شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zardru
yellow  |

زردرو

معنی: زردرو. [ زَ ] (ص مرکب ) زردروی . زردرخ . (فرهنگ فارسی معین ). زردگونه . که رخساری زرد رنگ دارد بی علتی : اهواز شهری است سخت خرم و اندر خوزستان شهری نیست از آن خرم تر با نعمت های بسیارو نهادی نیکوی و مردمانی زردرو. (حدود العالم ). || خزان زده در صفت باغ و درختان :
مرا رفیقی امروز گفت خانه بساز
که باغ تیره شد و زردروی و بی دیدار.
فرخی .
|| شرمنده ٔ ناتوان و بیمارگونه . دل شکسته و غمگین . منفعل از خجلت یا ترس یا اندوه و خشم . زار و نزار از بیماری :
سپه شد شکسته دل و زردروی
برآمد ز آوردگه گفتگوی .
فردوسی .
چو بشنید بهرام و شد زردروی
نگه کرد خرادبرزین بدوی .
فردوسی .
زواره بیامد به نزدیک اوی
ورا دید تیره دل و زردروی .
فردوسی .
ده تن از تو، زردروی و بینوا خسبد همی
تا به گلگون می تو روی خویش را گلگون کنی .
ناصرخسرو.
سپیدکار سیه دل ، سپهر سبزنمای
کبودسینه و سرخ اشک و زردرویم کرد.
خاقانی .
عصای کلیمند بسیارخوار
به ظاهر چنین زردروی و نزار.
سعدی (بوستان ).
نرفتم به محرومی از هیچ کوی
چرا از در حق شوم زردروی .
سعدی (بوستان ).
رجوع به زرد و دیگر ترکیبهای آن شود. || کنایه از آفتاب . (فرهنگ فارسی معین ). آفتاب . (ناظم الاطباء).
... ادامه
356 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: ‌(صفت) ‹زردروی›
مختصات:
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: zardru
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 417
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
yellow
ترکی
sarı
فرانسوی
jaune
آلمانی
gelb
اسپانیایی
amarillo
ایتالیایی
giallo
عربی
أصفر | اللون الأصفر , صفر , صفر من المرض
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "زردرو" در زبان فارسی به معنای کسی است که چهره‌اش به رنگ زرد درآمده است، که معمولاً به دلیل بیماری یا ضعف جسمانی به کار می‌رود. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، نکات زیر را در نظر داشته باشید:

  1. نقطه‌گذاری:

    • اگر "زردرو" در وسط جمله استفاده می‌شود، باید توجه کنید که جمله به درستی نقطه‌گذاری شده باشد. به عنوان مثال: "او به خاطر بیماری‌اش زردرو شده است."
  2. نوشتار صحیح:

    • "زردرو" به صورت جدا از هم و بدون هیچ گونه غلط نوشتاری نوشته می‌شود.
  3. قید و صفت:

    • در برخی موارد می‌توانید از "زردرو" به عنوان صفت استفاده کنید. مانند: "او فردی زردرو و ضعف دارد."
  4. ادغام در متن:
    • در نوشتار خود می‌توانید از کلمات مشابه یا مترادف برای توصیف بیشتر استفاده کنید، مانند: "بیمار" یا "نزار".

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "زردرو" به طور صحیح و مؤثر در متن خود استفاده نمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند جمله به همراه کلمه "زردرو" آورده شده است:

  1. چهره او در زیر نور خورشید زردرو شده بود و به زیبایی خاصی دست یافته بود.
  2. در باغ، گل‌های زردرو شکوفه زده بودند و منظره‌ای دل‌انگیز ایجاد کرده بودند.
  3. وقتی که از پنجره به بیرون نگاه کردم، کودکی زردرو با لبخندی شیرین در حال بازی بود.
  4. آن لباس زردرو که بر تن داشتم، توجه همه را به خود جلب کرده بود.
  5. در میان سفر، درختان زردرو زیبایی را در اطراف جاده به نمایش گذاشته بودند.

امیدوارم این جمله‌ها مفید باشند!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری