جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سرکه . [ س ِ ک َ /ک ِ ] (اِ) سرکا. گیلکی «سرکه » . می ترش شده بوسیله ٔ تخمیر. خَل ّ. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ابونافع. (دهار). اسم فارسی خَل ّ است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). آب انگور ترش شده : بیاورد زن خوان و بنهاد راست بر او تره و سرکه و نان و ماست . فردوسی . کرا سرکه دارو بود بر جگر شود زانگبین درد او بیشتر. فردوسی . رغم مرا چو سرکه مکن چون به من رسی رویی کزو بتنگ بریزد همی شکر. فرخی . چرا نبید حرام است و هست سرکه حلال نه هم نبید بود ابتدا از آن سرکه . منوچهری . بسا کس کو خورد سرکه به خوان بر نهاده پیش او حلوای شکر. (ویس و رامین ). تره و سرکه هست و نانت نیست قامتت کوته است و جامه طویل . ناصرخسرو. ز می سرکه توان کردن ولیکن ز سرکه می طمع داری نیاید. خاقانی . درستش شد که این دوران بدعهد بقم با نیل دارد سرکه با شهد. نظامی . گر دهدت سرکه چو شیره مجوش خیر توخواهد تو چه دانی خموش . نظامی . سرکه از دست رنج خویش و تره بهتر از نان کدخدا و بره . سعدی . با هرکه نه دولتی است منشین کز سرکه نگشت کام شیرین . امیرخسرو دهلوی . کسی را که از سرکه باشد دوا شود دردش از انگبین بیشتر. قرةالعیون . - سرکه انداختن ؛ ریختن انگور یا مویز به خُم برای سرکه شدن . - سرکه بر ابرو داشتن ؛ عبوس بودن . ترشرو بودن . - امثال : از خم سرکه ، سرکه پالاید. به یکی گفتند سرکه ٔ هفت ساله داری ؟ گفت دارم و نمیدهم . گفتند چرا؟ گفت اگر به هر خواهنده میدادم هفت ساله نمیشد. سرکه ای دادن و سپندان خواستن . سرکه ٔ مفت شیرین تر از عسل است . (آنندراج ). سرکه ٔ نقد به از حلوای نسیه . خل acetic acid, acetum, pickle, vinegar حمض الخليك sirke vinaigre essig vinagre aceto سر که، استخراج عصاره از گیاهان دارویی، ترشی، خیار ترشی، وضعیت دشوار
در زبان فارسی، کلمه "سرکه" به معنی مایعی ترش است که از تخمیر الکل به دست میآید و معمولاً در تهیه غذا و ترشیها استفاده میشود. در اینجا برخی از قواعد نگارشی و نکات مرتبط با این کلمه آورده شده است:
نقشهای دستوری:
"سرکه" میتواند به عنوان اسم به کار برود و در جملات مختلف نقشهای متفاوتی ایفا کند، مانند فاعل، مفعول یا مبتدا.
جمعسازی:
جمع آن "سرکهها" است.
حروف اضافه:
در جملات میتواند با حروف اضافه ترکیب شود؛ مثلاً "با سرکه" یا "از سرکه".
نحوهی استفاده:
در نوشتار رسمی باید توجه داشت که "سرکه" در متنها به صورت صحیح نوشته شود و در صورت استفاده در متون علمی یا آموزش آشپزی، توضیحات لازم در مورد نوع و کاربرد آن ارائه شود.
اکتشاف تنوعات:
در برخی محافل، ممکن است انواع مختلف سرکه (مانند سرکه سیب، سرکه سفید، سرکه بالزامیک) ذکر شود. در این صورت، نامگذاری دقیق نیز اهمیت دارد.
قید و صفت:
میتوان از کلمات توصیفی برای مشخصکردن ویژگیهای سرکه استفاده کرد، مثلاً "سرکه ترش"، "سرکه طبیعی" و غیره.
این نکات به شما کمک میکند تا کلمه "سرکه" را به درستی در جملات و متون فارسی به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سرکه" در جمله آورده شده است:
برای درست کردن سالاد، کمی سرکه به آن اضافه کردم تا طعم بهتری بگیرد.
در گذشته، مردم برای نگهداری مواد غذایی از سرکه به عنوان یک ماده حفاظتی استفاده میکردند.
سرکه سیب به عنوان یک ماده طبیعی برای درمان برخی مشکلات بهداشتی مورد استفاده قرار میگیرد.
هنگام پختن ماهی، افزودن کمی سرکه میتواند طعم آن را بهبود ببخشد.
برخی افراد از سرکه برای تمیز کردن سطوح منزل استفاده میکنند، زیرا خاصیت ضدعفونیکننده دارد.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: سر که، استخراج عصاره از گیاهان دارویی، ترشی، خیار ترشی، وضعیت دشوار
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر