جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سرنوشت . [ س َ ن ِ وِ ] (اِ مرکب ) حکم ازل و قضای ازل یعنی آنچه در روز ازل تقدیر شده باشد. (برهان ) (آنندراج ). قضا. قدر. نوشته : از این دو برون نیستش سرنوشت اگر دوزخ جاودان گر بهشت . اسدی . کیست کز سرنوشت طالع من سرگذشتی به داور اندازد. خاقانی . نبینم جزآن چاره ای در سرشت که سر برنگردانم از سرنوشت . نظامی . عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم این بود سرنوشت ز دیوان قسمتم . حافظ. مرا از ازل عشق شد سرنوشت قضای نوشته نشاید سترد. حافظ. محراب یهود اگر سرشت است او راچه گنه که سرنوشت است . امیر حسینی . || آنچه بر گوشه ٔ کمان نویسند و آن بیشتر نام کمانگر میباشد.(آنندراج ) : نگاه گوشه ٔ ابرو خداشناسم کرد بنام صاحب کار است سرنوشت کمان . حسن بیک رفیع (از آنندراج ). 1- اقبال، بخت، تقدير، طالع، قدر، قسمت، قضا، مقدر، نصيب
2- سرگذشت، ماجرا
3- سرانجام، عاقبت fate, destiny, doom, karma, lot, destination, predestination, foredoom, hap, kismet, die مصير، موت، نهاية، كارثة، قدر قسمة، قسمة، قضاء لقدر، قدر kader destin schicksal destino destino تقدیر، قضا و قدر، نصیب و قسمت، فلک، ابشخور، محشر، حکم، سرنوشت بد، حکم مجازات، کردار، کار، مراسمدینی، حاصل کردارانسان، قطعه، قرعه، سهم، تکه، مقصد، منزل، جبر و تفویض، فلسفه جبری، محکومیت قبلی، طاس، مهره، جفت طاس، سرپیچ، سر سکه
fate|destiny , doom , karma , lot , destination , predestination , foredoom , hap , kismet , die
ترکی
kader
فرانسوی
destin
آلمانی
schicksal
اسپانیایی
destino
ایتالیایی
destino
عربی
مصير|موت , نهاية , كارثة , قدر قسمة , قسمة , قضاء لقدر , قدر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سرنوشت" به عنوان یک اسم در زبان فارسی به معنای تقدیر، قسمت یا آنچه که برای یک فرد یا یک چیز مقدر شده است، به کار میرود. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته و قاعده وجود دارد:
نوشتار صحیح: کلمه "سرنوشت" باید به همین شکل نوشته شود و هرگونه تغییر در املای آن نادرست است.
نقش دستوری: "سرنوشت" به عنوان اسم، میتواند در جمله به عنوان فاعل، مفعول یا مضاف الیه به کار رود.
مثال: "سرنوشت او در دستان خودش است." (فاعل)
مثال: "او به سرنوشت خود باور دارد." (مفعول)
مثال: "تغییر سرنوشت بشر یک امر ضروری است." (مضاف الیه)
نکات نگارشی:
در مواردی که "سرنوشت" در کنار دیگر واژهها قرار میگیرد، باید توجه کرد که آیا لازم است از نشانههای نگارشی مانند ویرگول یا علامت پایان جمله استفاده شود.
برای نمونه: "سرنوشت خوب، نتیجه تلاش و کوشش است."
استفاده از کلمات همخانواده: کلمات همخانوادهای مانند "سرنوشتساز" یا "سرنوشتسازی" نیز به ترتیب به معنای "ایجاد سرنوشت" یا "تعیین سرنوشت" به کار میروند.
توجه به همخوانی: در جملات طولانی، اطمینان حاصل کنید که "سرنوشت" با کلمات دیگر هماهنگی معنایی داشته باشد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "سرنوشت" بهطور صحیح و مؤثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سرنوشت" در جمله آورده شده است:
برخی بر این باورند که سرنوشت هر فرد از پیش تعیین شده است.
تصمیمات ما میتوانند بر سرنوشتمان تأثیر زیادی بگذارند.
او همواره به دنبال تغییر سرنوشت خود بود و هرگز تسلیم نشد.
سرنوشت این پروژه به همکاری تیم بستگی دارد.
در ادبیات، سرنوشت شخصیتها اغلب تحت تأثیر عوامل خارجی قرار میگیرد.
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید، بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: تقدیر، قضا و قدر، نصیب و قسمت، فلک، ابشخور، محشر، حکم، سرنوشت بد، حکم مجازات، کردار، کار، مراسمدینی، حاصل کردارانسان، قطعه، قرعه، سهم، تکه، مقصد، منزل، جبر و تفویض، فلسفه جبری، محکومیت قبلی، طاس، مهره، جفت طاس، سرپیچ، سر سکه
جعبه لام تا کام
وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.