شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sorxāb
rouge  |

سرخاب

معنی: سرخاب . [ س ُ ] (اِ مرکب )نوعی از مرغابی باشد سرخ رنگ . گویند ماده ٔ آن را مانند زنان حیض برآید، و بعضی گویند پرنده ای است که تمام شب از جفت خود جدا باشد و یکدیگر را نبینند لیکن آواز دهند و بسمت آواز بقصد ملاقات هم آیند، اما ملاقی نشوند و تمام شب بیقرار باشند و چون از جفت جدا شوندجفتی دیگر نکنند و اگر یکی از آنها جفت خود را در آتش بیند او نیز خود را در آتش اندازد و او را خرچال هم میگویند. (برهان ). نام بطی است از جنس مرغابی . (آنندراج ). طائر معروف که بر کناره ٔ آب نشیند. وجه تسمیه اش آنکه ماده اش بخلاف طیور دیگر بوقت معهود حیض کند. (غیاث اللغات ). نام پرنده ای است آبی تیزپر که آن را جود، جغوک ، چکاک ، چکاو، خرچال ، کیوک ، مانورک نیز گویند. تازیش ابوالملیح و آن را شواز و قبره نیز نامند و هند جکور خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ) :
پیش اوکی شوند باز سپید
چون تذروان سرخ و چون سرخاب .
عسجدی (دیوان چ شهاب ص 15).
کبک رقاصی کند سرخاب غواصی کند
این بدین معروف گردد آن بدان شاهر شود.
منوچهری .
آن نباشد ولی که چون سرخاب
رود از بهر آبروی بر آب .
سنایی .
|| سرخی و غازه ای باشد که زنان با سفیدآب بر روی خود مالند. (برهان ). گلگونه که زنان بر روی مالند. (آنندراج ). گلگونه و غازه . (غیاث ) :
از خون دل طفلان سرخاب رخ آمیزد
این زال سپیدابرو وین مام سیه پستان .
خاقانی .
بسکه سرخاب روی عمر بشست
این سپید آب پشت شهوت جوی .
خاقانی .
چون ز سرخاب روی شاهد شنگ
داده سرخاب را جمال تو رنگ .
اوحدی (از جهانگیری ).
هر شام و سحر عکس گل و نسترن از باغ
سرخاب و سفیداب زدی روی هوا را.
سلمان ساوجی (از آنندراج ).
|| نام فنی از فنون کشتی . (آنندراج ). نام فنی از فنون کشتی و آن دست در کمر حریف انداخته بر زمین زدن است .(غیاث اللغات ) :
ور مخالف که ترا گفت که سرخاب بزن
گرچه موی کمرت پیچ خورد تاب بزن .
میرنجات (از آنندراج ).
|| خون که بعربی دم خوانند. (برهان ).کنایه از خون . (انجمن آرا) :
تبریز مرا راحت جان خواهد بود
پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا درنکشم آب چرنداب و کجیل
سرخاب ز چشم من روان خواهد بود.
کمال خجندی (از انجمن آرا).
|| شراب لعلی . (برهان ). شراب که بکنایه او را سرخاب گویند.(آنندراج ). شراب . (شرفنامه ) (غیاث ) :
تابریزاند تب غم را ز دل سرخاب نوش
بر سر سرخاب رو تا بنگری تبریز را.
سیدجلال عضد (از شرفنامه ).
رسید موسم سرخاب ساقیا برخیز
می چو خون سیاوش در پیاله فکن .
منصور شیرازی (ازآنندراج ).
|| خم شراب . (آنندراج ) :
شداز میخانه ام هر کس تب غم کرد پامالش
از این دارالشفا بگذر چو لبریز است سرخابش .
مخلص کاشی (از بهار عجم ).
|| نام مقامی از موسیقی . (آنندراج ).
... ادامه
700 | 0
مترادف: آلغونه، بزك، سرخي، غازه، گلغونه، گلگونه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم)
مختصات: (سُ) (اِمر.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: sorxAb
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 863
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
rouge | paint , magenta
ترکی
macenta
فرانسوی
magenta
آلمانی
magenta
اسپانیایی
magenta
ایتالیایی
magenta
عربی
أحمر الشفاه | أحمر الصقل , تورد الوجنتين , أحمر التجميل , حمر , تخضب , إستعمل أحمر التجميل , تحنن , روج
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سرخاب" به معنای رنگ سرخ یا قرمز مایل به آبی است و در فارسی به عنوان یک اسم مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای استفاده درست از این کلمه، نکات زیر را مد نظر قرار دهید:

  1. نحوه نوشتن: "سرخاب" به صورت ترکیبی نوشته می‌شود و نباید به طور جداگانه نوشته شود.

  2. نقش کلمه: "سرخاب" معمولاً به عنوان اسم استفاده می‌شود و می‌تواند در جمله‌ها به عنوان مفعول یا فاعل قرار گیرد.

  3. استفاده در جملات: مثال‌های زیر می‌تواند به درک بهتر کمک کند:

    • رنگ سرخاب یکی از رنگ‌های محبوب در نقاشی است.
    • او دستانش را با سرخاب رنگ کرد.
  4. جمع بستن: این کلمه جمع‌پذیر نیست و معمولاً به عنوان اسم مفرد به کار می‌رود. اگر بخواهید رنگ‌هایی از این نوع را توصیف کنید، می‌توانید به کلمات دیگری ارجاع دهید مثل "رنگ‌های سرخابی".

  5. قید و صفت: می‌توانید از کلمه "سرخابی" به عنوان صفت استفاده کنید، مانند "پیراهن سرخابی".

زمانی که این کلمه در متون مختلف استفاده می‌شود، باید به معنا و مفهوم دقت کنید تا از درست بودن آن اطمینان حاصل کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند جمله با کلمه "سرخاب" آورده شده است:

  1. هنگامی که به جشن عروسی رفتم، متوجه شدم که داماد برای خوشامدگویی به مهمانان، سرخاب روی صورتش زده است.
  2. در پوستری که برای تبلیغ یک محصول آرایشی ساخته شده بود، مدل با سرخاب زیبا و درخشان خود به چشم می‌آمد.
  3. در جشنواره مد، طراحان از رنگ‌های مختلفی برای سرخاب استفاده کردند تا لب‌های مدل‌ها را جذاب‌تر کنند.
  4. او همیشه قبل از خروج از خانه، مقداری سرخاب به لب‌هایش می‌زند تا ظاهری دلپذیر داشته باشد.
  5. در کتاب آرایشی که مطالعه می‌کردم، به تاریخچه و تنوع رنگ‌های مختلف سرخاب اشاره شده بود.

امیدوارم این مثال‌ها به شما کمک کند!


واژگان مرتبط: گرد زنگ اهن، رنگ، رنگ نقاشی، راز

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری