جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: زیادی . (اِخ ) زیادبن احمدبن مسلم الزیادی ، مکنی به ابوالفضل . او فرزند امیر ابوجعفر زیادی و در آخر عهد سامانیان والی بیهق بود و هر کرا از عمال دیوان وفات رسیدی از ترکه ٔ او مالی افزون از آنچه که رسم بود طلب کردی و نیز در بیهق هرکه بمردی از ترکه ٔ او چیزی خواستی اگرچه ورثه ٔ دیگربودندی . و چون نوبت به سلطان محمود رسید آن ظلم برانداخت . ابوالفضل در خدمت امیر ابوعلی سیمجور و امیر ابوالقاسم بود. او را با ایشان بگرفتند و حبس کردند و چون او را پیش سلطان محمود آوردند محمود او را رهاکرد و در آن وقت که سلطان محمود به ولایت کابل رفت تا حق خویش از برادر خویش اسماعیل سبکتکین بستاند امیر زیاد را نیابت خویش داد در امارت خراسان و دارالملک نیشابور به وی سپرد (بسال 388 هَ . ق .) و در این وقت امیر ابوسعید سیمجور قصد نیشابور کرد امیر زیاد او را بگرفت و حبس کرد و فتنه بنشاند. سپس میان حمیدبن مهدی نایب امیر قابوس و زیاد منازعت و جنگ درگرفت .زیاد اسیر شد و به گرگان منتقل گردید و در ذی قعده ٔ 391 در آنجا درگذشت . (از تاریخ بیهق صص 130 - 131). اضافي، زايد، فرط، فزوني، كثرت، مازاد، مزيد، وفور كمي wealth, extra, excess, surplus, immensity, excrescence, exorbitance, exorbitancy, immoderacy, nimiety, riffraff, superfluity, superfluous, undue, increscent, a lot ثروة، غنى، غزارة، جزل، يسار، وفرة çok fazla beaucoup eine menge mucho molto ثروت، مال، دارایی، سرمایه، توانگری، اضافه، افراط، فزونی، زیادتی، باقی مانده، عظمت، بیکرانی، زائده، رویش ناهنجار، بر امدگی، بیش از حد، گزافی، بی اندازگی، فوق العادگی، بی اعتدالی، نامحدودی، نا پرهیزکاری، حشو و زواید، اطناب، ته مانده، انبوه، اشغال، توده، تفاله، فراوانی بیش از حد، زائد، اطناب امیز، بی مورد، ناروا، غیر ضروری، افزایش، زیاد شونده، زیاد
کلمه "زیادی" در زبان فارسی به عنوان یک قید و صفت به کار میرود و چند نکته نگارشی و grammatical درباره آن وجود دارد:
بهکاربردن در جمله: کلمه "زیادی" معمولاً برای بیان کمیت بیش از حد یا بیشتر از نیاز استفاده میشود. مثلاً:
"او کتابهای زیادی خوانده است."
"باید غذا را در حد نیاز تهیه کنیم، نه زیاد."
نحوه ترکیب: "زیادی" میتواند در ترکیب با دیگر کلمات نیز قرار بگیرد. مثلاً:
"مقدار زیادی"
"زمان زیادی"
جایگاه در جمله: "زیادی" معمولاً قبل از اسم قرار میگیرد و به آن توصیف میدهد. مثلاً:
"مشکلات زیادی داریم."
"خودکارهای زیادی در کیفم هست."
نکات نگارشی: در نگارش باید به فاصلهگذاری و نقطهگذاری مناسب توجه کرد. عبارتهایی که "زیادی" در آنها به کار میرود، باید بهدرستی و با رعایت قواعد دستوری و نقطهگذاری نوشته شوند.
توجه به جمع و مفرد: در استعمال این کلمه، توجه به جمع و مفرد بودن اسم مرتبط ضروری است. برای مثال:
"من سوالات زیادی داشتم." (جمع)
"یک سوال زیادی پرسیدم." (در اینجا "زیادی" به درستی استفاده نشده و باید به صورت "سوال زیادی" باشد).
توجه به این نکات کمک میکند تا کلمه "زیادی" بهدرستی و در جای مناسب در متنتان به کار رود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته، در اینجا چند مثال برای کلمه "زیادی" در جملات مختلف آورده شده است:
او در مسابقه ورزشی خیلی تلاش کرد و نتیجهی زیادی به دست آورد.
در این کتاب اطلاعات زیادی درباره تاریخ ایران وجود دارد.
زمان زیادی برای تکمیل پروژه نیاز دارم.
خانوادهاش از محبت و حمایت زیادی به او ارائه دادند.
در این مدت، تجربههای زیادی کسب کردهام.
اگر سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: ثروت، مال، دارایی، سرمایه، توانگری، اضافه، افراط، فزونی، زیادتی، باقی مانده، عظمت، بیکرانی، زائده، رویش ناهنجار، بر امدگی، بیش از حد، گزافی، بی اندازگی، فوق العادگی، بی اعتدالی، نامحدودی، نا پرهیزکاری، حشو و زواید، اطناب، ته مانده، انبوه، اشغال، توده، تفاله، فراوانی بیش از حد، زائد، اطناب امیز، بی مورد، ناروا، غیر ضروری، افزایش، زیاد شونده، زیاد
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر