جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ستیزه . [ س ِ زَ / زِ ] (اِمص ) ستیز. در پهلوی «ستژک » نزاع . دعوی . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). بمعنی ستیز است که جنگ و خصومت و لجاجت و قهر و کین باشد. (برهان ) (آنندراج ). لجاج . (دهار). لجاج . لجاجت . (تاج المصادر بیهقی ) : ستیزه نه خوب آید از نامجوی بپرهیز و گرد ستیزه مپوی . فردوسی . اگر اول که ما قصد این دیارکردیم ... آن ستیزه و لجاج نرفتی این چشم زخم نیفتادی . (تاریخ بیهقی ). ستیزآوری کار آهرمن است ستیزه بپرخاش آبستن است . اسدی . ملک مصر جواب نبشت که ایشان بندگان تو نیستند آزاد و آزاده اند بخت النصر بدین ستیزه برفت و مصر بستد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 6). تبه نمود همی صنعت سحاب از وی بر این ستیزه همه نقش آن بشست سحاب . ابوالمعالی رازی . شهابی تو گاه وغا و ستیزه سحابی تو گاه سخا و مواهب . برهانی یا معزی . گاه از ستیزه گوش فلک برکشیده ای گاه ازکرشمه دیده ٔ اختر شکسته ای . خاقانی . بهر گردشی با سپهر بلند ستیزه مبر تا نیابی گزند. نظامی . ستیزه بجایی رساند سخن که ویران کند خاندان کهن . سعدی . || (اِ) خسک آهنین باشد که بر راه دشمن می پراکندند. (مؤلف ). پرخاش، جدال، جدل، جنگ، حرب، خصومت، دشمني، دعوا، ستيز، ضديت، عناد، كشاكش، مجادله، محاربه، مخالفت، مرافعه، معارضه، منازعه، مناقشه، نبرد، نزاع صلح conflict, dispute, strife, quarrel, squabble, contention, controversy, melee, altercation, disputation, a fight صراع، تعارض، تضارب، خلاف، تناقض، قتال، معركة، تلاطم bir kavga un combat ein kampf una pelea un combattimento تضاد، کشمکش، برخورد، مغایرت، مشاجره، مناظره، چون و چرا، تقلا، کشاکش، سعی بلیغ، اختلاف، داد و بیداد، بحث، نزا مختصر، مباحثه، ستیز، هم ستیزی، بحی، غوغا، بحی و جدل، علم بحی
صراع|تعارض , تضارب , خلاف , تناقض , قتال , معركة , تلاطم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ستیزه" بهطور کلی به معنای "دعوا" یا "اختلاف" است و در زبان فارسی میتواند به دو شکل به کار رود: به عنوان اسم و به عنوان صفت. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
نحوه نگارش:
"ستیزه" بهصورت «ستیزه» نوشته میشود و از نظر املایی صحیح است.
جنس کلمه:
"ستیزه" یک اسم است و به معنای جنگ، نزاع یا اختلاف به کار میرود.
وزن و قافیه:
این کلمه در اشعار فارسی میتواند به راحتی با کلمات و عبارات دیگر قافیه بندی شود.
مفاهیم مرتبط:
همراه با کلمات دیگر میتواند ترکیبهای مختلفی بسازد، مانند "ستیزهجویانه" و "ستیزهگر".
استفاده در جملات:
"برخی از مردم در برابر مشکلات، ستیزه میکنند."
"ستیزهجویی میان دو گروه به بحثهای طولانی منجر شد."
نگارش رسمی:
در متنهای رسمی و اکادمیک، استفاده هدفمند از این کلمه با حفظ دقت در مفهوم و بیان، اهمیت دارد.
اگر سوال خاصی درباره این کلمه دارید یا نیازمند اطلاعات بیشتری هستید، لطفاً بفرمایید!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "ستیزه" در جمله آورده شده است:
در این بحث سیاسی، ستیزه میان دو گروه به شدت بالا گرفته بود.
او همیشه از ستیزه کردن با دوستانش پرهیز میکند و تلاش میکند تا اختلافات را با گفتگو حل کند.
ستیزههای اجتماعی معمولاً ناشی از نابرابریهای اقتصادی و فرهنگی است.
این کتاب به بررسی ستیزههای تاریخی میان ملتها میپردازد و عوامل مؤثر بر آنها را تحلیل میکند.
ستیزه در مذاکرات میتواند به نتیجهگیریهای مثبت منجر شود، اگر طرفین به دنبال درک متقابل باشند.
امیدوارم این جملات برای شما مفید باشند!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: تضاد، کشمکش، برخورد، مغایرت، مشاجره، مناظره، چون و چرا، تقلا، کشاکش، سعی بلیغ، اختلاف، داد و بیداد، بحث، نزا مختصر، مباحثه، ستیز، هم ستیزی، بحی، غوغا، بحی و جدل، علم بحی