جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سرخر. [ س َ رِ خ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) معروف و به عربی رأس الحمار میگویند. (برهان ). سر الاغ . || چوبی که سر خر بدان برداشته بر کناره ٔ فالیز گذارند. (غیاث ) : آن خرسری که شعر سراید به لحن خر پالیز شاعران را گوید سرخرم یعنی ز من شکوهد هر جا که شاعری است آن ظن مبر به من که بدو این گمان برم . سوزنی . گفت دهاقین را رسمی باشد که در میان جالیز چشم زخم را سرخر آویزند. (جهانگشای جوینی ). || (ص مرکب ) بی حیا. (انجمن آرا) (آنندراج ). کنایه از مردم بی حیا باشد. (برهان ). || مخل . (انجمن آرا). مخل و برهمزن کار. (غیاث ) (آنندراج ). || گرانجان که نه بر جای خود در مجلس نشیند. (غیاث ). کسی که بی موقع به جایی بیاید و بنشیند که جای او نباشد. (برهان ) (آنندراج ). آنکه حضور یا ورود او مانع گفتاری یا کردن کاری است . (یادداشت مؤلف ). مزاحم : ور بازرسانند بدان مجلس خود را ایشان سرخر باشند آن مجلس پالیز. سوزنی . همیشه گرم چو طنبور بود صحبت ما نگشت بی سرخر کوک ساز عشرت ما. شفیع اثر (از آنندراج ). - سرخر شدن ؛ مزاحم شدن . موی دماغ شدن . - امثال : سرخر باش صاحب زر باش . یک دم نشد که بی سرخر زندگی کنیم . 1-اسم
2- مخل، مزاحم
3- مصدع
4- مترسك spoiler, nuisance, kneecap, bore, odd man out, patella, sarkar كابح، المفسد sarkar sarkar sarkar sarkar sarkar تباه کننده، سر خر، محل عیش دیگران، فاسد سازنده، ازار، مایه رنجش، اذیت، ناگواری، مایه تصدیع خاطر، کاسه زانو، استخوان کشگک، سوراخ، گمانه، منفذ، کالیبر تفنگ، استخوان کشکک، طشت کوچک
spoiler|nuisance , kneecap , bore , odd man out , patella , sarkar
ترکی
sarkar
فرانسوی
sarkar
آلمانی
sarkar
اسپانیایی
sarkar
ایتالیایی
sarkar
عربی
كابح|المفسد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سرخر" در زبان فارسی به معنای "سرخر گوش" است و در متون ادبی و غیر ادبی بهکار میرود. در زیر به چند نکته نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
تلفظ صحیح: برای تلفظ کلمه "سرخر" به این نکته توجه داشته باشید که هجاها به درستی بیان شوند.
استفاده از همزه: در نگارش کلمه "سرخر" همزه وجود ندارد و به همین صورت نوشته میشود.
قید و بند در جمله: این کلمه میتواند به عنوان اسم یا صفت در جملات مختلف به کار رود. به عنوان مثال:
او به سرخر گوش میدهد.
سرخر یک نوع پرنده است.
نقطهگذاری: در جملاتی که این کلمه به کار رفته، باید به قواعد نقطهگذاری توجه کرد. مثلاً بعد از جملات خبری یا سوالی، از نقطه یا علامت سوال بهدرستی استفاده کنید.
نکات نگارشی: مانند سایر کلمات فارسی، اطمینان حاصل کنید که کلمه "سرخر" به درستی و در موقعیت مناسب استفاده شود.
اگر سوال خاصی دارید یا نیاز به توضیحات بیشتری در مورد کاربرد این کلمه در جملات مختلف یا موارد دیگر دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در زیر چند مثال برای استفاده از کلمه "سرخر" در جمله آورده شده است:
درختان سرخر در کنار رودخانه، زیبایی خاصی به منظرۀ طبیعی بخشیدهاند.
او همیشه در فصل بهار به سرخر میرود تا از زیبایی گلها و فضای سرسبز لذت ببرد.
در کوهپایههای سرخر، چندین پناهگاه برای کاوشگران وجود دارد.
سرخرها به عنوان منبعی از آب شیرین، نقش مهمی در اکوسیستم منطقه دارند.
اگر به اطلاعات بیشتری درباره این کلمه یا دیگر واژهها نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!