جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: زرد. [ زَ ] (ص ) هر چیزی که برنگ طلا و لیمو و یا زعفرانی رنگ و اصفر. (ناظم الاطباء). ترجمه ٔ اصفر. (آنندراج ). پارسی باستان زرته ، اوستا زرته ، ارمنی زرته گوین (زردگون ، گل زرد)... پهلوی زرت ، کردی «زرد» ، افغانی زیر ، بلوچی «زرد» ، وخی «زرد» ، شغنی «زیرد» ، سریکلی «زیرد» ، گیلکی «زرد» ... (حاشیه ٔ برهان چ معین ). هر چیز که به رنگ زر (طلا)، لیمو یا زعفران باشد. زعفرانی رنگ . اصفر... یکی از رنگهای سه گانه ٔ اصلی نقاشی است که قابل تجزیه است . این رنگ اگر با دو رنگ اصلی دیگر (قرمز و آبی ) ترکیب شود رنگهای نارنجی و سبز بدست می آید. (فرهنگ فارسی معین ) : پیری مرا به زرگری افکند ای شگفت بی کاه و دود زردم و همواره ، سرف سرف . کسائی (از لغت فرس اسدی چ دبیرسیاقی ص 85). چون بچه ٔ کبوتر منقار سخت کرد هموار کرد موی و شدش مویکان زرد. بوشکور. روی مرا هجر کرد زردتر از زر گردن من عشق کرد نرمتر از دخ . شاکری بخاری . گرچه زرد است همچو زر پشیز یا سپید است همچو سیم ارزیز. لبیبی . پدید آمد آنگاه باریک و زرد چو پشت کسی کو غم عشق خورد. فردوسی . همه جامه ها سرخ و زرد و بنفش شهنشاه باکاویانی درفش . فردوسی . چو بشنید گشتاسب شد پر ز درد ز مژگان ببارید خوناب زرد. فردوسی . از لب جوی عدوی تو برآمد ز نخست زین قبل کاسته و زرد و نوان باشد نال . فرخی . تا سرخ بود چون رخ معشوقان نارنج تا زرد بود چون رخ مهجوران آبی . فرخی . بچه ٔ سرخ چو خون و بچه ٔ زرد چو کاه . منوچهری (یادداشت بخطمرحوم دهخدا). آنچه زر نقد بود در کیسه های حریر سرخ و سبز و سیمها، در کیسه های زرد دیداری . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 319). زیرا که ظاهر است مرا کاین ستارگان نز ذات خویش زرد و سپید و معصفرند. ناصرخسرو. - آب زرد ؛ اشک خون آلود. سرشکی دردآلود و آمیخته به خون . اشک تلخ . اشک خونابه گون . زردابه : همی گفت با لب پر از باد سرد فروریخت از دیدگان آب زرد. فردوسی . ببارید از دیدگان آب زرد دلش گشت پُرتاب و جان پر ز درد. فردوسی . از این گفته شد پهلوان پر ز درد فروریخت از دیدگان آب زرد. فردوسی . فروریخت از دیدگان آب زرد زدرد سیاوش بسی یاد کرد. فردوسی . رجوع به زردابه شود. - روی و رخ و رخسار زرد ؛ از علائم حسد و رنج : ز مریم همی بود شیرین بدرد همیشه ز رشکش دو رخساره زرد. فردوسی . - || از علائم ترس و نگرانی : لب موبدان خشک و رخساره زرد زبان پر ز گفتار و دل پر ز درد که گر بودنی بازگوئیم راست شود سر بیکبار و جان بی بهاست . فردوسی . - || نشان شرمساری و خجلت و سرافگندنی : بگرد دروغ ایچ گونه مگرد چو گردی بود بخت را روی زرد. فردوسی . - || از علائم بیماری و ضعف و ناتوانی : تنش زشت و بینی کژ و روی زرد بداندیش و کوتاه و دل پر ز درد. فردوسی . من ازبینوایی نیم روی زرد غم بینوایان رخم زرد کرد. سعدی (بوستان ). || مقابل پول سفید. پولی از زر. مسکوکی از زر. سکه ای از زر. پول طلا، یک پنجهزاری زرد. یک تومانی زرد. یک دوهزاری زرد. (از یادداشت های بخط مرحوم دهخدا) : این پیر زال گول زند زن را از این زباله درهم و دینارش ... از زرد وسرخ مرد بنفریبد ناراست صره ٔ وی و قنطارش . ناصرخسرو (دیوان ص 209). 1- صفرا
2- پژمرده، پلاسيده، خشك yellow, citrine, pale, canary, wan أصفر، اللون الأصفر، صفر، صفر من المرض sarı jaune gelb amarillo giallo ترسو، اصفر، عسلی، رنگ پریده، کم رنگ، بی نور، رنگ رفته، قناری، رنگ زرد روشن، کم خون
کلمه "زرد" در زبان فارسی به عنوان صفت و رنگ به کار میرود و در جملات و متون مختلف ممکن است به اشکال مختلف مورد استفاده قرار گیرد. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
نقش کلمه: "زرد" غالباً به عنوان صفت برای توصیف اسمها (مانند: "زردی، زردپوست، زردرنگ") به کار میرود.
ترکیبها: این کلمه میتواند در ترکیب با اسمهای دیگر قرار گیرد. به عنوان مثال:
زرد رنگ
زرد چشمان
گل زرد
نوشتار صحیح: این کلمه به صورت "زرد" نوشته میشود و باید توجه داشت که در نوشتار فارسی نباید از دیکتههای غیررسمی یا اشتباهات نگارشی استفاده کرد.
قواعد انشا: هنگام استفاده از "زرد" در نوشتار، برای زیبایی و انسجام متن، باید به جملهسازی و ساختار جملات توجه کرد. به عنوان مثال:
"این گل زرد زیباست."
"آسمان در غروب زرد رنگ میشود."
اشتقاق: از کلمه "زرد" میتوان مشتقات و واژههای جدیدی ساخت، مانند "زردی" (به معنای زرد بودن یا رنگ زرد).
استفاده مجازی: در برخی موارد، "زرد" میتواند به طور مجازی به کار رود، به عنوان مثال برای توصیف حالتی از افسردگی یا تنهایی.
این نکات میتواند به شما کمک کند تا در نوشتار خود از کلمه "زرد" به درستی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "زرد" در جملات مختلف آمده است:
آسمان در غروب به رنگ زرد زیبا درآمده بود.
این میوهای که خریدی، زرد و رسیده به نظر میرسد.
گلهای زرد در باغچه بامدادی زیبا بودند.
او پیراهن زرد رنگی به تن داشت که بسیار به او میآمد.
زردی برگهای پاییزی نشاندهنده تغییر فصل است.
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: ترسو، اصفر، عسلی، رنگ پریده، کم رنگ، بی نور، رنگ رفته، قناری، رنگ زرد روشن، کم خون