شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

setiz
contention  |

ستیز

معنی: ستیز. [ س ِ ] (اِمص ) ستیزه . ستیغ. پازند «ستژیدن » (نزاع کردن = ستیزیدن )، افغانی عاریتی و دخیل «ستزه » (مناقشه ، نزاع ) «هوبشمان 722» (که هوبشمان در آن تردید دارد). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). جنگ و خصومت و سرکشی و لجاجت و خشم و کین و عناد و تعصب و ناسازگاری . (برهان ). تعصب . (صحاح الفرس ). جنگ و خصومت و سرکشی و لجاجت . (آنندراج ) (غیاث ) (جهانگیری ) :
همه پهلوانان براه گریز
ستادند بر جان ودل پر ستیز.
فردوسی .
تو خون سر بیگناهان مریز
نه خوب آید از نامداران ستیز.
فردوسی .
شوم پیش رستم بکین و ستیز
اگر خیزد اندر جهان رستخیز.
فردوسی .
چو رستم ورا دید زآن گونه تیز
بر آشفت زآن پس بخشم و ستیز.
فردوسی .
جهان خواستی یافتن خون مریز
مکن با جهاندار یزدان ستیز.
فردوسی .
بباید جهاندار [ کیخسرو ] با تیغ تیز
سری پر ز کینه دلی پر ستیز.
فردوسی .
مبین نرمی پشت شمشیر تیز
گذارش نگر گاه خشم و ستیز.
اسدی .
سپاهش همه بد ستوه از ستیز
برون رفته هر یک براه گریز.
اسدی .
مستیز که با او نه برآید بستیز
نه تو نه چو توهزار زنار آویز.
سوزنی .
بسوی من نظری کن که بی سبب با من
جهان سفله بکین است و چرخ دون به ستیز.
ظهیر فاریابی .
الهی ... مرا فرو خواهی گذاشت و نخواهی آمرزید، مرا بستیز ایشان برآور. (تذکرة الاولیاء عطار).
چون نداری ناخن درّنده تیز
با ددان آن به که کم گیری ستیز.
سعدی (گلستان ).
ستیز فلک بیخ و بارش بکند
سم اسب دشمن دیارش بکند.
سعدی (بوستان ).
شتربانی آمد بهول و ستیز
زمام شتر بر سرم زد که خیز.
سعدی (بوستان ).
|| ظلم و تعدی . (جهانگیری ) :
جهان خواستی یافتی خون مریز
مکن بی گنه بر تن من ستیز.
فردوسی .
|| (نف مرخم ) ستیزنده . (برهان ) :
بود چون غنچه مهربان در پوست
آشکارا ستیز و پنهان دوست .
نظامی .
|| (اِ) رشک و حسرت . (ناظم الاطباء) :
بروی از گل بموی از مشک نابی
ستیز ماه و رشک آفتابی .
(ویس و رامین ).
دو ماهند اندر این چرخ و دو سروند اندر این بستان
که رشک ماه چرخند و ستیز سرو بستانی .
مجیرالدین بیلقانی .
- پرستیز :
به دژخیم فرمود تا تیغ تیز
کشید و بیامد دلی پر ستیز.
فردوسی .
شب تیره لشکر همی راندتیز
دو دیده پر از خون و دل پر ستیز.
فردوسی .
- هم ستیز :
شد آوازه بر درگه شاه تیز
که هاروت با زهره شد هم ستیز.
نظامی .
... ادامه
884 | 0
مترادف: آرزم، پيكار، تعارض، تنازع، جدال، جر، جنگ، حرب، خصومت، دعوا، رزم، ستيزه، مجادله، پرخاش، كشاكش، كشمكش، معارضه، منازعه، نبرد
متضاد: صلح
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) ‹استیز، استیزه، ستیزه›
مختصات: (س ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: setiz
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 477
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
contention | antagonism , hatred , affray , contest , quarrel , violence , anger , animosity , hate , injustice , scuffle , mix-in , punch-up , fight
ترکی
kavga
فرانسوی
lutte
آلمانی
kämpfen
اسپانیایی
luchar
ایتالیایی
combattimento
عربی
خلاف | نزاع , تنافس , خصام , نضال , كفاح , تنافر , رأى يجادل المرء بسببه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «ستیز» در زبان فارسی به معنای مبارزه، کشمکش و مخالفت استفاده می‌شود. این واژه به عنوان یک اسم و گاهی به عنوان فعل به کار می‌رود. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و نحوه استفاده از این واژه اشاره می‌کنم:

  1. نقطه‌گذاری: هنگام استفاده از «ستیز» در جملات، توجه کنید که جملات به درستی نقطه‌گذاری شوند. برای مثال: «او در ستیز با مشکلات زندگی است.»

  2. تضاد معنایی: «ستیز» معمولاً در جملات و متونی به کار می‌رود که در آن‌ها تضاد و مبارزه وجود داشته باشد. از این رو، می‌توانید آن را در جملات با معانی متضاد (مانند صلح و جنگ) مورد استفاده قرار دهید.

  3. ترکیب‌ها: این کلمه می‌تواند با واژه‌های دیگر ترکیب شود؛ به عنوان مثال: «ستیز لفظی»، «ستیز ذهنی» و غیره.

  4. تطابق فعل با اسم: اگر «ستیز» به عنوان موضوع جمله قرار گیرد، فعل جمله باید با آن هماهنگی داشته باشد. مثلاً: «ستیز به نفعت است» (به جای «ستیز به نفع است»).

  5. مفاهیم و برداشت‌ها: «ستیز» ممکن است بار منفی یا مثبت داشته باشد، بسته به سیاق و زمینه‌ای که در آن استفاده می‌شود. مثلاً: «ستیز عدالت» می‌تواند مفهوم مثبتی داشته باشد، اما «ستیز بی‌جهت» می‌تواند منفی باشد.

با رعایت این نکات، شما می‌توانید «ستیز» را به درستی و مناسب در متون فارسی استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "ستیز" در جمله آورده شده است:

  1. در طول تاریخ، جنگ‌ها و ستیزها برای به دست آوردن قدرت همواره وجود داشته‌اند.
  2. ستیز میان دو طایفه به شدت افزایش یافته و باعث ایجاد تنش در منطقه شده است.
  3. او به دور از ستیز و خصومت، سعی کرد تا مشکلات را با گفتگو حل کند.
  4. این کتاب به بررسی ستیزهای فرهنگی میان ملل مختلف می‌پردازد.
  5. ستیز و رقابت در دنیای ورزش به عنوان یک انگیزه قوی برای بهبود عملکرد athletes شناخته می‌شود.

اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، بفرمایید!


واژگان مرتبط: مشاجره، نزاع، مباحثه، ستیزه، مخالفت، ضدیت، هم اوری، اصل مخالف، نفرت، تنفر، کینه، دشمنی، عداوت، غوغا، سلب ارامش مردم، مسابقه، رقابت، اختلاف، خشونت، شدت، زور، ستم، بی حرمتی، خشم، عصبانیت، غضب، غیظ، براشفتگی، شهامت، اکراه، غل، بی عدالتی، ظلم، بیداد، بی انصافی، کشمکش، جنجال

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری