شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

se(a)zāvār
worthy  |

سزاوار

معنی: سزاوار. [ س ِ / س َ ] (ص مرکب ) در لهجه ٔ مرکزی «سزاوار» از: سزا+ وار (پسوند اتصاف ) پهلوی «سچاک وار» جزء دوم از «واریشن » (رفتار کردن ، سلوک ). شایسته . قابل . لایق جزا و مکافات . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). شایسته و سزای نیکی . (آنندراج ). جدیر. (دهار) (ترجمان القرآن ). خلیق . (دهار). درخور. به حق . مستحق :
ای آنکه غمگنی و سزاواری
وز دیدگان سرشک همی باری .
رودکی .
بمدحت کردن مخلوق روح خویش بشخودم
نکوهش را سزاوارم که جز مخلوق نستودم .
کسائی .
سزاوار تختی و تاج مهان
نیامد نباشد چو تو در جهان .
فردوسی .
نشستند و خوان می آراستند
سزاوار رامشگران خواستند.
فردوسی .
اندام شما بر بلگدخرد بسایم
زیراکه شما را بجز این نیست سزاوار.
منوچهری .
سپید است این سزای گنده پیران
دورنگ است این سزاوار دبیران .
(ویس و رامین ).
نتوانست دید کسی را که جای دور سزاوار باشد. (تاریخ بیهقی ).
سزاوار جان بد اندیش تو
ببینی چو آرم کنون پیش تو.
اسدی .
بنگر و با کس مکن آن ناسزا
آنچه نداریش سزاوار خویش .
ناصرخسرو.
چو استر سزاوار پالان و قیدی
اگر از پی استرو زین حزینی .
ناصرخسرو.
هستی تو سزاوار همه ملک جهانرا
ایزد ندهد ملک جهان جز بسزاوار.
معزی .
تو برو زاویه ٔ زهد نگهدار و مترس
که خداوند سزا را بسزاوار دهد.
سنایی .
و آن درجت شریف و مرتبت عالی و منیف را سزاوار و موشح نتوانست گشت . (کلیله و دمنه ).
ای سزاواری که هستی بر سری ابن السری
جز سری ابن السری نبود سزاوار سری .
سوزنی .
تویی که حجت تو تیغ قاطع است بر آن
که تو بمملکت بحر و بر سزاواری .
ظهیرالدین فاریابی .
سیاست را زمن گردد سزاوار
بدین سوگندهایی خورد بسیار.
نظامی .
تو چو خورشیدی و من چون ذره ای
کی من مسکین سزاوار توام .
عطار.
سزاوار تصدیق و تحسین بود.
سعدی .
عروسی بس خوشی ای دختررز
ولی گه گه سزاوار طلاقی .
حافظ.
حق عزوجل اورا سزاوار این آیت کرد. (تاریخ قم ص 8).
... ادامه
696 | 0
مترادف: اهل، جدير، حري، شايان، سزامند، شايسته، شايگان، صلاحيت دار، قابل، لايق، مستحق، مستعد، منبغي، صواب، فراخور، مستوجب ، برازنده، درخور، زيبنده
متضاد: بي صلاحيت، نالايق ناسزاوار 1- برازنده، درخور، زيبنده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) ‹سزاور›
مختصات: (س ) (ص مر.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: sezAvAr
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 275
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
worthy | deserving , condign , deserve
ترکی
hak etmek
فرانسوی
mériter
آلمانی
verdienen
اسپانیایی
merecer
ایتالیایی
meritare
عربی
مستحق | قيم , مؤهل , فاضل , هام , وجيه , شخص بارز , يستحق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سزاوار" یک صفت است که به معنای "شایسته" یا "لیاقت‌دار" به کار می‌رود. این کلمه و استفاده از آن در زبان فارسی قواعد خاصی دارد. در زیر به برخی از این قواعد و نکات نگارشی مرتبط با "سزاوار" اشاره می‌شود:

  1. نحوه استفاده:

    • "سزاوار" معمولاً قبل از اسم یا پس از یک فعل قرار می‌گیرد. مثلاً: "او سزاوار احترام است."
  2. ترکیبات:

    • می‌توان "سزاوار" را با صفات یا قیدهای دیگر ترکیب کرد: مثال: "او سزاوار محبت و احترام است."
  3. حالت منفی:

    • برای بیان حالت منفی می‌توان از "سزاوار نیست" استفاده کرد: مثال: "این رفتار سزاوار نیست."
  4. نکات نگارشی:

    • در نوشتن، باید به فاصله‌گذاری و علامت‌گذاری مناسب دقت شود. مثلاً: "او به دلیل زحماتش سزاوار تقدیر است."
    • استفاده از علامت‌های نگارشی مانند ویرگول یا نقطه، بسته به ساختار جمله و لحن بیان، ضروری است.
  5. جایگاه در جمله:

    • جایگاه "سزاوار" در جمله می‌تواند تأثیر بر معنا داشته باشد. مثلاً: "این هدیه سزاوار اوست" یا "او سزاوار این هدیه است."
  6. تلفظ:
    • کلمه "سزاوار" به صورت "sezâvâr" تلفظ می‌شود و باید به شدت و لحن کلمات دقت شود.

با رعایت این نکات، می‌توانید به شکل صحیح و مؤثری از "سزاوار" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "سزاوار" در جمله آورده شده است:

  1. او به خاطر تلاش‌هایش در این پروژه، کاملاً سزاوار تحسین است.
  2. این کتاب به قدری جذاب و آموزنده است که هر کس باید آن را بخواند، سزاوار توجه ویژه‌ای است.
  3. معلم‌مان همیشه می‌گوید که هر کسی سزاوار احترام است، فرقی نمی‌کند که چه شرایطی داشته باشد.
  4. این هدیه به او سزاوارانه اهدا شد، زیرا او همیشه در کنار ما بوده است.
  5. موفقیت شما نتیجه سخت‌کوشی‌تان است و این امر سزاوار جشن گرفتن است.

اگر مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: شایسته، مستحق، لایق، شایان، سزاوار سرزنش، مناسب، فرا خور

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری