جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سدر. [ س َ / س ِ ] (اِ) کُنار راگویند و آن میوه ای است معروف شبیه به آلوچه و در هندوستان بسیار است و بعضی درخت کُنار را گفته اند. گرم و خشک است و قابض ، گویند صمغ درخت آن موی را سرخ گرداند و بعضی گویند عربی است . (برهان ). بکسر اول و سکون دال ، کُنار که میوه ٔ معروف است . (غیاث ). درخت کُنار. (ترجمان القرآن ). کُنار. درختی است . (مهذب الاسماء). درخت کُنار که برگ او را غسول و میوه ٔ او را نبق گویند. (دهار) (بحر الجواهر). سدر به کسر، درخت کُنار. سِدْرة یکی ، سِدرات و سِدِرات و سِدَرات و سَدِرو سُدور جمع آن است . (منتهی الارب ). بفارسی کُنار گویند و مراد از این اسم برگ سائیده ٔ او است و بری او پرخار و ضال نامند و بستانی او کم خار، و ثمرش بزرگترو لذیذتر است . و ثمرش شبیه بسنجد و خوشبو و شیرین وبا اندکی شیرینی زرد و سرخ میباشد. و نشاره ٔ چوب اودر آخر اول سرد و در آخر دوم خشک و قاطع نزف الدم و رافع قرحه ٔ امعاء، و اسهالی که ضعف معده باشد و دافعاستسقاء و سپرز و حقنه او به دستور جهت جراحت امعاءو زردش جهت زخمها نافع و قدر شربتش تا هفت درهمست وبرگ او جهت زخمها و تنقیه ٔ چرک بدن و تقویت موی و منع سقوط آن و تقویت اعصاب و طرد هوام و ضماد او با شراب جهت نضج ورمهای حاد و تحلیل آن مقید و بدستور طبخ تازه و خشک او همین اثر دارد و ثمرش در اول سرد و در دوم خشک و بعضی در اول گرم دانسته اند و نارسیده ٔ ترش او قابض و لزج و مسهل بعصر و رسیده ٔ او قلیل الغذا و دیرهضم و صالح الکیموس و نیم رطل او مسهل صفراء معده و امعا و مطفی حرارت غریبه و خوردن ترش او مانعصعود بخارات بدماغ و رافع صفرا و تشنگی و آب شیرین او مفتح سده و کشنده ٔ کرم معده و امعاء، مضر مبرودین و مصلحش گلقند و در مزاج محرور سکنجبین و ثمر خشک او قوی القبض در حمام جهت رفع تری مجرب و دانه ٔ او بغایت قابض و ضماد کوبیده ٔ او جهت شکستگی اعضا و باعث سرعت حرکت اطفال مؤثر، و چون دانه ٔ نبق را بگلاب آغشته ذرع نمایند از برگ و بار او بوی گل آید و چون بعسل آلوده باشند ثمرش شیرین شود. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). 1- ارز، درخت سليمان، شربين، كنار
2- برگ نرم كنار cedar خشب الارز، عصفور الارز، الارز sedir cèdre zeder cedro cedro سرو، چوب سرو، سروازاد، رنگ قرمز مایل به زرد
کلمه "سدر" به عنوان یک اسم در زبان فارسی به درخت سدر اشاره دارد. در زیر نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه آورده شده است:
نوشتار صحیح: کلمه "سدر" باید به صورت صحیح نوشته شود و از املای نادرست آن پرهیز شود.
نقطهگذاری: اگر "سدر" در وسط یا پایان یک جمله باشد، باید بر اساس قواعد نقطهگذاری، علامت مناسب (مانند نقطه، ویرگول و غیره) را بعد از آن قرار دهید.
قواعد جمع بستن: برای جمع بستن کلمه "سدر"، به شکل "سدرة" یا "سدراها" میتوانید استفاده کنید. البته در زبان فارسی، این نوع جمعسازی بیشتر در زبان عربی رایج است و در محاوره فارسی ممکن است کمتر استفاده شود.
قافیه و مراعات نظیر: در شعر و ادبیات، "سدر" را میتوان در قافیهها و مراعات نظیر به کار برد. به عنوان مثال، استفاده از این کلمه در وصف زیباییهای طبیعت.
معانی دیگر و ترکیبات: "سدر" علاوه بر اشاره به درخت، ممکن است در ترکیب با واژههای دیگر نیز استفاده شود. برای مثال: سدر نشین، سدرزار و غیره.
استفاده در متون علمی و دینی: در متون دینی و علمی، "سدر" ممکن است به موضوعات خاصی اشاره کند که باید در متن با دقت توضیح داده شود.
در نهایت، استفاده صحیح و مناسب از کلمه "سدر" بستگی به سیاق جملات و متون دارد و رعایت نکات بالا میتواند در نگارش درست آن کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سدر" در جمله آمده است:
در باغ خانهام، درختان سدر به زیبایی رشد کردهاند.
بوی خوش چوب سدر در فضای اتاق تازگی خاصی ایجاد کرده است.
استفاده از برگهای سدر در طب سنتی به عنوان دارویی طبیعی رایج است.
پدر بزرگم در جوانی، سدرهایی را در حیاط میکاشت که هنوز هم سرسبز هستند.
زنبورها به گلهای سدر علاقه دارند و در فصل بهار به آنها میآیند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: سرو، چوب سرو، سروازاد، رنگ قرمز مایل به زرد