جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سرای . [ س َ ] (اِ) سَرا. خانه که به عربی بیت خوانند. (برهان ). خانه . (آنندراج ) (رشیدی ). دار. (منتهی الارب ) (دهار) (المنجد). منزل . (منتهی الارب ) : دور ماند از سرای خویش و تبار نه سری ساخت بر سر کهسار. رودکی . سرائی است بر کنار مسجد مکه که آن را دار ابویوسف خوانند آن سرای پیغمبر (ص ) بود و در آن سرای از مادر بزاد. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ). و اندر وی سرائی است که زبیده کرده است .(حدود العالم ). می تند گرد سرای و در تو غنده کنون باز فرداش ببین بر تن تو تارتنان . کسایی . کنون این سرای نشست من است همه زابلستان بدست من است . فردوسی . برفت یار بیوفا و شد چنین سرای او خراب چون وفای او. منوچهری . میدانست که چون وی از این سرای فریبنده برود. (تاریخ بیهقی ). چون آنجا رسد یکسره تا سرای پسرم مسعود شود. (تاریخ بیهقی ). و سرای بوسهل را فروگرفتند. (تاریخ بیهقی ). که ماند نکوکاری ایدر بجای بود با تو نیکی به دیگر سرای . اسدی . بقا بعلم خدا ورسول و قرآن است سرای علم و کلید و درست قرآن را. ناصرخسرو. گیتی سرای رهگذران است ای پسر زین بهتر است نیز یکی مستقر مرا. ناصرخسرو. سرایت آباد و زندگانی بسیار. (نوروزنامه ). دایره ٔ تنوره بین ریخته نقطه های زر کرده چو سطح آسمان خط سرای زندگی . خاقانی . امیر ابوالحارث جواب سخت بازداد و فائق به کراهیت از سرای امارت بیرون آمد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). عتبی گوید: از سید ابوجعفر شنیدم که بر در سرای او نوشته است . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). سر و تاج آن پیکر دلربای برآورده تا طاق گنبد سرای . نظامی . نقل است که سرایی عظیم داشت و در آنجاخانه بسیار بوده و تا آن ساعت در آن خانه مقیم بود.(تذکرة الاولیاء عطار). چند گردی گرد عالم بی خبر دل سرای خلوت دلدار کن . عطار. - بستانسرای : نگه داشت بر طاق بستانسرای یکی نامور بلبل خوش سرای . سعدی . - دولت سرای : بیا ساقی آن آب حیوان گوار به دولت سرای سکندرسپار. نظامی . - مهمان سرای : ز قدر و شوکت سلطان نگشت چیزی کم ز التفات به مهمانسرای دهقانی . سعدی . ترکیب های دیگر: - باغچه سرای . حرم سرای . خلوت سرای . خواجه سرای . سرسرای . کاروانسرای . ماتم سرای . مصیبت سرای . وکیل سرای . (ربنجنی ). 1- خانه، سرا، صرح، قصر، منزل
2- حرم، حرمخانه، حرمسرا house منزل، بيت، دار، مسكن، عائلة، أسرة، مأوى، زريبة، مجلس تشريعي، دار المجلس التشريعي، جماعة المشاهدين، ماخور، سكن مسکن، جا، اهل خانه، سرا
... ادامه
1737|0
مترادف:1- خانه، سرا، صرح، قصر، منزل
2- حرم، حرمخانه، حرمسرا
منزل|بيت , دار , مسكن , عائلة , أسرة , مأوى , زريبة , مجلس تشريعي , دار المجلس التشريعي , جماعة المشاهدين , ماخور , سكن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سرای" در زبان فارسی دارای معانی و کارکردهای مختلفی است و میتواند به عنوان اسم، فعل و یا در عبارات و اصطلاحات مختلف مورد استفاده قرار گیرد. در زیر به چند نکته مربوط به قواعد فارسی و نگارشی این کلمه اشاره میکنم:
نحوه نوشتن: "سرای" به صورت «س» و با استفاده از حرف «ر» و حرف صدادار «ای» نوشته میشود. توجه به املای صحیح این کلمه اهمیت دارد.
معانی:
خانه و مکان: بیشترین کاربرد این کلمه به عنوان اسم برای اشاره به یک مکان است، مانند "سرای دوست" یا "سرای فرهنگ".
مجلس و محفل: در بعضی موارد به معنی جایی که تجمع و گردهمایی افراد در آن صورت میگیرد نیز استفاده میشود.
قواعد صرفی:
این کلمه به صورت مؤنث و مذکر استفاده میشود و معانی مختلفی بسته به جملات اطراف آن دارد.
میتوان آن را با پسوندهایی مانند "-ستان" یا "-خانه" ترکیب کرد (بهعنوان مثال: "سرای دانش").
کاربرد در شعر و ادبیات:
"سرای" در شعر و ادبیات فارسی به طور خاص به مکانهای معنوی و فرهنگی اشاره دارد. شاعران از این کلمه در توصیف زیباییهای زندگی و هنری خود استفاده میکنند.
جملات نمونه:
"امروز به سرای دوست خود میروم."
"سرای فرهنگ باید میزبان رویدادهای هنری باشد."
با استفاده از این نکات، میتوانید بهتر و صحیحتر از کلمه "سرای" در نوشتهها و مکالمات خود استفاده کنید.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر