شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sejel[l]
register  |

سجل

معنی: سجل . [ س ِ ج ِل ل / س ِ ج ِ ] (از ع ، اِ) چک با مهر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث ) :
مشتری چک نویس قدر تو بس
که سعادت سجل آن چک تست .
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 526).
|| نویسنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || مرد بلغت حبشه .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || نامه . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (شرفنامه ) (المعرب جوالیقی ). || زینهارنامه . (ملخص اللغات ). || حکم . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (متن اللغة) (شرفنامه ) (زمخشری ) (دهار). فتوی قاضی . (ناظم الاطباء). قباله ٔ شرعی . (غیاث ) :
غیر نطق و غیر ایما و سجل
صد هزاران ترجمان خیزد ز دل .
مولوی .
چو قاضی بفکرت نویسد سجل
نگردد ز دستاربندان خجل .
سعدی (بوستان ).
|| عهد و پیمان و مانند آن . (منتهی الارب ). عهد و پیمان . ج ، سجلات . (آنندراج ). کتاب عهد. (اقرب الموارد) :
چون بخون خویشتن بستم سجل
هر سرشکی را گوایی یافتم .
عطار.
سجل دل بخون نبشتم و لیک
نیست یک تن گواه این سجلم .
عطار.
|| طومار. (ناظم الاطباء) :
قاصد بخشش جهان در دو قدم درنوشت
چرخ و زمین چون سجل هر دو بهم درنوشت .
خاقانی .
|| رقمزده . ثبت شده :
هر ثنایی که گفتم او را من
سجلست او بصدر دیوانم .
مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص 337).
|| پیاده ٔ حاکم . (شرفنامه ). پیاده ٔ قاضی . ابومریم . رجوع به کلمات فوق شود. || شناسنامه . ورقه ٔ هویت . نوشته ای است که برای شناسایی شخص جهت توصیف و بیان احوالات شخصی فرد از طرف اداره ٔ آمار و ثبت احوال صادر میشود، و در آن تاریخ تولد و ذکر نام پدر و مادر و سایر خصوصیات بعدی از قبیل تاریخ ازدواج و فوت و اولاد در آن ثبت و ضبط میشود. نام و نشان . (فرهنگستان ). || نورده . || دفتر. || دفتر قضاوت و عدالت . || تصدیق نامه . دفتردار قاضی و یا خود قاضی . || دفتر حقوق و کارهای متعلق بعامه و جز آن . (ناظم الاطباء).
... ادامه
833 | 0
مترادف: 1- شناسنامه، كارت شناسايي 2- پيمان نامه، عهدنامه 3- حكم نامه، فتواي قاضي، حكم محكم 4- قباله مهردار 5- برات مهردار 6- چك دادوستد 7- كتاب عهود واحكام
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: سجّل، جمع: سجلات]
مختصات: (س جِ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: sejell
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 93
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
register
ترکی
kayıt olmak
فرانسوی
registre
آلمانی
registrieren
اسپانیایی
registro
ایتالیایی
registrati
عربی
سجل | تسجيل , قيد , قائمة , قائمة الإنتخابات , دفتر القيد , خانة في سجل , انتظام , عداد , العداد أداة , القدرة الصوتية , جدول , لائحة , تسجل , أرسل بالبريد المسجل , سجل السيارة , دون في سجل , أحصى , انتظم , اتسق , اشتكى , سجل في جدول الخدمة , صوت , كتب , يسجل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سجل" در زبان فارسی چند معنا و کاربرد دارد که بستگی به سیاق جمله دارد. در اینجا به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره می‌کنیم:

  1. معنا و کاربرد:

    • "سجل" به معنای ثبت، ضبط یا نوشتن است. برای مثال در عبارت "سجل احوال" به معنی ثبت احوال افراد است.
    • همچنین در برخی متون رسمی، به معنای شناسنامه یا سند نیز استفاده می‌شود.
  2. نحو و ساختار جمله:

    • "سجل" معمولاً به عنوان اسم استفاده می‌شود و می‌تواند فاعل یا مفعول قرار گیرد. به عنوان مثال: "او سجل را پر کرد." یا "سجل جدید دریافت کردم."
  3. نقطه‌گذاری:

    • اگر "سجل" در وسط جمله بیاید، باید مطابق با قواعد نقطه‌گذاری فارسی، معمولاً به صورت عادی و بدون تغییر نوشتار باشد.
    • در عبارات رسمی یا متون علمی، بهتر است پس از "سجل" از ویرگول استفاده شود تا ارتباط میان اجزای جمله بهتر مشخص شود.
  4. تطابق:

    • در جملاتی که به صفت و یا حالت خاص اشاره می‌شود، "سجل" باید با دیگر عناصر جمله از نظر جنس و شماره مطابقت داشته باشد. به عنوان مثال: "این سجل بیمه معتبر است."
  5. گرامر:
    • "سجل" می‌تواند به صورت‌های مختلفی صرف شود، مثلاً "سجلی" (اسم فاعل) یا "سجله" (اسم مفعول) بسته به نیاز و سیاق جمله.

استفاده صحیح و دقیق از کلمه "سجل" و رعایت قواعد نگارشی می‌تواند به فهم بهتر متن و بهبود کیفیت نوشتار شما کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در زیر چند مثال برای کلمه "سجل" در جملات ارائه می‌شود:

  1. سجل فعالیت‌های روزانه‌ام را در یک دفتر یادداشت کردم.
  2. مدرسه جدید ما یک سجل ثبت‌نام الکترونیکی برای دانش‌آموزان دارد.
  3. او هر شب پیشرفت‌های خود را در کارش در سجل شخصی‌اش می‌نوشت.
  4. مدیر شرکت برای بررسی عملکرد کارکنان، سجلی از موفقیت‌ها و چالش‌های آنان نگهداری می‌کند.
  5. سجل تاریخی این منطقه شامل اطلاعات مهمی درباره فرهنگ و تمدن آن است.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری