شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zamen
time  |

زمن

معنی: زمن . [ زَ م ِ ] (ع ص ) برجای مانده . ج ، زمنون . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بر جای مانده و مبتلا شده به آفت زمانه . (غیاث ). افکار. (مهذب الاسماء). افکار. زمین گیر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
چون بدست زمن زمن باشی
تو نباشی مُسِن مَسِن باشی .
سنائی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
با جوش ضمیر و جیش نطقش
مه شد زمن و عطارد ابکم .
خاقانی (یادداشت ایضاً).
ساری گفتا که سرو هست زمن پای لنگ
لاله از او به که کرد دشت بدشت انقلاب .
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 43).
فلک دایه ٔ سالخورده ست و در بر
زمین را چو طفل زمن ، زان نماید.
خاقانی (ایضاًص 127).
شیفته شد عقل و تبه گشت رای
آبله شد دست و زمن گشت پای .
نظامی .
نقل است که جوانی مادری بیمار داشت و زمن شده . روزی گفت : ای فرزند! اگر خشنودی من میخواهی ... (تذکرة الاولیاء عطار).
سرش بازپیچید و رگ راست شد
وگر وی نبودی زمن خواست شد.
سعدی (بوستان ).
|| بیمار که بیماری آن از مدت دراز باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین ). || (اِ) انبار و توده ٔ سرگین . (ناظم الاطباء).
... ادامه
439 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (زَ مَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 97
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
time
ترکی
zaman
فرانسوی
temps
آلمانی
zeit
اسپانیایی
tiempo
ایتالیایی
tempo
عربی
وقت | مرة , توقيت , فترة , زمن , مدة , موعد , زمان , ساعة , عهد , عصر , أوان , موسم , الساعات التي قضاها , قاس الوقت
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "زمن" در زبان فارسی به معنای "از زمان" یا "در زمان" است و بیشتر به عنوان یک حرف اضافه و در برخی موارد به صورت ترکیبات مختلف به کار می‌رود. این واژه معمولاً در زبان ادبی و رسمی به کار می‌رود. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و استفاده صحیح از کلمه "زمن" اشاره می‌کنم:

  1. نقطه‌گذاری: برای استفاده از "زمن" در جملات، باید به نحوه‌ی نگارش جملات دقت کنید، مثلاً:

    • «زمن کمال عقل، انسان‌ها به خودآگاهی می‌رسند.»
  2. استفاده در متن: "زمن" را اغلب در جملات ادبی، تاریخی و فلسفی شاهد هستیم. می‌تواند در جملاتی مانند زیر به کار رود:

    • «زمن دوران قدیم، علم و دانش در حال شکوفایی بود.»
  3. تطابق با دیگر اجزای جمله: هنگامی که از "زمن" استفاده می‌کنید، باید توجه داشته باشید که سایر اجزای جمله نیز با آن هم‌خوانی داشته باشند.

    • برای مثال: «زمن حیات زمین، تغییرات زیادی را تجربه می‌کند.»
  4. ترکیب‌ها: "زمن" می‌تواند در ترکیب با دیگر کلمات نیز به کار رود مثل:

    • "زمن حال" به معنای "در زمان حال."
    • "زمن گذشته" به معنای "در زمان گذشته."
  5. اجتناب از تکرار: هنگام استفاده از "زمن" در جملات، سعی کنید از تکرار بی‌مورد آن پرهیز کنید و به جای آن از ضمایر یا واژه‌های مرتبط دیگر استفاده کنید.

استفاده صحیح و به جا از "زمن" می‌تواند به زیبایی و رسایی زبان فارسی شما کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. زمن تغییرات زیادی کرده و زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده است.
  2. در زمنی که تکنولوژی به سرعت در حال پیشرفت است، نیاز به یادگیری مداوم بیشتر از هر زمان دیگری احساس می‌شود.
  3. من درون زمنی پر از امید و شادی زندگی می‌کنم که هر روز فرصتی تازه برای رشد و شکوفایی فراهم می‌آورد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری