جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سرچشمه . [ س َ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) جائی که از آن آب جوشد. منبع. مخرج الماء. (المنجد) : سرچشمه ٔ حیوان بین در طاس و ز عکس او ریگ تک دریا را بشمار به صبح اندر. خاقانی . دیده ام سرچشمه ٔ خضر و کبوتروار آب خورده و پس جرعه ریزی دردهان آورده ام . خاقانی (دیوان چ سجادی ص 256). به سرچشمه ٔ نیل رغبت نمود که آن پایه را دیده نادیده بود. نظامی . اگر خضر بر آب حیوان گذشت محمد ز سرچشمه ٔ جان گذشت . نظامی . دیدیم بسی آب ز سرچشمه ٔ خرد چون بیشتر آمد شتر و بار ببرد. سعدی . تو اوّل نبستی که سرچشمه بود چو سیلاب شد پیش بستن چه سود. سعدی . ز سرو قد دلجویت مکن محروم چشمم را بدین سرچشمه اش بنشان که خوش آبی روان دارد. حافظ. 1- چشمه، ماخذ، مبدا، منبع، منشا، ينبوع
2- كنه، اصل hotbed, headwaters, source, fountain, derivation, fountainhead, spring, headspring, mother, origin, original, principle, root, springhead, wellhead, wellspring kaynak source quelle fuente fonte سر چشمه، بالای رودخانه، بالارود، منشاء، خاستگاه، مایه، فواره، مخزن، عین، اشتقاق، استخراج، استنتاج، اقتباس، استنساخ، منبع خبر، اصل و سرچشمه، بهار، فصل بهار، فنر، حالت فنری، ورزش و اکروبات با سر، مادر، ننه، مام، والده، نسب، مصدر، قاعده، قاعده کلی، حقیقت، ریشه، پایه، عنصر، بنیاد، سراب، سر دیوار، سرچاه نفت
کلمه "سرچشمه" در زبان فارسی به معنای منبع یا منشا چیزی است و به طور خاص در مواردی مانند منابع آب، الهام، و ایدهها به کار میرود. در اینجا به برخی از قواعد نوشتاری و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
نویسهها: کلمه "سرچشمه" از دو جزء تشکیل شده است: "سر" و "چشمه". اگر بخواهید این کلمه را جدا بنویسید، باید توجه داشته باشید که جدا نوشتن آن در زبان فارسی غالباً صحیح نیست و به صورت یکپارچه نوشته میشود.
علامتگذاری: در متنی که شامل کلمه "سرچشمه" است، دقت کنید که اگر این کلمه در پایان یک جمله قرار دارد، از نقطه (.) استفاده کنید.
قید و صفت: میتوان از "سرچشمه" در ترکیب با قیدها و صفات مختلف استفاده کرد. به عنوان مثال: "سرچشمه الهام"، "سرچشمه فکر"، "سرچشمه اطلاعات".
استفاده در جمله: این کلمه میتواند به عنوان اسم در جملهها به کار برود. به طور مثال: "این کتاب، سرچشمهی دانش در مورد فرهنگ ایرانی است."
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه "sarcheshme" است.
استفاده در متون ادبی و علمی: "سرچشمه" به طور گستردهای در متون ادبی و علمی به کار میرود و میتواند در زمینههای مختلفی از جمله شعر، داستان، و مقالات علمی قابل استفاده باشد.
با رعایت این نکات میتوان به شکل صحیح و مناسبی از کلمه "سرچشمه" در نوشتار فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سرچشمه" در جملات آوردهام:
سرچشمه آن رودخانه در کوههای بلند قرار دارد.
کتابها معمولاً سرچشمه اطلاعات و دانشی هستند که ما به آن نیاز داریم.
این پژوهش به بررسی سرچشمههای فرهنگی و تاریخی یک شهر میپردازد.
عشق و محبت سرچشمهی زندگی سالم و شاداب هستند.
سرچشمههای انرژی تجدیدپذیر میتوانند به کاهش آلودگی کمک کنند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، لطفاً بفرمائید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: سر چشمه، بالای رودخانه، بالارود، منشاء، خاستگاه، مایه، فواره، مخزن، عین، اشتقاق، استخراج، استنتاج، اقتباس، استنساخ، منبع خبر، اصل و سرچشمه، بهار، فصل بهار، فنر، حالت فنری، ورزش و اکروبات با سر، مادر، ننه، مام، والده، نسب، مصدر، قاعده، قاعده کلی، حقیقت، ریشه، پایه، عنصر، بنیاد، سراب، سر دیوار، سرچاه نفت
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر