جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: زیبایی . (حامص ) زیبائی . خوبی و نیکویی . (آنندراج ). حسن و جمال و ظرافت و لطافت . (ناظم الاطباء). بهاء. حسن . جمال .اورند. اورنگ . افرنگ . براه . خوبی . میسم . ظرافت . قشنگی . زیب . وسامه . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). حالت و کیفیت زیبا. عبارتست از نظم و هماهنگیی که همراه عظمت و پاکی ، در شیئی وجود دارد و عقل و تخیل و تمایلات عالی انسان را تحریک کند و لذت و انبساط پدید آورد وآن امری است نسبی . (فرهنگ فارسی معین ) : ای از رخ تو تافته زیبایی واورنگ افروخته ازطلعت تو مسند و اورنگ . شهید(از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 299). ز بس گنج و زیبایی و فرهی پری مردم و دیو گشتش رهی . فردوسی . ... عیوبه ٔ بازرگان ... چنین پلی برآورد. یک طاق بدین نیکویی و زیبایی . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 261). مرد آنگه رسد به زیبایی که شود همچو باد صحرایی . سنایی . طاوس خودآرایی در زیور زیبایی گردیده قبول آید بر زیورت افشانم . خاقانی . در عهد تو زیبایی چیزی است که خاص است این در عشق تو رسوایی کاری است که عام است این . خاقانی . نه هم زوال پذیری و زیر خاک شوی خود آفتاب گرفتم ترا به زیبایی . کمال اسماعیل . دوش در صحرای خلوت لاف تنهایی زدم خیمه بر بالای منظوران زیبایی زدم . سعدی . چه رویست آنکه دیدارش ببرد از من شکیبایی گواهی میدهد صورت بر اخلاقش به زیبایی . سعدی . || برازندگی . برازیدگی . لیاقت . سزاواری : نخواهند جز تو کسی تخت را کله را و زیبایی و بخت را. فردوسی . همه کس گرچه در زیباپسندی است ز زیبایی نکوتر سودمندی است . امیرخسرو دهلوی . جمال، حسن، خوبرويي، صباحت، نيك منظري، وجاهت زشتي beauty, elegance, grace, seeming, sheen, concinnity, glee, pulchritude الجمال، جمال، حسناء، طلاوة، غانية، شىء جميل güzellik beauté schönheit belleza bellezza زنان زیبا، خوشگلی، خوش رویی، ظرافت، لطافت، وقار، ریزه کاری، خوش اندامی، بخشش، جذابیت، منت، اقبال، جلوه، برق، درخشندگی، تابش، تناسب، سرور و نشاط، خوشحالی، شادی، خوشی ونشاط، خوشی، قشنگی، زیبا
کلمه "زیبایی" به عنوان یک اسم انتزاعی در زبان فارسی قرار دارد و به مفهومی اشاره میکند که زیبایی، جاذبه و جذابیت را به تصویر میکشد. در زیر به برخی از قواعد مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
جنس و عدد: "زیبایی" یک اسم مؤنث است و در حالت مفرد به کار میرود. برای اشاره به زیباییهای متعدد میتوان از "زیباییها" استفاده کرد.
قید و صفت: صفات و قیود مختلف میتوانند برای توصیف زیبایی به کار بروند. به عنوان مثال:
زیبایی طبیعی
زیبایی بینظیر
زیبایی خیرهکننده
ترکیبهای معنادار: میتوان کلمه زیبایی را با کلمات دیگر ترکیب کرد تا معانی جدید ایجاد کرد. مانند:
زیبایی ظاهری
زیبایی باطنی
افعال و جملات: این کلمه میتواند در جملات مختلف به کار برود. مثلاً:
"زیبایی طبیعت همیشه مرا شگفتزده میکند."
"او دارای زیبایی خاصی است."
استفاده در شاعری: "زیبایی" به عنوان یک عنصر پرکاربرد در شعر فارسی شناخته میشود و شاعران اغلب از آن برای توصیف معشوق یا مناظر زیبا استفاده میکنند.
با رعایت این قواعد، میتوان در نوشتار و گفتار خود از "زیبایی" به شکل موثری استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "زیبایی" در جمله آورده شده است:
زیبایی گلهای بهاری همیشه من را شگفتزده میکند.
او با هنر خود توانسته است زیبایی را به زندگی مردم بیاورد.
طبیعت در فصل پاییز زیبایی خاصی دارد که قابل وصف نیست.
زیبایی در سادگی موجود است و گاهی پیچیدگیها آن را پنهان میکند.
عکاسی از لحظات زیبا میتواند روح آدمی را شاد کند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!