شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sāri
infectious  |

ساری

معنی: ساری . (ترکی ، پیشوند) مزید مقدم (پیشوند) امکنه . در اسامی مواضع و قری آمده است : ساری آغاج . ساری آغل . ساری اوجاق . ساری اقل . ساری باغ . ساری بلاغ . ساری بیگلو. ساری جا. ساریجالو. ساری چمن . ساری خانلو. ساری خانی . ساری داغ . ساری درق . ساری رودپی . ساری سو. ساری سو با سار. ساری قاش . ساری قشلاق . ساری قمش . ساری قبه . ساری قورخان . ساری کند. ساری گونی . ساری یاناق . رجوع به هریک از کلمات فوق و رجوع به سارو شود. || مزید مقدم (پیشوند) اعلام و اسامی : ساری پیره . ساری تقی . رجوع به سارو شود.
... ادامه
3252 | 0
مترادف: 1- شايع، واگير، سرايت كننده 2- جاري، روان
متضاد: راكد 1- نافذ 2- سار، سارنگ 3- فوطه، چادر، پوشش، جامه (زنان هندي)
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی]
مختصات: (اِفا.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: sAri
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 271
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
infectious | contagious , catching , pestiferous , transmissible , virulent , sari
ترکی
sari
فرانسوی
sari
آلمانی
sari
اسپانیایی
sari
ایتالیایی
sari
عربی
معد | مفسد , ملوث , ممكن بثه , المعدية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «ساری» در زبان فارسی می‌تواند به معانی مختلفی اشاره داشته باشد و بسته به زمینه‌ای که در آن استفاده می‌شود، قواعد نگارشی و کاربردهای متفاوتی دارد. در ادامه به برخی از نکات و قواعد مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. اسم خاص: در صورتی که «ساری» به عنوان نام یک شهر (ساری، مرکز استان مازندران) استفاده شود، این کلمه به صورت خاص و با حرف اول بزرگ نوشته می‌شود. مثلاً: «من به ساری سفر کردم.»

  2. اسم نعت: در برخی موارد، «ساری» به معنای «جاری» و به عنوان صفتی برای توصیف چیزی استفاده می‌شود. در این صورت ممکن است در ترکیب با اسم‌های دیگر به کار رود. برای مثال: «آب ساری».

  3. نقطه‌گذاری: در جملاتی که کلمه «ساری» در وسط جمله قرار می‌گیرد، باید به نکات نگارشی مانند ویرگول و نقطه‌گذاری توجه شود.

  4. استفاده در ترکیبات: «ساری» می‌تواند در ترکیبات مختلف قرار گیرد. برای مثال: «پیشرفت ساری در پروژه‌ها» به این معناست که در حال انجام یک فعالیت جریانی و پویا در زمینه‌ای مشخص هستیم.

  5. نحو و ساختار جملات: بسته به نقشی که «ساری» در جمله دارد، ممکن است به فعل یا اسم‌های دیگر وابسته باشد. توجه به جایگاه آن در جمله و ساختار کلی جمله مهم است.

  6. توجه به حروف اضافه: در زمان ترکیب «ساری» با حروف اضافه، باید به تطابق املایی و معنایی توجه کرد. مثلاً: «در ساری» و «به ساری».

با در نظر گرفتن این نکات، می‌توان از کلمه «ساری» به طور صحیح و مؤثر در نوشتار فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "ساری" در جمله آورده شده است:

  1. شهر ساری یکی از شهرهای زیبای استان مازندران است و طبیعتی بی‌نظیر دارد.
  2. کتاب ساری به بررسی فرهنگ و تاریخ منطقه شمال ایران می‌پردازد.
  3. در فصل بهار، گل‌های ساری در باغ‌ها می‌شکفند و فضای شهر را زیباتر می‌کنند.
  4. او از سمت ساری به تهران سفر کرد تا در کنفرانسی شرکت کند.
  5. غذای محلی ساری همیشه مورد توجه گردشگران قرار می‌گیرد.

اگر سوال دیگری دارید یا به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: عفونی، مسری، واگیر، فاسد کننده، سام، واگیردار، فریبنده، جاذب، ازار دهنده، طاعون اور، فاسد کننده اخلاق دیگری، مضر، قابل انتقال، انتقال پذیر، قابل سرایت، فرافرستادنی، بدخیم، تند، کینه جو، زهراگین، سار

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری