جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: زایر. [ ی ِ ] (ع ص ، اِ) زائر. زیارت کننده . ج ، زایرون ، زور، زوّار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنکه بقصد زیارت آید. (فرهنگ نظام ) : زردگل بیمار گردد فاخته بیمارپرس یاسمین ابدال گردد خردما زائر شود. منوچهری . صدر تو بیت الحرام اهل نظم است از قیاس بنده از سالی بسالی زائر بیت الحرام . سوزنی . این مرا زائر آن مرا عائذ این مرا مخلص آن مرا دلدار. خاقانی . ذخیره ٔ گوشه نشینان و مقصد زایران . (گلستان سعدی ). || مجازاً، سائل و خواهنده که از مسافتی نزد بزرگی رفته اند. دریوزه گر. در تاریخ بخارا آمده : خالدبن برمک این کلمه را بجای سائل و خواهنده معمول داشت : فزون زانکه بخشی بزائر تو زر نه ساده نه رسته برآید ز کان . فرالاوی . مال رئیسان همه بسائل و زائر و آن تو بر کفشگر ز بهر مچاچنگ . ابوعاصم . زائر ز بس نوال کزو یابدو صلت گوید مگرچو من نرسید اندرین دیار. فرخی . درین دو مه که من اینجا مقیمم از کف او بکام دل برسیدند زایرین پنجاه . فرخی . امید زایر تو رنجه گشت و خیره بماند ز بسکه کرد بدریای بخشش تو شنا. فرخی . ندیده ست هرگز چنو هیچ زایر عطا بخشی آزاده ای زرفشانی . فرخی . مالی بزایران و شاعران بخشید. (تاریخ بیهقی ). || کسی که بدیدن مقبره ٔ مقدس میرود. (فرهنگ نظام ).آنکه بزیارت کعبه یا یکی از مشاهد متبرکه یا شاهی بزرگ شده است . معتمر. رجوع به زایران شود. ديداركننده، زائر، زيارتگر pilgrim حاج، المهاجر، الزائر لأماكن مقدسة حاج hacı pèlerin pilger peregrino pellegrino
کلمه "زایر" در زبان فارسی به معنای کسی است که به زیارت مشاهد مشرفه، به ویژه در اماکن مذهبی، میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش آن، نکات زیر میتوانند مفید باشند:
نویسهگردانی: کلمه "زایر" به صورت "زائر" نیز نوشته میشود و هر دو شکل صحیح هستند، ولی "زائر" بیشتر در متون رسمی و مذهبی مورد استفاده قرار میگیرد.
نحوه استفاده: این کلمه معمولاً به عنوان اسم مستعمل است و در جملات به شکلهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. مانند: "زایران به کربلا رفتند."
جمع: جمع "زایر" به صورت "زائران" نوشته و تلفظ میشود.
نقش نحوی: "زایر" میتواند به عنوان فاعل، مفعول و یا غیره در جملات استفاده شود. به عنوان مثال: "زایر به زیارت میرود."
نگارش صحیح: در نگارش رسمی و ادبی، سعی کنید از علامات نگارشی به درستی استفاده کنید. به عنوان مثال:
"زایران با دلهای پر از ایمان به زیارت میروند."
استفاده در متون ادبی: در شعرها و متون ادبی، این کلمه ممکن است با تلخی یا تلطیف عواطف مرتبط باشد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "زایر" به درستی و به شیوهای اصولی در نوشتههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "زایر" در جمله آورده شده است:
زایرانی که به کربلا سفر کردهاند، با عشق و ارادت به امام حسین (ع) احترام میگذارند.
زایرین در هنگام رفتن به زیارت، آداب و رسوم خاصی را رعایت میکنند.
بسیاری از زایران در ایام محرم برای عزاداری و زیارت به مشهد میروند.
زایر کوچکی به همراه خانوادهاش به حرم امام رضا (ع) رفت تا دعای خیر کند.
برگزاری مراسم بزرگداشت زایرین در حسینیهها به یک tradition تبدیل شده است.