جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: زنگوله . [زَ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) بمعنی زنگله است که جلاجل باشد. (از برهان ). زنگله . زنگل . زنگهای کوچکی که زنان و شاطران بر پای خود بندند و یا به گردن چارپایان آویزند. زنگهای کوچک گردی که بر کناره های کم و دایره آویزان کنند. جلاجل . (فرهنگ فارسی معین ). بمعنی زنگله است . (آنندراج ). جلاجل و زنگهای کوچک مدور. (ناظم الاطباء). زنگله . زنگ خرد. جلجل . جرس خرد. درای . درای خرد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زنگله شود. - زنگوله ٔ پای تابوت ؛ کنایه است از فرزند خردسال مرد یا زن در پیری . (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). - شیخ زنگوله بپا ؛ آخوند لاابالی در منهیات شرع . آخوندی ناپرهیزکار. (یادداشت ایضاً). در افسانه است که شیخی ناپارسا بخاطر فریب عامه زنگوله بپا می بست که بهنگام راه رفتن مورچه ها آوای زنگ را بشنوند و بگریزند و زیر پای او تباه نشوند ولی شیخ در باطن فاسدی بود بی همتا. - طلسم زنگوله ؛ نام طلسمی به قلعه ٔ زنگوله در داستانهای اساطیری ایرانی . محلی در افسانه ها که در آنجا دیوی و طلسمی بوده است . نام جایی طلسم شده در افسانه ها. (یادداشت ایضاً). - امثال : زنگوله را که به پای گربه (یا گردن گربه )می بندد؟ موشها در شورایی عام رای دادند که برای احتراز از ضرر و زیان گربه لازم است که زنگوله ای به گردن وی آویزند تا که نزدیک آید موش بگریزد لیکن به این رای عملی ممکن نشد، چه کسی که بتواند زنگوله به گردن او آویزد یافت نشد . (از یادداشت مرحوم دهخدا). || مقامی است از موسیقی . (برهان ). نوایی از موسیقی . (ناظم الاطباء). یکی از دوازده مقام موسیقی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). مقامی است از موسیقی . قطعه ای است در راست پنجگاه که سه ضربی است . (فرهنگ فارسی معین ). || گنده کنف . رجوع به ابوطیلون شود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). جلاجل، جلجل، زنگ urceolate, the bell urceolate Çan la cloche die klingel la campana la campana کوزهای، دارای شکم بزرگ و دهانه کوچک
کلمه "زنگوله" در زبان فارسی به معنای یک نوع شیء گرد و معمولاً فلزی است که به عنوان زنگ یا علامت در اشیاء مختلف استفاده میشود. برای نحوهی نگارش و استفادهی این کلمه، به نکات زیر توجه کنید:
نگارش صحیح: کلمه "زنگوله" به همین شکل نوشته میشود و خطای نگارشی در آن وجود ندارد.
کتابت: در متون فارسی، کلمات باید با دقت و به دستورات نگارشی درست نوشته شوند. "زنگوله" باید با حروف جداگانه و بدون استفاده از علامتهای اضافی نوشته شود.
سرفصلگذاری: اگر در یک متن به موضوع زنگوله پرداخته میشود، میتوانید از زیرسرفصلها استفاده کنید و در هر زیرسرفصل به جزئیات مختلفی مثل کاربردها، تاریخچه و انواع آن اشاره کنید.
نقشهای دستوری: این کلمه معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود. در جملات، میتواند به عنوان مفعول، فاعل یا مضافالیه به کار رود.
مثالها:
زنگولهها در دامداری برای شناسایی حیوانات استفاده میشوند.
صدای زنگوله در دوردستها به گوش میرسید.
با رعایت نکات فوق، میتوانید کلمه "زنگوله" را به درستی و به شکل صحیح در نگارش خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "زنگوله" در جمله آورده شده است:
وقتی گربهام وارد خانه شد، زنگولهای که به گردنش بود صدای جالبی ایجاد کرد.
زنگولههای روی درختان کریسمس در شب عید، زیبایی خاصی به آن بخشیده بود.
کودک با خوشحالی زنگولهای که به دوچرخهاش آویزان کرده بود، به صدا درآورد.
در جشن تولد، بر روی کیک زنگولههای شکلاتی تزئین شده بود که همه را شگفتزده کرد.
هنگام عبور از پل، زنگولهای که به گردن اسب وصل بود، صدای ملایمی را پخش کرد.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!