جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سار. (اِ) پرنده ای است سیاه و خوش آواز که خالهای سفید ریزه دارد. و مرغ ملخ خوار نوعی از آن است . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). جانوری است پرنده و سیاه رنگ که خالهای سفید دارد و خوش آواز بود. (جهانگیری ). در عربی آن را زرزور و در ترکی صغجق گویند. (شعوری ). و در شیراز آن را کاوینک گویند. (رشیدی ). نام مرغی است سخنگوی . (حاشیه ٔ لغت فرس نسخه ٔ خطی نخجوانی ). زرزور. (بحرالجواهر) (زمخشری ). سودانیه . (بحر الجواهر) (زمخشری ) (نخبة الدهر). ساری . (انجمن آرا).سارج . (شرفنامه ٔ منیری ). مرغی است حلال گوشت از جمله ٔ طیور وحشی . سارک . سارنج . سارچه . ساسر. سیاسر. سنقورجوق . سوران : آن زنگی زلفین بدان رنگین رخسار چون سار سیاه است و گل اندر دهن سار. (مجلدی از حاشیه ٔ لغت فرس نسخه ٔ خطی نخجوانی ). برآمد ز شاخ آن نگونسار سار که بر سیم بازد ز منقار، قار. اسدی (گرشاسبنامه ). و سار را که به تازی زرازیر گویند زیان ندارد [ نوعی از زهرها ] . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). من شده چون عنکبوت در پی آن دربدر بانگ کشیده چو سار از پی این جابجا. خاقانی . از خسان چو سار شورانگیز چون ملخ بر ملا گریخته ام . خاقانی . گر ملخ را نیست بر پا موزه ٔ زرین سار ران او رانین دیبا برنتابد بیش ازین . خاقانی . اگر در ریاض نعم ایشان [ آل سامان و آل بویه ] چون عندلیب نوای خوش میزدند و یا چون سار بر گلزارترنمی بنوا میکردند بدیع نبود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 ص 9). باز صید آرد بخود از کوهسار لاجرم شاهش خوراند کبک و سار. (مثنوی ). فغان ز درد دل سار و ناله ٔ سحرش که هست درد دل سار علت ساری . سلمان ساوجی . رجوع به سارج ، سارچه ، سارک ، سارنگ ، سارو، ساروک ، ساری ، شار، شارک و شارو، ونیز رجوع به سودانیه شود. || سار ابلق . مرغ ملخ خوار. سار توتی . || سار سبز. قاریه .(مهذب الاسماء). قاریه . پرنده ای است کوتاه پای ، بلندمنقار و پشت سبز. (زمخشری ). سبزقبا. (شعوری ) (اشتینگاس ). || لاله سار، نام مرغی است سخنگوی و سیاه . (فرهنگ اوبهی ) (برهان ). رجوع به همین کلمه شود. || به معنی شتر هم آمده است چه شتربان را سارابان گویند . (جهانگیری ) (برهان ) (غیاث ) (شعوری ) (انجمن آرا) : داشتی آن تاجر دولت شعار صد قطار سار اندر زیر بار. رودکی (از جهانگیری ، انجمن آرا، آنندراج ). به این معنی در جائی دیده نشده است و در بیت رودکی بجای سار اشتر هم می توان گذاشت بی اخلالی در نظم . (یادداشت مؤلف ). رجوع به ساربان شود. || کلک و نی میان تهی . (جهانگیری ) (برهان ) (شعوری ) (انجمن آرا) (آنندراج ). || جای افشردن انگور. و به عربی آن را معصر خوانند. (برهان ). || بلند و بالا. (برهان ). starling, dole, distress, grief, head, heartache, sar زرزور، الزرزور طائر، طائر الزرزور sar sar sar sar sar زرزر، حق بیمه ایام بیکاری، صدقه، قسمت، حصه، اندوه، پریشانی، درد، سختی، تنگدستی، غم، غصه، حزن، رنجش، سر، رئيس، راس، رهبر، کله، درد قلب
starling|dole , distress , grief , head , heartache , sar
ترکی
sar
فرانسوی
sar
آلمانی
sar
اسپانیایی
sar
ایتالیایی
sar
عربی
زرزور|الزرزور طائر , طائر الزرزور
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سار" در زبان فارسی میتواند به معانی مختلفی اشاره داشته باشد. در زیر به چندین نکته نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
تعریف: "سار" معمولاً به نوعی پرنده اشاره دارد که در خانوادهپرندههای کوچک و رنگارنگ قرار دارد. همچنین میتواند به معنای "سار" در اصطلاحات مختلف یا در متون خاص نیز باشد.
نوشتن با حروف بزرگ: در لابهلای متن، اگر "سار" به عنوان اسم خاص یا در عنوان کتاب، مقاله و غیره استفاده میشود، باید با حروف بزرگ نوشته شود.
نقطهگذاری: برای استفاده از "سار" در جملات، باید به قواعد نقطهگذاری توجه کرد. به عنوان مثال، اگر از "سار" در یک جمله توصیفی استفاده میکنید، لازم است جمله به طور کامل و با ساختار مناسب نوشته شود.
قواعد جمع بستن: در فارسی، برای جمع بستن کلمات، قواعد خاصی وجود دارد. "سار" در حالت جمع به "سارها" تبدیل میشود.
استفاده در مجازات و دیالوگها: در نوشتن داستان یا متنهای ادبی، میتوان از "سار" به عنوان نماد یا نمادین برای خلق تصاویر زبانی یا حسوحال خاص استفاده کرد.
معنی در بافتهای مختلف: این کلمه ممکن است در بافت زبانی یا ادبی متفاوت معانی مختلفی بگیرد، لذا توجه به متن و زمینه استفاده آن مهم است.
در نهایت، برای استفاده صحیح و مناسب از کلمه "سار" در نوشتار، باید به لحن و بافت مورد نظر توجه داشت و اصول نگارشی را رعایت کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سار" در جمله آورده شده است:
صبحها صدای سارها در باغ دلانگیز بود.
سارها معمولاً در فصل بهار برای جوجهکشی به این منطقه میآیند.
او با دقت به پرواز سارهایی که در آسمان جست و خیز میکردند، خیره شد.
بچهها در حال تماشای یک دسته سار بودند که به دنبال دانهها میرفتند.
به نظر میرسید سارها در این فصل بیشتر از همیشه شاداب و سرحال هستند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!