license
98
1889
100
معنی کلمه زنجیر معنی واژه زنجیر
معنی:
زنجیر. [ زِ ] (ع اِ) انگشتک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در عربی صدا را گویند که از زدن انگشت ابهام بر انگشت سبابه برآید. (فرهنگ جهانگیری ). در عربی صداو آوازی باشد که از زدن انگشت ابهام بر انگشت سبابه و وسطی برآید. (برهان ). || سپیدی که بر ناخن نوجوانان ظاهر شود. زنجیره بالهاء مثله . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).مترادف بند، سلسله، غلانگلیسی chain, fetter, sling, link, bond, curb, catena, manacle, track, hobble, tow, chainsعربی سلسلة، المقياس السلسلي، كبل، قيد، صفدترکی zincirفرانسوی chaîneآلمانی ketteاسپانیایی cadenaایتالیایی catenaمرتبط رشته، حلقه، ریسه، قید، بخو، مانع، پا بند، فلاخن، رسن، قلاب سنگ، تسمه تفنگ، پیوند، قلاب، حلقه زنجیر، دانه زنجیر، اوراق قرضه، رابطه، پیوستگی، ضمانت، جدول، لبه پیاده رو، بازداشت، هویزه، عنان، دست بند، مسیر، شیار، راه، خط، جاده، داد و بیداد، یدک کش، طناب، یدک کشی، دوتا
مترادف:
بند، سلسله، غل
ترکیب:
(اسم) [پهلوی: zanĵir]
مختصات:
(زَ) [ په . ] (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
zanjir
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
270
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
chain | fetter , sling , link , bond , curb , catena , manacle , track , hobble , tow , chains
عربی
سلسلة | المقياس السلسلي , كبل , قيد , صفد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "زنجیر" در زبان فارسی به معنای زنجیر یا زنجیر و زنجیر مانند است. بهطور کلی، قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه به موارد زیر مربوط میشود:
نحوه نوشتن : کلمه "زنجیر" به صورت صحیح باید با "ز" نوشته شود و از "ز" دیگر یا الفاظ مشابه استفاده نشود.
استفاده در جملات : این کلمه معمولاً به عنوان اسم یا مفعول به کار میرود. به عنوان مثال:
"زنجیر به درخت بسته شده است."
"او زنجیری را بر روی میزی گذاشت."
تلفظ : توجه به تلفظ صحیح این کلمه مهم است. معمولاً به صورت /zænˈdʒiːr/ تلفظ میشود.
قواعد جمع بسته شدن : جمع این کلمه به صورت "زنجیرها" است. مثلاً: "زنجیرها در گوشهای افتادهاند."
استفاده مجازی : گاهی اوقات این کلمه به صورت مجازی نیز به کار میرود، مثلاً در توصیف محدودیتها یا موانع.
این نکات اصول کلی هستند که میتوانند در استفاده از کلمه "زنجیر" در نگارش فارسی مفید باشند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "زنجیر" در جمله آورده شده است:
زنجیر دوچرخهام را برای جلوگیری از دزدی محکم کردم.
در مراسم عروسی، عروس زنجیری از گلها به گردن داشت.
او زنجیری که به پا داشت را با دقت بررسی کرد تا مطمئن شود که آسیب ندیده است.
زنجیرهای کهنهی آهنی را در حیاط پیدا کردم و تصمیم گرفتم آنها را بازیافت کنم.
زنجیرهای نقرهای که روی سینهاش بود، زیبایی خاصی به ظاهرش میبخشید.
امیدوارم این جملات مفید باشند!
لغتنامه دهخدا واژگان مرتبط: رشته، حلقه، ریسه، قید، بخو، مانع، پا بند، فلاخن، رسن، قلاب سنگ، تسمه تفنگ، پیوند، قلاب، حلقه زنجیر، دانه زنجیر، اوراق قرضه، رابطه، پیوستگی، ضمانت، جدول، لبه پیاده رو، بازداشت، هویزه، عنان، دست بند، مسیر، شیار، راه، خط، جاده، داد و بیداد، یدک کش، طناب، یدک کشی، دوتا