جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: زیردستی . [ دَ ] (حامص مرکب ) اطاعت و فرمانبرداری و فروتنی . (ناظم الاطباء). کهتری . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : اگر من سزاوار شاهی نیم مبادا که در زیردستی زیم . فردوسی . پر از لابه و زیردستی ودرد نخست آفرین بر جهاندار کرد. فردوسی . تو او را به تن زیردستی نمای یکی در سخن نیز چربی فزای . فردوسی . ترا گر دست بالا می پرستم بحکم زیردستی زیردستم . نظامی . ای شش جهت از بلند و پستی مملوک ترا به زیردستی . نظامی . - زیردستی کردن ؛ فروتنی کردن . کهتری کردن . اطاعت و فرمانبرداری کردن : به بالاترین پایه پستی کند همان دعوی زیردستی کند. نظامی . به ارمن در، آتش پرستی کند دگر شاه را زیردستی کند. نظامی . چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی . سعدی . || (ص نسبی ، اِ مرکب ) آنچه بزیر کاغذ نهند تا نوشتن آسان شود. زیرمشقی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || بشقاب که گذارند در سر سفره یا میز عصرانه و صبحانه تا فضول میوه و جز آن در آن ریزند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بشقابهای کوچک چینی یا فلزی یا پلاستیک که برای گذاشتن شیرینی و آجیل و نظایر آن مستعمل است و در سر سفره در آن سبزی خوردن و پنیر و دیگر مخلفات و خوراکیهای غیراساسی را می گذارند. (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). maulstick, subordinate com.mulstick ast subalterne untergeordnet subordinar subordinare زیر دستی، دستگیره، تکیه دست
کلمه "زیردستی" در فارسی به معنای افرادی است که در یک نظام یا سازمان، در ردهای پایینتر از یک نفر دیگر قرار دارند. برای نوشتن و استفاده صحیح از این کلمه، میتوان نکات زیر را در نظر گرفت:
نحوه نوشتن: "زیردستی" به صورت یک کلمه نوشته میشود و باید به شکل صحیح و درست در متون استفاده شود.
مفهوم و کاربرد: این واژه معمولاً در زمینههای اداری، سازمانی و مدیریتی به کار میرود و به افرادی اشاره دارد که تحت نظر و سرپرستی فرد دیگری فعالیت میکنند.
جمع و مفرد:
جمع: زیردستان
مفرد: زیردست (در برخی موارد به کار میرود)
همنشینیها: این کلمه معمولاً با واژههایی مانند "مدیر"، "رئیس"، و "کارمند" همراه میشود. مثلاً "زیردستان مدیر" یا "زیردستان سازمان".
قواعد نگارشی:
استفاده از علائم نگارشی در جملات حاوی این کلمه باید به درستی رعایت شود.
در ادبیات رسمی و نوشتاری، مد نظر قرار دادن ساختار جملات هم باید انجام شود تا کلمه در متن به خوبی جا بیفتد.
به عنوان مثال: "مدیر با زیردستان خود جلسهای برگزار کرد."
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "زیردستی" در جملات مختلف آورده شده است:
مدیر پروژه به زیردستیهای خود گفت که باید تمام گزارشها را قبل از پایان هفته آماده کنند.
زیردستیهای او همیشه در جلسات حاضر بودند و نظرات مفیدی ارائه میدادند.
او به عنوان یک زیردستی کار خود را با تمام تلاش انجام میدهد تا به هدفهای تیم برسد.
زیردستیاش در انجام وظایفش بسیار کوشا بود و همیشه در تلاش برای یادگیری بیشتر بود.
اگر به جملات بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: زیر دستی، دستگیره، تکیه دست
جعبه لام تا کام
وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.