جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ساکت . [ ک ِ ] (اِخ ) میرزا محمدامین فرزند میرزا مؤمن بن خواجه میرزا بیک کدخدای تبریز است . ساکت از شاعران قرن یازدهم و از معاصران و مصاحبان صائب تبریزی است و این تخلص را نیز در اصفهان از صائب گرفته است . وی مدتی در مشهد سکونت داشت . در روزگار عالمگیر اول به هند رفت و داخل «بخشیان » گردید و منصب «هزاری » یافت و در بنگاله از تعینات شایسته خان بود. او راست : چه نویسم ای جفاجو زدل خراب بی تو که نبوده است کارم بجز اضطراب بی تو تو و جلوه ها که هرگز نرسد بیادت از من من و چشم خونفشانی که نکرده خواب بی تو. تا لوح دل ز نقش دوئی پاک کرده ایم از برگ تاک آینه ادراک کرده ایم در جلوه گاه اهل نظر خار و گل یکی است مستی چو شعله از خس و خاشاک کرده ایم آب گهر چکیده ز مژگان نظاره را هر گه نظر بروی عرقناک کرده ایم شاید شود فریفته ٔ خط و خال خویش دامی به راه ز آینه در خاک کرده ایم . ز بس نگاهم از آن شعله آب و تاب گرفت توان ز مردمک دیده ام گلاب گرفت از حوادث در خرابیها درشتان ایمنند سیل برخیزد ز هر جا رو به همواری کند. نوبر نکرده شکوه زبان در دهان ما بیباک شعله ای است که خاموش کرده ایم . (از تذکره ٔ نصرآبادی ص 132). (از تذکره ٔ یوسف علیخان و صحف ابراهیم ) و رجوع به دانشمندان آذربایجان ص 171 و صبح گلشن ص 193 شود. 1- آرام، بي سروصدا، بي صدا
2- خاموش، خموش، سربه زير
3- دنج، راحت، صامت شلوغ quiet, silent, mute, soothed, calm, reticent, still, dormant, noiseless, soundless, imperturbable, serene, acquiescent, stilly, soft-spoken هادئ، صامت، هادي، مطمئن البال، مطمئن، منعزل، عذب، رقيق، وديع، هدوء، سكون، مسالم، أهدأ، سكت، خرس، سكن sessiz silencieux still silencioso silenzioso بی صدا، ارام، ساکن، لال، گنگ، خمش، ملایم، خاطر جمع، اسوده، محتاط در سخن، کم گو، بی حرکت، راکد، خوابیده، تزلزل ناپذیر، خونسرد، بی سر و صدا، متین، صاف، روشن، راضی، راضی شونده، غیرقابل اعتراض، معتدل، دارای صدای نرم و ملایم، ساک
... ادامه
1070|0
مترادف:1- آرام، بي سروصدا، بي صدا
2- خاموش، خموش، سربه زير
3- دنج، راحت، صامت
کلمه «ساکت» در زبان فارسی به معنای بیصدا یا آرام است. این کلمه میتواند به عنوان یک صفت یا اسم نیز به کار برود. در زیر چند نکته درباره قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه آورده شده است:
نحوه نوشتار: کلمه «ساکت» به صورت "ساکت" نوشته میشود و باید به دقت از نظر املایی رعایت شود.
جنس و تعداد:
«ساکت» به عنوان یک صفت، در جنس مذکر و مؤنث به یک شکل به کار میرود (بهعنوان مثال: «او ساکت است» برای هر دو جنس درست است).
در جمع میتوان از «ساکتها» استفاده کرد.
قید و صفت: «ساکت» میتواند به عنوان صفت در کنار اسمها استفاده شود، مانند:
«یک اتاق ساکت»
«یک فرد ساکت»
کاربرد در جملات:
میتوان از این کلمه در جملات به بسیاری از اشکال استفاده کرد:
«این مکان ساکت و آرام است.»
«تو چرا ساکت هستی؟»
نحو و حالتهای معنایی:
در بعضی از موارد، «ساکت» میتواند به عنوان اسم هم به کار رود، مانند «ساکت بودن» که به معنای خاموش یا آرام بودن فرد یا محیطی است.
واژههای همخانواده:
واژههای مرتبط شامل «سکوت»، «ساکتبودن» و ... هستند که میتوانند در جملات مختلف به کار روند.
با رعایت این نکات میتوان استفاده صحیح و بهینهای از کلمه «ساکت» در نگارش و گفتار داشت.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "ساکت" در جملات مختلف آورده شده است:
وقتی به کتابخانه میروم، سعی میکنم ساکت باشم تا مزاحم دیگران نشوم.
اتاق خیلی ساکت بود و فقط صدای ticking ساعت به گوش میرسید.
او در حین سخنرانی دوستانش ساکت و متمرکز بود.
این مکان برای استراحت و تمرکز بسیار ساکت و آرام است.
در شبهای بارانی، صدای باران باعث میشود که هوا ساکت و دلانگیز شود.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: بی صدا، ارام، ساکن، لال، گنگ، خمش، ملایم، خاطر جمع، اسوده، محتاط در سخن، کم گو، بی حرکت، راکد، خوابیده، تزلزل ناپذیر، خونسرد، بی سر و صدا، متین، صاف، روشن، راضی، راضی شونده، غیرقابل اعتراض، معتدل، دارای صدای نرم و ملایم، ساک