جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سرحد. [ س َ ح َدد / ح َ ] (اِ مرکب ) حد فاصل در زمین مشترک . (آنندراج ) (از بهار عجم ). از: سر + حد. مرز. ثغر: تونل و تالخزه دو ده است اندر میان کوه نهاده است بر سرحد میان چگل و خلخ . (حدود العالم ). چو آمد به سرحد نزدیک روم شد آراسته یکسر آن مرز و بوم . فردوسی . این مقدمی دیگر بود از سرحد غور و گوزگانان . (تاریخ بیهقی ). وزیران او نامه ها که از لشکرها آمده بود از سرحدهاء ممالک او بر وی عرض کردند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 66). سرحد میان پارس واصفهان یزد خواست و یزد و ابرقویه و سمیرم . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 131). چون به سرحد ولایت فارس رسید طایفه ای از لشکر عضدالدوله به خدمت او رفتند. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ). سر بندگی بر زمینش نهاده همه نامداران دریا و سرحد. سعدی . 1- ثغر، حد، كرانه، مرز، ناحيه
2- سردسير، ييلاق گرمسير، قشلاق border, frontier, boundary, butting, demarcation line, borderline, abutment, bound, boundary line, bourn, bourne الحدود، حدود، حد، حافة، حاشية، جانب، تخم حدود، رقعة ضيقة من الأرض، حاشية زخرفية، رسم الحدود، حاش، تاخم، حاذى، قارب، جاوز، شابه، حازي حاشیه، لبه، خط مرزی، کناره، خط فاصل، صف جلو لشکر، خط سرحدی، کرانه، مجاورت، زمین همسایه، کنار، زمین سر حدی، کران، خیز، جست و خیز، هدف، قلمرو
الحدود|حدود , حد , حافة , حاشية , جانب , تخم حدود , رقعة ضيقة من الأرض , حاشية زخرفية , رسم الحدود , حاش , تاخم , حاذى , قارب , جاوز , شابه , حازي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سرحد" در زبان فارسی به معنای مرز یا خط تفکیک بین دو منطقه یا کشور است. در زیر به برخی از نکات نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
نوشتار صحیح: کلمه "سرحد" به صورت واحد و بدون فاصله نوشته میشود.
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه به صورت "sar-had" است.
قید و وصف: این کلمه میتواند به عنوان اسم به کار رود و گاهی اوقات به صورت صفت نیز در متنها ظاهر میشود. به عنوان مثال: "سرحد ایران و ترکیه".
جمع: جمع این کلمه "سرحدات" است که برای اشاره به چندین مرز یا خط تفکیک بین مناطق مختلف به کار میرود.
قید زمان و مکان: استفاده از این کلمه میتواند در جملات مختلف به عنوان قید زمان یا مکان مناسب باشد. به عنوان مثال: "آنها در سرحد کشور منتظر بودند".
استفاده در ترکیبات: این کلمه میتواند با دیگر واژهها ترکیب شده و معانی مختلفی را ایجاد کند، مانند "سرحد جغرافیایی" یا "سرحد قانونی".
با رعایت این نکات، میتوان در نوشتار و گفتار از کلمه "سرحد" به درستی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در سرحد کشور، کنترلهای امنیتی برای جلوگیری از ورود غیرمجاز بسیار سختگیرانه است.
مهاجرانی که به دنبال بهبود زندگی خود هستند، گاه مجبورند از سرحدات خطرناکی عبور کنند.
در سرحد دو کشور، مراسم فرهنگی مشترکی به مناسبت صلح و دوستی برگزار شد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: حاشیه، لبه، خط مرزی، کناره، خط فاصل، صف جلو لشکر، خط سرحدی، کرانه، مجاورت، زمین همسایه، کنار، زمین سر حدی، کران، خیز، جست و خیز، هدف، قلمرو