سرشتن
licenseمعنی کلمه سرشتن
معنی واژه سرشتن
sereštan
mold
|
سرشتن
مترادف:
1- آغشتن، آميختن، خمير كردن، مخلوط كردن، ممزوج كردن
2- آفريدن، خلق كردن
3- ورز دادن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی)
مختصات:
(س رِ تَ) [ په . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
1010
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
mold | shape , create , form , knead , mix , mould , nature
عربی
قالب | عفن , شكل , طراز , عث , سطح الأرض , تعفن , جسد , صمم , صاغ , سكب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سرشتن" در زبان فارسی به معنای "خلق کردن" یا "آفریدن" است و بیشتر در قالبهای ادبی و شاعرانه به کار میرود. در زیر برخی از نکات و قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه آورده شده است:
-
صرف فعل:
- این کلمه از فعل "سرشت" و ریشه آن "سرشتن" است.
- صرف این فعل در زمانهای مختلف ممکن است به شکلهای زیر باشد:
- ماضی (گذشته): سرشته
- مضارع: میسرشد
- امر: سرشت
-
بهکارگیری در جملات:
- این کلمه معمولاً در جملات توصیفی یا بدیع به کار میرود:
- "خداوند انسان را از خاک سرشت."
- "در این شعر، احساسات عاشقانه سرشته شدهاند."
- این کلمه معمولاً در جملات توصیفی یا بدیع به کار میرود:
-
نکات نگارشی:
- در نوشتن و استفاده از کلمه "سرشتن"، باید به قوانین نگارش دقت کرد. برای مثال، استفاده درست از ویرگول، نقطه و سایر نشانههای نگارشی در جملات.
- در متون ادبی، ممکن است از بازنویسیهای مختلف این کلمه استفاده شود مانند "سرشتن عشق" یا "سرشتن زندگی".
- تأثیرات معنایی:
- "سرشتن" بیشتر در متون فلسفی، عرفانی و شعری کاربرد دارد و از این رو، استفاده از آن باید با توجه به زمینه متن صورت گیرد.
با توجه به این موارد، میتوانید از "سرشتن" در نوشتارهای خود به شکل صحیح و تأثیرگذاری استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او همیشه در توصیف احساساتش از هنر سرشتن بهره میبرد تا عواطف خود را بهتر به نمایش بگذارد.
- سرشتن یک داستان جذاب نیازمند تخیل و توانایی بیان احساسات است.
- در فرآیند سرشتن، نویسنده باید به عمق شخصیتها و انگیزههای آنها توجه کند تا داستانش واقعی و قابل باور باشد.
