شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'āgin
agin  |

آگین

معنی: آگین . (پسوند) مرادف ِ آگِن و گِن و گین . درکلمات مرکبه ٔ با آن بمعانی آلود و آلوده آید، مانندعبیرآگین ، عنبرآگین ، مشک آگین ، زهرآگین :
بدخمه درون تخت زرین نهند
کله بر سرش عنبرآگین نهند.
فردوسی .
شکسته زلف تو تازه بنفشه ٔ طبریست
رخ و دو عارض تو تازه لاله و نسرین
تو لاله دیدی شمشادپوش و سنبل تاج
بنفشه دیدی عنبرسرشت و مشک آگین .
فرخی .
ز بس که عنبر و مشک است توده برتوده
دماغ دانش از اندیشه عنبرآگین است .
کمال اسماعیل .
|| مرصع. گوهردرنشانیده . گوهرآگین :
همه طشت زرین و سیمین بدی
چو زرین بدی گوهرآگین بدی .
فردوسی .
از آن تختها چند زرین بدی
چه مایه از او گوهرآگین بدی .
فردوسی .
رکابش دو زرین ، دو سیمین بدی
همان هر یکی گوهرآگین بدی .
فردوسی .
چنین هم بمشکوی زرین من
چه در خانه ٔ گوهرآگین من
پرستار باشد ده و دو هزار
همه پاک با طوق و با گوشوار.
فردوسی .
زآن جام گوهرآگین جمشید خورده حسرت
زآن رمح اژدهاسر ضحاک برده مالش .
خاقانی .
|| محشو. انباشته . ممتلی : عقیق آگین :
تا بدان وقتی که همچون گوی سیمین گشت سیب
نار همچون حقه ٔ گرد عقیق آگین شود.
فرخی .
|| مانند. گونه : طلسم آگین :
من بدین راه طلسم آگین همی کردم نگاه
در تفکر خیره مانده همچو شخص بی روان .
فرخی .
|| صاحب . دارا. مالک : عثرت آگین :
مر ترادین نبی خاص دبستانیست
دین کند جان ترا زنده و علم آگین .
ناصرخسرو.
کژکژی نفس عثرت آگین راست
راستی عقل عاقبت بین راست .
سنائی .
|| اندود. اندوده : زرآگین :
مدخلان را رکاب زرآگین
پای آزادگان نیابد سر.
رودکی .
|| پُر. بسیار: پندآگین . سحرآگین . غم آگین :
آن خوانده ای بخوان سخن حجت
رنگین برنگ معنی و پندآگین .
ناصرخسرو.
... ادامه
968 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: ( اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 81
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
agin
ترکی
ağin
فرانسوی
agine
آلمانی
agin
اسپانیایی
contra
ایتالیایی
agin
عربی
مرة أخرى
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "آگین" یکی از واژه‌های فارسی است که به معنای "آغشته" یا "پوشیده شده" به کار می‌رود. به طور خاص، این کلمه معمولاً در زبان ادبیات یا متون شعری برای توصیف حالتی از آغشته بودن یا رنگی بودن به کار می‌رود. در نگارش صحیح این کلمه باید به چند نکته توجه کرد:

  1. تلفظ صحیح: کلمه "آگین" معمولاً به صورت [â-gin] تلفظ می‌شود.

  2. استفاده در جملات: هنگام استفاده از این کلمه در جملات، مطمئن شوید که مفهوم جمله به طور کلی روشن است و کلمه به درستی در آن جای گرفته است. به عنوان مثال:

    • "گلی آگین در باغچه شکفته بود."
  3. جدا نویسی یا پیوسته نویسی: این کلمه به صورت واحد نوشته می‌شود و نیازی به جدا نویسی نیست.

  4. توجه به قالب نگارش: در متون ادبی یا شعر، می‌توان از کلمه "آگین" در ترکیب‌های خاص استفاده کرد، مثل "چشم آگین" یا "دل آگین" که در این حالت، تأکید بر حالت خاصی از احساس یا زیبایی وجود دارد.

  5. نگارش صحیح: از آنجایی که این کلمه به زبان فارسی است، باید با حروف فارسی و به طور صحیح نگاشته شود.

در صورتی که شما به دنبال کاربرد خاصی از این کلمه یا موضوع خاصی در مورد آن هستید، خوشحال می‌شوم که توضیحات بیشتری ارائه دهم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. درختان سرسبز باغ با گل‌های آگین پر شده‌اند و منظره‌ای زیبا خلق کرده‌اند.
  2. صدای مرغان آوازخوان به همراه باد ملایم، فضای حیاط را به فضایی آگین و آرامش‌بخش تبدیل کرده است.
  3. باران بهاری زمین را آگین کرده و زندگی را به گیاهان بازگردانده است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری