شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sereštan
mold  |

سرشتن

معنی: سرشتن . [ س ِ رِ ت َ ] (مص ) پهلوی «سریشتن » [ رجوع کنید به سرشت ]، سریکلی «خیرخ -ام » (آمیختن ، مخلوط کردن ). مخلوط کردن . آغشته ساختن . خمیر کردن . معجون ساختن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). خمیر کردن . چیز تر و چیز خشک آمیختن . (آنندراج ) (غیاث ). عجین . (زوزنی ). عجین کردن :
همه تعریف همی خواند از این جای خراب
آنکه بسرشت چنین شخص ترا ز آب و تراب .
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 40).
عطاروار یکچند از کبر و ناز و کشّی
سنبل به عنبر تربر سر همی سرشتی .
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 471).
بگیرند جندبیدستر و شحم الحنظل و بلبل و کندس همه را بکوبند و به آب مرزنگوش بسرشند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و آن را به چیزی که دیر گدازد چون عنبر و لادن و راتیانج بسرشند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
صد رنگ بیامیزم چه سود که در تو
مهری که نبوده ست سرشتن نتوانم .
خاقانی .
خاک چهل صباح سرشتی بدست صنع
خود بر ثنای لطف براندی ثنای خاک .
خاقانی .
هرکه یقین را به توکل سرشت
بر کرم الرزق علی اﷲ نوشت .
نظامی .
خدایا چون گل ما را سرشتی
وثیقت نامه ٔ ما را نوشتی .
نظامی .
چنانش بر او رحمت آمدز دل
که بسرشت بر خاکش از گریه گل .
سعدی .
یکی بر سر گور گل می سرشت
که حاصل کند زآن گل گور خشت .
سعدی .
بیا ساقی آن می که حور بهشت
عبیر ملایک در آن می سرشت .
حافظ.
|| خلق کردن . ایجاد کردن . به تکوین آوردن :
بار خدایا اگر ز روی خدایی
طینت انسان همه جمیل سرشتی .
ناصرخسرو.
|| ورز دادن : پاکیزه و بریان و خمیر او ساخته و کوفته و بیخته با وی باید کوفت و می سرشتن تا هموار شود و اگر در سرشتن به آب حاجت آید از آن آب گوشت قطره قطره بر باید چکانید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و کرسنه ٔ تازه بگیرند و آرد کنند و آن را [ اسقیل پخته را ] بدین آرد بسرشند و می کوبند و می سرشند تا هموار سرشته شود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
... ادامه
647 | 0
مترادف: 1- آغشتن، آميختن، خمير كردن، مخلوط كردن، ممزوج كردن 2- آفريدن، خلق كردن 3- ورز دادن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی)
مختصات: (س رِ تَ) [ په . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1010
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
mold | shape , create , form , knead , mix , mould , nature
عربی
قالب | عفن , شكل , طراز , عث , سطح الأرض , تعفن , جسد , صمم , صاغ , سكب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سرشتن" در زبان فارسی به معنای "خلق کردن" یا "آفریدن" است و بیشتر در قالب‌های ادبی و شاعرانه به کار می‌رود. در زیر برخی از نکات و قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه آورده شده است:

  1. صرف فعل:

    • این کلمه از فعل "سرشت" و ریشه آن "سرشتن" است.
    • صرف این فعل در زمان‌های مختلف ممکن است به شکل‌های زیر باشد:
      • ماضی (گذشته): سرشته
      • مضارع: می‌سرشد
      • امر: سرشت
  2. به‌کارگیری در جملات:

    • این کلمه معمولاً در جملات توصیفی یا بدیع به کار می‌رود:
      • "خداوند انسان را از خاک سرشت."
      • "در این شعر، احساسات عاشقانه سرشته شده‌اند."
  3. نکات نگارشی:

    • در نوشتن و استفاده از کلمه "سرشتن"، باید به قوانین نگارش دقت کرد. برای مثال، استفاده درست از ویرگول، نقطه و سایر نشانه‌های نگارشی در جملات.
    • در متون ادبی، ممکن است از بازنویسی‌های مختلف این کلمه استفاده شود مانند "سرشتن عشق" یا "سرشتن زندگی".
  4. تأثیرات معنایی:
    • "سرشتن" بیشتر در متون فلسفی، عرفانی و شعری کاربرد دارد و از این رو، استفاده از آن باید با توجه به زمینه متن صورت گیرد.

با توجه به این موارد، می‌توانید از "سرشتن" در نوشتارهای خود به شکل صحیح و تأثیرگذاری استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او همیشه در توصیف احساساتش از هنر سرشتن بهره می‌برد تا عواطف خود را بهتر به نمایش بگذارد.
  2. سرشتن یک داستان جذاب نیازمند تخیل و توانایی بیان احساسات است.
  3. در فرآیند سرشتن، نویسنده باید به عمق شخصیت‌ها و انگیزه‌های آن‌ها توجه کند تا داستانش واقعی و قابل باور باشد.

واژگان مرتبط: کپک زدن، کپرک زدن، با قالب بشکل دراوردن، شکل دادن، شکل دادن به، ساختن، ایجاد کردن، خلق کردن، فراهم کردن، افریدن، شکل گرفتن، فرم دادن، متشکل کردن، تشکیل دادن، مخلوط کردن، خمیر کردن، مالیدن، خمیر درست کردن، ورزیدن، درهم کردن، امیختن، اشوردن، قاتی کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری