شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zehdān
womb  |

زهدان

معنی: زهدان . [ زِ ] (اِ مرکب ) بچه دان و قرارگاه نطفه باشد و به عربی رحم گویند. (برهان ). رحم که قرارگاه نطفه باشد. (غیاث ) (آنندراج ). بچه دان . (آنندراج ). بچه دان که عبارت از رحم باشد. (فرهنگ رشیدی ). رحم . (ترجمان القرآن ). زاقدان . (شرفنامه ٔ منیری ). جایی در شکم مادر که بچه در آن قرار دارد. بچه دان . رحم . (فرهنگ فارسی معین ). بچه دان و اتون و رحم و قرارگاه نطفه . (ناظم الاطباء). عضو عضلانی مجوفی که در داخل لگن خاصره قرار دارد و جنین در آن تکامل پیدا می کند. زهدان انسان گلابی شکل و بطول 7 و 8 سانتیمتر است . سر باریک این عضو در پایین به مهبل متصل است و قسمت بالای آن بوسیله ٔ دو لوله که راه عبور تخمهاست به تخمدان مربوط می گردد. رحم در طی حاملگی با ازدیاد فشار داخلی بزرگ میشود و حجم آن بحدی می رسد که بتواند جنین ، جفت ، و کیسه ٔ جنین را در خود جای بدهد. پس از وضع حمل در طی چند روز رفته رفته به حجم عادی خود بازمی گردد. (از دائرة المعارف فارسی ) :
وین عجوز خشک پستان بهر بیشی امتش
مادر یحیی است گویی تازه زهدان آمده .
خاقانی .
عجوز جهان مادر یحیی آسا
ازو حامل تازه زهدان نماید.
خاقانی .
مادر نحل که افگانه کند هرسحرش
چون شفق خون شده زهدان بخراسان یابم .
خاقانی .
- افتادن زهدان ؛ سقوط رحم . (ناظم الاطباء).
- زهدانک ؛ رحم خرد. بچه دان کوچک :
رخسارکتان گونه ٔ دینار گرفته
زهدانکتان بچه ٔ بسیار گرفته .
منوچهری .
... ادامه
894 | 0
مترادف: بچه دان، بون، پوگان، تخمدان، رحم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) (زیست‌شناسی)
مختصات: (زِ) (اِمر.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: zehdAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 67
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
womb | uterus , matrix , the womb
ترکی
dölyatağı
فرانسوی
l'utérus
آلمانی
die gebärmutter
اسپانیایی
el utero
ایتالیایی
il grembo
عربی
رحم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "زهدان" در زبان فارسی به معنی "رحم" و "محل پرورش جنین" است. در نوشتار و مکالمه، برای استفاده صحیح از این کلمه، به نکات زیر توجه کنید:

  1. املا: کلمه "زهدان" با حرف "ز" و "ه" و "د" و "ان" نوشته می‌شود. املای آن باید به دقت رعایت شود.

  2. استفاده از نقطه‌گذاری: اگر کلمه در داخل جمله استفاده می‌شود، باید با سایر کلمات به درستی جابجا شود و به قواعد نقطه‌گذاری توجه شود. مثلاً: "زهدان نقش مهمی در توسعه جنین دارد."

  3. توجه به سیاق و متن: هنگام استفاده از کلمه "زهدان"، باید محتوای متن و سیاق آن را در نظر بگیرید. این کلمه معمولاً در متون علمی یا پزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  4. تعبیر و تفسیر: اگر قصد دارید مفهوم این کلمه را توضیح دهید، می‌توانید با جملات ساده و واضح، تعریف کنید که "زهدان" به چه معنایی است و چه کارکردی دارد.

  5. اجتناب از استفاده‌های غیررسمی: در متون رسمی یا علمی، از استفاده‌های غیررسمی و اصطلاحات عامیانه پرهیز کنید.

به این نکات توجه کنید تا به طور صحیح و مؤثر از کلمه "زهدان" استفاده نمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "زهدان" در جمله‌ها آورده شده است:

  1. پزشک به بررسی زهدان بیمار پرداخت تا از سلامت او مطمئن شود.
  2. زهدان به عنوان محلی برای رشد و توسعه جنین در دوران بارداری شناخته می‌شود.
  3. او درباره اهمیت مراقبت از زهدان و سلامت باروری در جلسات آموزشی صحبت کرد.
  4. زهدان یک بخش مهم از سیستم تولیدمثل زنان است که نقش حیاتی در بارداری ایفا می‌کند.

اگر پرسش دیگری دارید یا به اطلاعات بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: بطن، شکم، ماتریس، موطن، جای پیدایش

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری