شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zanje(a)bil
ginger  |

زنجبیل

معنی: زنجبیل . [ زَ ج َ ] (ع اِ) می . (منتهی الارب ) (آنندراج ). می . شراب . (ناظم الاطباء). خمر. (اقرب الموارد). || بیخ نباتی است که بفارسی آنوجه و به هندی سونتهه نامند برگ آن شبیه به برگ نی ... (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام دوایی معروف و به این معنی معرب زنکویر است . (غیاث ). بیخ نباتی است که در زمین غده هایی تند و گزنده از آن بوجود می آید و از این بیخ نباتی چون نی و بردی برآید و آن معرب شنگبیل فارسی است . (از اقرب الموارد). بیخ گیاهی است که برگ آن مانند برگ نی و بردی و آن را در بوزارها و توابل داخل کنند و در طب نیز بکار برند. و به فارسی شنکلیل و شنگبیز نامند. (ناظم الاطباء). بیخی است معروف و گیاه او شبیه به گیاه شقاقل و از آن بسیار کوچکترو بی گل و بی ثمر و در مازندران نیز می باشد... (تحفه ٔحکیم مؤمن ). زنجفیل . شنگلیل . شنگویز. ریشه ای باشد از گیاهی چون قصب و بردی و راسن و آن ریشه ٔ تند و زبان گز است و عطری دارد و از ابزار دیکهاست و آن به بلاد زنج (زنگبار)، زمین عمان ، یمن و نیز به هندوستان باشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زنجفیل . جنزبیل . زنزبیل . گیاهی است پایا از تیره ٔ زنجبیلها از راسته ٔتک لپه ای ها که دارای ریزوم غده ای ناهموار و 3 تا 4 ساقه ٔ یکساله به ارتفاع 30 سانتیمتر تا یک متر است . برگهایش متناوب و دراز و نوک تیز و دارای یک رگبرگ اصلی مشخص و رگبرگهای فرعی مایل است . پهنک برگ این گیاه به غلاف بزرگ و شکافداری منتهی میشود که قسمت زیادی از ساقه را فرامی گیرد. گلهایش مجتمع بصورت سنبله و از فلس های نازک پوشیده شده اند. رنگ گلها مایل به زرد و دارای لکه های متمایل به قهوه ای است . قسمت مورد استفاده ٔ این گیاه ریزوم آن است که پس از خشک کردن به بازار عرضه میشود. بوی زنجبیل قوی و معطر و مطبوع و طعمش حاد و سوزان است . شنکلیل . سندهی . ادرک . (فرهنگ فارسی معین ) :
تا به رنگ و بوی چون سوسن نباشد شنبلید
تا به طعم و فعل چون زیتون نباشد زنجبیل .
فرخی .
رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن ، اختیارات بدیعی ، ترجمه ٔ داود ضریر انطاکی ، المعرب جوالیقی ، ترجمه ٔ صیدنه و ترکیبهای این کلمه شود.
- تیره ٔ زنجبیل ؛ گیاهان این تیره همه در مناطق گرم روئیده و ساقه های هوایی آنها شاخه ٔ فرعی ندارد، گلهای آنها نیز نامنظم است . انواع آن که بعضی از آنها خواص دارویی و خوراکی دارند از این قرارند:
1 -زنجبیل که ساقه های زیرین آن بسیار تند و از ادویه خوراکی است . 2 - قسط که جنس تلخ و شیرین دارد و برضد کرم بکار رود. 3 - زرچوبه که یک جنس آن زرد و جنس معطر آن بنام جذوار مشهور است . 4 - هیل که معمولا آن را هل می گویند و دانه های آن از ادویه ٔ معطر است . این گیاهان همه مخصوص نواحی گرمند، فقط زرچوبه در ایران اخیراً کاشته شده و قابل پرورش است . (گیاه شناسی گل گلاب ص 290).
- زنجبیل الکلاب ؛ تره ای است تند که برگش به برگ بید ماند و شاخهای سرخ دارد... و سگ را می کشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گیاهی است بسیار تند و کشنده ٔ سگ و برگش مثل برگ بید و درازتر و به زردی مایل و کم آب و شاخهای او سرخ است ... (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). سگ کش . فلفل الماء. فرزخه . گیاهی است برگش چون برگ بید و شاخهای آن سرخ و آن را فلفل الماء گویند چه بر سرچشمه ها و آبگیرها روید و طعمش تند و زبان گز است . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). (از اقرب الموارد). رجوع به ترجمه ٔ صیدنه ، ترجمه ٔ داود ضریر انطاکی و اختیارات بدیعی شود.
- زنجبیل بستانی . رجوع به زنجبیل شامی شود.
- زنجبیل بلدی ؛ راسن . زنجبیل شامی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). راسن است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به زنجبیل شامی شود.
- زنجبیل پرورده ؛ مربای خشک آن است . زنجبیل مربا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). مربای زنجبیل . کنسروزنجبیل . (فرهنگ فارسی معین ).
- زنجبیل شامی ؛ زنجبیل الشام که زنجبیل بستانی هم نامیده میشود. راسن . زنجبیل البلدی . (از دزی ج 1 ص 605). راسن .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). راسن باشد و آن نوعی از فیلگوش است و بعضی بیخ راسن را گفته اند. مربای آن جمیع المهای سرد را نافع است . (برهان ) (آنندراج ). زنجبیل شامی و زنجبیل بلدی راسن است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). گیاهی است زیبا و پایا از تیره ٔ مرکبان که ارتفاعش بین 1/75 تا 2 متر میرسد و غالباً در چمنزارها و نواحی مرطوب بحالت خودرو می روید. ریشه اش ضخیم و گوشتدار و ساقه اش راست و استوانه ای شکل با شاخه های متعدد است قطعات خشک شده ٔ ریشه ٔ آن و مربای وی در طب مستعمل است . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به اختیارات بدیعی و ترجمه ٔ داود ضریر انطاکی شود.
- زنجبیل عجم ؛ زنجبیل العجم .اشترغاز . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). زنجبیل فارسی اشترغار است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
- زنجبیل فارسی ؛ زنجبیل فارس . زنجبیل الفارس . اشترغار. (منتهی الارب ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به ترکیب قبل شود.
- زَنجَبیل کوکَه ؛ زنجفیل کوکه . نانی به اندازه و شکل نیم گلوله ٔ توپ که در خمیر آن شکر و زنجبیل کرده باشند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
... ادامه
761 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [معرب، مٲخوذ از فارسی: زنجپیل] ‹زنجفیل، شنگلیل، شنگویر› (زیست‌شناسی)
مختصات: (زَ جِ) (اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: zanjabil
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 102
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
ginger
ترکی
zencefil
فرانسوی
gingembre
آلمانی
ingwer
اسپانیایی
jengibre
ایتالیایی
zenzero
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "زنجبیل" یک نام عمومی برای یک گیاه دارویی و ادویه است که در فارسی به همین شکل نوشته و تلفظ می‌شود. در اینجا برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه را بررسی می‌کنیم:

  1. نوشتار صحیح: کلمه به صورت "زنجبیل" نوشته می‌شود و شکل‌های دیگری مانند "زنجبیل" یا "زنجبيل" نادرست هستند.

  2. تنوع در استفاده: این کلمه می‌تواند به عنوان اسم ذکر گردد و در جملات مختلف به کار رود. به عنوان مثال: "من از زنجبیل برای طعم دادن به چای استفاده می‌کنم."

  3. گونه‌های زبانی: "زنجبیل" در زبان‌های دیگر نیز معادل‌هایی دارد که ممکن است در متون علمی یا آشپزی به کار رود.

  4. نکته‌های نگارشی: در صورتی که این کلمه در متنی به کار رود، باید به قواعد عمومی نگارش توجه شود، مانند قرار دادن کاما یا نقطه در پایان جملات.

  5. جمع و مفرد: شکل مفرد است و در صورت نیاز به جمع می‌توان از "زنجبیل‌ها" یا "زنجبیل‌ها" استفاده کرد.

  6. توجه به تلفظ: تلفظ صحیح کلمه "زنجبیل" به صورت "zan-zh-bil" است که باید در نوشتارهایی که به تلفظ‌ها اشاره دارند، مدنظر قرار گیرد.

به طور کلی، نگارش و استفاده از کلمه "زنجبیل" در متون فارسی باید به طور صحیح و مطابق با قواعد زبان و نگارش فارسی انجام گیرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "زنجبیل" در جمله آورده شده است:

  1. چای زنجبیل یکی از نوشیدنی‌های محبوب در فصل زمستان است.
  2. زنجبیل تازه را می‌توان به سالادها و غذاها اضافه کرد تا طعمی تند و معطر به آنها بدهد.
  3. استفاده از زنجبیل در درمان سرماخوردگی و گلودرد بسیار مؤثر است.
  4. دستور تهیه کیک زنجبیلی را از کتاب آشپزی جدیدم برداشتم و خیلی خوشمزه شد.
  5. زنجبیل خشک شده در بسیاری از ادویه‌جات استفاده می‌شود و طعم خاصی به آن‌ها می‌بخشد.

اگر به جملات بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: زنجفیل، تندی، حرارت

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری