهانش را بدید و دانست که از پی بچه ٔ خود آمده آن بچه را که سیمرغ دستان نامید برگرفته نزد پدرش آورد و پری از خود به او داد:
ابا خویشتن بر، یکی پرّ من
همیشه همی باش با فرّ من
گرت هیچ سختی به روی آورند
ز نیک و ز بد گفتگو آورند
بر آتش برافکن یکی پرّ من
که بینی هم اندر زمان فرّ من .
زال ، دختر مهراب پادشاه کابل را بزنی برگزید، این دختر که رودابه نام دارد، روزی رنجور شد. زال پریشان و افسرده گردید و پر سیمرغ بیادش آمد:
یکی مجمر آورد و آتش فروخت
وزان پر سیمرغ لختی بسوخت
هم اندر زمان تیره گون شد هوا
پدید آمد آن مرغ فرمانروا.
به زال گفت اندوه مدار. زنت آبستن است پزشک دانائی باید او را به می بیهوش کند و تهیگاه او را بشکافد و بچه بیرون کشد:
وزان پس بدوزد کجا کرد چاک
ز دل دور کن ترس و تیمار و باک
گیاهی که گویم ابا شیر و مشک
بکوب و بکن هر سه در سایه خشک
بسای و بیالای بر خستگیش
ببینی هم اندر زمان رستگیش
بر آن مال از آن پس یکی پرّ من
خجسته بود سایه فرّ من .
این بگفت و پری از بازوی خود بدو داد و بپرواز درآمد آنچنان که سیمرغ گفته بود موبد (پزشک ) چیره دستی بچه از شکم مادر بیرون آوردو آن نوزاد را رستم نام دادند. (فرهنگ ایران باستان ص 309 و 310 و 211). مؤلف مجمل التواریخ و القصص آرد: و اندر عهد او [ منوچهر ] زال از مادر بزاد و سام او را بینداخت چون پیش حکیم زاهد بزرگ گشت و بعد سالها سام او را بازآورد منوچهر زال را بخواست و از دیدار او خیره ماند و خرم گشت از طالع او و پس از این عاشقی زال بود با دختر مهراب تا منوچهر و سام بدان رضا دادند و از بعد مدتی رستم بزاد. (مجمل التواریخ و القصص ص 42، 43). و در ص 54 از آن کتاب آرد: و زال را همچنین گویند که بهمن مدتی دراز بقلعه بازداشت و زال چند کتاب بساخت اندر سیر خاندان ایشان و مثالب ونکوهش گشتاسف و آن تخمه - انتهی :
خدای تیغ ترا از ازل بزال نمود
ز بیم تیغ تو نازاده خشک شد سر زال .
قطران (دیوان چ نخجوانی ص 210).
چون زال بطفلی شده ام پیر ز احداث
زانست که ردکرده ٔ احرارم و احباب .
خاقانی .
کیخسرو تهمتن بر زال سیستان
در ملک نیمروز شبستان تازه کرد.
خاقانی .
بی یاری زال و پرعنقا
بر خصم ظفر نیافت رستم .
خاقانی .
دانی که چه گفت زال با رستم گرد
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد.
سعدی (گلستان ).
... ادامه
826 | 0
مترادف: سالخورده، سالديده، سالمند، سپيدمو، كهنسال، مسن
متضاد: جوان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) ‹زار، زر›
مختصات: (ص .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: zAl
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 38
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
albino | zal
ترکی
zal
فرانسوی
zal
آلمانی
zal
اسپانیایی
zal
ایتالیایی
zal
عربی
الأمهق | إنكلترة بلغة الشعر , ألبينو
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "زال" در زبان فارسی به معنی شخصی با موهای سفید و همچنین در اسطوره‌شناسی ایران به عنوان شخصیت معروف در شاهنامه فردوسی شناخته می‌شود. در نوشتار فارسی و رعایت قواعد نگارشی، توجه به نکات زیر ضروری است:

  1. نقطه‌گذاری: در جملاتی که شامل نام "زال" هستند، باید از نقطه‌گذاری مناسب استفاده شود. برای مثال:

    • زال، شخصیت مهمی در شاهنامه است.
  2. حروف بزرگ و کوچک: نام "زال" معمولاً با حرف اول بزرگ نوشته می‌شود، به‌خصوص زمانی که به عنوان اسم خاص یا شخصیت تاریخی به کار می‌رود:

    • زال در جوانی به جنگ رفت.
  3. نحو جملات: در جملاتی که "زال" جزء فاعل یا مفعول است، باید ساختار جمله به درستی رعایت شود:

    • زال به مادرش گفت: «به من اعتماد کن.»
  4. حالت‌های مختلف: توجه به حالت‌های مختلف اسم "زال" در جمله، مانند جمع یا مفعول:

    • زال‌ها در داستان‌های مختلف به تصویر کشیده شده‌اند.
  5. استفاده در شعر و نثر: در شعر و نثر می‌توان از "زال" به شیوه‌های ادبی و احساسی استفاده کرد:
    • زال، با چهره‌ای مهربان و دلیر، همواره در یاد مردم خواهد ماند.

توجه به این نکات می‌تواند به درست نوشتن و بیان کلمه "زال" کمک کند. اگر سوال خاصی درباره استفاده از این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "زال" آورده شده است:

  1. زال، پدر رستم، یکی از شخصیت‌های مهم شاهنامه است که به خاطر سفید مویی‌اش مشهور بود.
  2. در افسانه‌ها، زال به عنوان شخصیتی با قدرت‌های ویژه و توانایی‌های فوق‌العاده شناخته می‌شود.
  3. زال همیشه به‌دنبال پیدا کردن راهی برای نجات کشورش از خطرها بود.
  4. محبت زال به رستم، نماد رابطه عمیق پدر و پسری در ادبیات فارسی است.
  5. زال از کودکی تحت سرپرستی سیمرغ قرار داشت و آموزش‌های ویژه‌ای دید.

این جملات می‌توانند درک بهتری از کاربرد کلمه "زال" در متن‌های مختلف به شما بدهند.


واژگان مرتبط: ادم سفید مو و چشم سرخ، شخص فاقد مواد رنگ دانه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری