شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

under and rough  |

زیر و زبر

معنی: زیر و زبر. [ رُ زَ ب َ ] (اِ مرکب ، ق مرکب ) تحت و فوق . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ته و بالا. (ناظم الاطباء) :
و آنچ او از زبر و زیر بود جسم بود
نتوان گفت که خالق را زیر و زبر است .
ناصرخسرو.
چرخ را زیر و زبر نیست بر اهل خرد
آنچ از او زیر تو آمد دگری را زبر است .
ناصرخسرو.
گاویست در آسمان سنامش پروین
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت گشای ای اهل یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین .
خیام (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
نگه کردم از زیر تخت وزبر
یکی پرده دیدم مکلل به زر.
سعدی (بوستان ).
|| اعراب الفاظ. (آنندراج ). کسره و فتحه . (ناظم الاطباء). کسره و فتحه . ضبط و اعراب حروف . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || (ص مرکب ) به مجاز،افراط و تفریط در احوال را گویند. (آنندراج ). پریشان . (ناظم الاطباء). سخت خراب . سخت ویران . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
پدر بی پسر بد پسر بی پدر
همه لشکر گشن زیر و زبر.
فردوسی .
شادمان باد به عدلش همه گیتی چو بهشت
خانمان عدوی دولت او زیر و زبر.
فرخی .
زیر خاکی و فلک بر زبرت گرید خون
بی تو چون دور فلک زیر و زبر باد پدر.
خاقانی .
تیرش جبریل رنگ باد و پر از فتح ونصر
خانه ٔ اهریمنان زیر و زبر درشکست .
خاقانی .
چو شیرین از شهنشه بی خبر بود
در آن شاهی دلش زیر و زبر بود.
نظامی .
می دوید آن عامی زیر و زبر
تا نماز مرده دریابد مگر.
عطار.
کسی کو بسته ٔ عشقت نباشد
چو زلفت درهم و زیر و زبر باد.
حافظ.
- زیر و زبر شدن ؛ درهم و برهم شدن . پریشان شدن . (فرهنگ فارسی معین ) :
چو شد کار موبد به زاری بسر
همه کشور از درد زیرو زبر.
فردوسی .
چنین هم چو شد شاه بیدادگر
جهان زو شود پاک زیر و زبر.
فردوسی .
ز گفتار بدگوی بر ما پدر
برآشفت و شد کار زیر و زبر.
فردوسی .
و دارا را خود ثقات وی کشتند و کار زیر و زبر شد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 90). آنجا حشمتی باید هرچه تمامتر... و اگر بخلاف این باشد زبون گیرند آنهمه قواعد زیر و زبر شود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 394).
مسیحا گفت خواهم زی پدر شد
جهانی زین سخن زیر و زبر شد.
ناصرخسرو.
خواست کز پیش درم بگذرد از بی خبری
چون چنان دید شد از غم دل من زیر و زبر.
سنائی .
زیر و زبر شود دل خصم تو در نبرد
زینت چو بسته شد به زبرتنگ و زیرتنگ .
سوزنی .
دل شیرین چنان زیر و زبر شد
که از جان و جهان گفتی بدر شد.
نظامی .
- || سرنگون شدن و نابود و فانی گشتن . (ناظم الاطباء). نابود شدن . (فرهنگ فارسی معین ). بالتمام ویران شدن . واژگون شدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
بدان تا چنین روزش آید بسر
شود پادشاهیش زیر و زبر.
فردوسی .
تا خم می را بگشاد مه دوشین سر
زهد من نیست شد و توبه ٔ من زیر و زبر.
فرخی .
بسا سپاه گرانا که بی سپاه شدند
به جنبش قلمی تار و مار و زیر و زبر.
فرخی .
پست منشین و چشم دار و بدانک
زود زیرو زبر شود نیرنگ .
ناصرخسرو.
دشمنان زو شوند زیر و زبر
وین از او کمترین هنر باشد.
مسعودسعد.
خبرت هست کزین زیر و زبر بی خبران
نیست یک پی ز خراسان که نشد زیر و زبر.
انوری .
بنیاد هستی تو چو زیر وزبر شود
در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی .
حافظ.
رجوع به ترکیب زیر و زبر کردن شود.
- زیر و زبر شدن دو تن ؛ یکی بر روی دیگری قرار گرفتن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زیر و زبر کردن ؛ پریشان کردن . درهم و برهم کردن . (فرهنگ فارسی معین ) :
به یک پا بکوشید با نامور
همه غار را کرد زیر و زبر.
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج 2 ص 353).
در طلب آنچه نیاید بدست
زیر و زبر کردی کاچار خویش .
ناصرخسرو.
تا باد دو زلفین ترا زیر و زبر کرد
از آتش غیرت دل من زیر و زبر شد.
خاقانی .
عالم را زیر و زبر کرده ای
تا توئی آخر چه هنر کرده ای .
نظامی .
نیایش در دل خسرو اثر کرد
دلش را چون فلک زیر و زبر کرد.
نظامی .
چون من خسته دل ز تو زیر و زبر بمانده ام
زیر و زبر چه می کنی زلف بتاب ای پسر.
عطار.
نهنگی شو که با دریا کند زور
کند زیر و زبر دریا به یک شور.
امیرخسرو دهلوی .
اعراب کرده نامه نویسم به سوی دوست
یعنی که کرد هجر تو زیر و زبر مرا.
افسر (از آنندراج ).
- || نابود کردن . (فرهنگ فارسی معین ). سرنگون کردن و خراب کردن و پایمال کردن . (ناظم الاطباء). تمام خراب و ویران کردن . شورانیدن . بشورانیدن . سخت ویران کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
میان را ببندد به کین پدر
کند کشور تور زیرو زبر.
فردوسی .
بخواهم ازو کین فرخ پدر
کنم پادشاهیش زیر و زبر.
فردوسی .
بدو گفت کای ناکس بی هنر
چرا کردی این بوم زیر و زبر.
فردوسی .
گر بخواهد به چنین مردی کاورد بجنگ
خانمان همه یکباره کند زیر و زبر.
فرخی .
نامه ٔ مغرب به کسر دشمن و فتح عجم
کسر و فتحش کرده نام دشمنان زیرو زبر.
خواجه محی الدین سلمان (از آنندراج ).
- || همه جا را تجسس کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زیر و زبر کرده ؛ ویران شده . منهدم گردیده :
همه بوم زیر و زبر کرده اید
مهان کشته و کهتران برده اید.
فردوسی .
- || پریشان . درهم .
- زیر و زبر گردانیدن ؛ ویران کردن . منهدم کردن . نابود کردن : و سرای و موضع ایشان را زیر و زبر گردانید. (تاریخ قم ص 61). و باروی آن خراب کرد و آتشکده را زیر و زبر گردانید و آتش را بنشاند. (تاریخ قم ص 89).
- زیر و زبر گردیدن ؛ نابود شدن : حصون هند بر دست لشکر او زیر و زبر گردید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 417).
- زیر و زبر گشتن ؛ درهم و پریشان و ویران گردیدن :
کجا رفت اسکندر نامور
کزو گشت اقلیم زیر و زبر.
فردوسی .
چو بشنید قیدافه این از پسر
دلش گشت زان درد زیر و زبر.
فردوسی .
همان شاه لهراسپ با پیره سر
همه بلخ از او گشت زیر و زبر.
فردوسی .
... ادامه
632 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 432
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
under and rough
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، کلمه "زیر" و "زبر" هر دو از کلمات پرکاربرد هستند که در معانی مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در زیر به توضیحات و قواعد نگارشی مربوط به این دو کلمه می‌پردازیم:

1. زیر

  • معنی: به معنای پایین، بخش پایینی یا سمت زیر.
  • استفاده در جملات:
    • "کتاب زیر میز است."
    • "او زیر درخت نشسته است."

2. زبر

  • معنی: به معنای سطح ناصاف، خشن یا ناهموار.
  • استفاده در جملات:
    • "این پارچه زبر است."
    • "سطح میز کمی زبر به نظر می‌رسد."

قواعد نگارشی:

  • فاصله: این دو کلمه معمولاً به تنهایی استفاده می‌شوند و نباید به هم چسبیده نوشته شوند.
  • ویرگول و نقاط: زمانی که این کلمات در جمله‌ها استفاده می‌شوند، به قوانین عمومی نگارش جمله رعایت شود، از جمله استفاده صحیح از ویرگول و سایر نشانه‌های نگارشی.

نکات دیگر:

  • آوا و تلفظ: توجه به تلفظ صحیح این کلمات (زیرا به صورت زبر و زِیر [با کسر ه ] تلفظ نمی‌شوند) اهمیت دارد.
  • ترکیب با دیگر کلمات: این کلمات ممکن است با سایر واژه‌ها ترکیب شوند و معانی جدیدی ایجاد کنند، مانند "زیر و زبر" یا "زیرساخت".

اگر سوال یا نکته خاصی برای توضیح بیشتر دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری