شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zehi

زهی

معنی: زهی .[ زِ ] (صوت ) ادات تحسین . آفرین . احسنت . خهی . (فرهنگ فارسی معین ). کلمه ٔ تحسین است . (غیاث ). کلمه ٔ تحسین و آفرین است مانند خهی . (آنندراج ) (از شرفنامه ٔ منیری ). و این هم مرکب است از زه ای چنانچه خهی از خه ای . (شرفنامه ٔ منیری ). کلمه ٔ تحسین یعنی خهی و چه خوش است و چه خوب . (ناظم الاطباء). خهی . احسنت . خوشا. چه بسیار خوب . آفرین بر. حبذا. چه بسیار نیکو. چه بسیاردر خوبی ... (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
زهی ز هر ادبی یافته تمام نصیب
زهی ز هر هنری بهره ای گرفته تمام .
فرخی .
زهی خسروی کز همه خسروان
به مردی ترا نیست همتا و یار.
فرخی .
زهی موفق و منصور شاه بی همتا
زهی مظفر و مشهور خسرو والا
زهی جهان سعادت بتو فزوده خطر
زهی سپهر جلالت بتو گرفته ضیا...
زهی سخای مصور به روز بزم و نشاط
زهی قضای مجسم به روز رزم و وغا.
مسعودسعد (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
ز احداث فسق تو مر این و آن را
زهی نان پخته زهی گاو زاده .
سوزنی (یادداشت ایضاً).
مقام دولت و اقبال را مقیم توئی
زهی رفیع مقام و خهی شریف مقیم .
سوزنی (یادداشت ایضاً).
زهی کهی و خهی چشمه ای که اندر وی
قرار گیرد مار شکنج و ماهی شیم .
سوزنی (یادداشت ایضاً).
زهی هم تو هم عشق تو آب و آتش
که خود در شما آب و سنگی نبینم .
خاقانی .
اگر به کوه رسیدی روایت سخنش
زهی رشید جواب آمدی بجای صدا.
خاقانی .
می رنگین زهی طاوس بی مار
لب شیرین زهی خرمای بی خار.
نظامی .
زهی قدرت که در حیرت فزودن
چنین ترتیب ها داند نمودن .
نظامی .
احسنت و زهی امیدواری
به زین نبود تمام کاری .
نظامی .
زهی دارنده ٔ اورنگ شاهی
حوالتگاه تأیید الهی .
نظامی .
تو آن وزیری کانصاف پادشاه جهان
به حکم تست منور، زهی ستوده وزیر.
؟ (از لباب الالباب ، از فرهنگ فارسی معین ).
در جهان این مدح و شاباش و زهی
ز اختیار است و حفاظ و آگهی .
مولوی .
درهوای آنکه گویندت زهی
بسته ای بر گردن جانت زهی .
مولوی .
زهی دین و دانش زهی عدل و داد
زهی ملک و دولت که پاینده باد.
سعدی .
اگر جنازه ٔ سعدی بکوی دوست درآرند
زهی حیات نکونام و مردنی به سعادت .
سعدی .
زهی آسایش و راحت ، نظر را کش تو منظوری
خوشا بخشایش و دولت پدر را کش تو فرزندی .
سعدی .
زهی مَلِک . زهی مُلک . زهی امر. زهی نهی . زهی فر. زهی قدر. زهی جاه . زهی دستگاه . (تفسیر مجهول الاسم مائه ٔ هفتم ملکی آقای عبدالعلی صدرالاشرافی ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
سحر کرشمه ٔ چشمت بخواب می دیدم
زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست .
حافظ.
طالع اگر مدد کند دامنش آورم به کف
گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف .
حافظ.
زهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کام غمزدگان غمگسار بازآید.
حافظ.
|| ادات تفجع. افسوس . آه . دریغا. (فرهنگ فارسی معین ). کلمه ٔ افسوس یعنی آه و آه و دریغا. (ناظم الاطباء). چه بسیار دربدی . چنانکه خهی تنها در اعجاب از حسن نیست بلکه دراعجاب از قبح هم آید. هیهات . کلمه ای است برای تحقیر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
من آن نگویم اگر کس به رغم من گوید
زهی سپاه بنفرین خهی طلیعه ٔ شوم .
سوزنی (یادداشت ایضاً).
زهی نادان که او خورشید تابان
به نور شمع جوید در بیابان .
شیخ محمود شبستری (یادداشت ایضاً).
زهی ابله که او از بهر مرده
کند با زندگان عصر خود جنگ .
ابن یمین .
به کوی می فروشانش بجامی برنمی گیرند
زهی سجاده ٔ تقوی که یک ساغر نمی ارزد.
حافظ (یادداشت ایضاً).
زهی خیال که منشور عشقبازی من
از آن کمانچه ٔ ابرو رسد به طغرائی .
حافظ (یادداشت ایضاً).
ریا حلال شمارند و جام باده حرام
زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش .
حافظ.
منم که بی تو نفس می کشم زهی خجلت
مگر تو عفو کنی ورنه چیست عذر گناه .
حافظ (از فرهنگ فارسی معین ).
... ادامه
1062 | 0
مترادف: آفرين، احسنت، اينت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت نسبی، منسوب به زه۲) [قدیمی]
مختصات: ( ~.) (ص نسب .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: zehi
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 22
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
ترکی
sicim
فرانسوی
chaîne
آلمانی
zeichenfolge
اسپانیایی
cadena
ایتالیایی
corda
عربی
سلسلة | خيط , وتر , شريحة , رتل , خيط رفيع , حبل مرسى , حبل المشنقة , وتر الآلات , إسطبل , فريق موقت , ترادف , ركيزة , ضلع مساعد , شرط , عصبة , وسيلة , زخرف , غزل , اصطف , رافق , صحب , نظم في سلسلة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "زهی" در زبان فارسی به معنای "آفرین" یا "خوشا" است و معمولاً برای بیان شگفتی، تحسین یا تعجب به کار می‌رود. در ادامه، نکاتی درباره قواعد کاربرد و نگارش این کلمه آورده شده است:

  1. نحوه نگارش: کلمه "زهی" به صورت جدا نوشته می‌شود و نباید با کلمات دیگر ترکیب شود.

  2. محل استفاده: "زهی" معمولاً در جملات تعجبی یا تحسینی به کار می‌رود. به عنوان مثال:

    • زهی هنر، آفرین بر تو!
    • زهی ذوق و سلیقه‌ات!
  3. استفاده در اشعار و نثر: این کلمه به ویژه در شعر فارسی و نثر ادبی کاربرد فراوانی دارد و می‌تواند به عنوان یک عنصر زیبایی‌شناختی و ادبی به کار رود.

  4. جدا از فعل: معمولاً در جملاتی که حاوی فعل هستند، "زهی" به عنوان یک عبارت مستقل و جدا از فعل قرار می‌گیرد.

  5. قید یا تعجب: "زهی" به عنوان قید تعجبی به کار می‌رود و به همین دلیل، ممکن است با جملات یا عبارات تحسینی دیگر ترکیب شود.

در استفاده از "زهی" توجه به لحن و سیاق جمله اهمیت دارد تا به درستی معنای مورد نظر منتقل شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "زهی" در جمله آورده‌ام:

  1. زهی شوق و شادی که با دیدن این منظره زیبا به قلبم راه یافته است.
  2. زهی غم و اندوه که در چهره‌اش نمایان بود، قلب هر بیننده‌ای را به درد می‌آورد.
  3. زهی سعادت که نصیب انسانهایی می‌شود که در خدمت جامعه هستند.
  4. زهی عشق و محبت که در کلام او موج می‌زد و دل هر کس را می‌ربود.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، بفرمایید!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری