جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ساج . (اِ) مرغی بود که آن را مرغ کنجدخواره گویند. (برهان ). مرغی است کنجدخوار. (انجمن آرا) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (فرهنگ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). و بعضی ماده ٔ مرغ کنجدخواره را ساج گویند. (برهان ). ماده ٔ مرغ کنجدخوارک . (شرفنامه ٔ منیری ) : چون زاغ شب از گشادن پر بر بست زبان مرغ دراج طاوس ملائکه تذروی کش کبک نمود کمتر از ساج . خواجه عمید لومکی (از جهانگیری ) (انجمن آرا) (آنندراج ). || تابه ٔ نان پزی و آن آهنی باشد پهن که نان تنک را بر بالای آن پزند. (برهان ). در ترکی «ساج » بهمین معنی است «جغتائی 333» ، و در گیلان نانی را که بر این تابه پخته شود «نان ساج » گویند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ظرفی ریختگی است که برای سرخ کردن ماهی بکار میرود. (فرهنگ گیلکی ). ظرفی آهنین و مدور قدری محدب که در بعضی جاها نان روی آن پزند و همه جا کلوچه روی آن پخته شود. || در لهجه ٔ گیلکی ، زلف یا موی بر گشته بطرف بالا، کاکل . (فرهنگ گیلکی ). در تداول ترکی زبانان به این معنی ساج استعمال میشود. || نام خورشی است مانند آش که در آن برنج و اسفناج و نخود و آب غوره کرده و گوشت پخته ، نان خورش کنند و در تبرستان متداول و مستعمل است . (آنندراج ) (انجمن آرا). 1- تابه، تاوه
2- بالاپوش، طيلسان
3- درخت ساك
4- مرغ كنجدخوار، كنجدخوراك teak خشب الساج، الساج شجر ضخم tik teck teak teca teak