جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سفیر. [ س َ ] (ع اِ) رسول و پیک . ج ، سفراء. (آنندراج ) (غیاث ) (منتهی الارب ). پیک . (دهار) : هر روز درخت با حریر دگر است وز باد سوی باده سفیر دگر است . منوچهری . قرآن را به پیغمبرت ناورید مگر جبرئیل آن مبارک سفیر. ناصرخسرو. نه بس فخر آن کز امام زمانه سوی عاقلان خراسان سفیرم . ناصرخسرو. هم سفیر انبیا خواهی بدن تو حیات جان و روحی نی بدن . مولوی . قطره ای کز بحر وحدت شد سفیر هفت بحر آن قطره را گردد اسیر. مولوی . || قاصد. (آنندراج ) (غیاث ). صلاح کن میان قوم و میانجی . (منتهی الارب ). میانجی . (دهار). مصلح . (زمخشری ). رسول . ج ، سفراء. (مهذب الاسماء) : سفیر میان ایشان زن صحابی بود. (کلیله و دمنه ). مردی بدست آورد که سفیران بود میان ایشان و مقتدای ایشان . (ترجمه تاریخ یمینی ). سفیران و متوسطان در اصلاح ذات البین سعی بلیغ نمودند. (ترجمه تاریخ یمینی ). نزول کردن میان ایشان سفیران آمدند و رفتند. (ترجمه تاریخ یمینی ). سفیران بیامدند و برفتند و دلها بر مودت قرار گرفت . (ترجمه تاریخ یمینی ). || برگ از درخت افتاده و خشک شده که باد آن را بروبد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء). ايلچي، رسول، فرستاده، ميانجي، نماينده سياسي ambassador, embassador, legate, the ambassador سفير، سفيرة، رسول مفوض ایلچی، پیک، مامور رسمی یک دولت، سفیر کبیر، نماینده تامالاختیار، نماینده پاپ، فرماندار
... ادامه
655|0
مترادف:ايلچي، رسول، فرستاده، ميانجي، نماينده سياسي
کلمه "سفیر" در زبان فارسی به معنای نماینده رسمی یک کشور در کشور دیگر به کار میرود. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
نوشتار صحیح: کلمه "سفیر" با حرف "س" آغاز میشود و بدون زینتافزودهها یا تغییرات نوشتاری باید نوشته شود.
قواعد جمع: جمع کلمه "سفیر" به صورت "سفرا" و همچنین میتوان از "سفیران" نیز استفاده کرد. هر دو جمع رایج هستند، اما "سفرا" بیشتر در حوزههای رسمی و دیپلماتیک کاربرد دارد.
استفاده در جمله: در جملات میتوان از این کلمه به عنوان اسم منصوب به موارد زیر استفاده کرد:
"سفیر جدید کشورمان به زودی به مقصد خود سفر میکند."
"سفیران کشورهای مختلف در نشست حاضر بودند."
مواقع استفاده: کلمه "سفیر" معمولاً در متون رسمی، خبری یا سیاسی کاربرد دارد و در مکالمات روزمره به ندرت به کار میرود.
توجه به واژههای مشابه: ممکن است واژههای مشابهی مانند "نماینده" یا "دیپلمات" نیز وجود داشته باشد که بسته به زمینه استفاده، معنای متفاوتی داشته باشند.
با رعایت این نکات، میتوان کلمه "سفیر" را به درستی در متون فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
سفیر کشورمان در جلسه بینالمللی به معرفی فرهنگ و هنر ایرانی پرداخت.
دولت تصمیم دارد سفیر جدیدی را برای روابط بهتر با کشورهای همسایه منصوب کند.
سخنرانی سفیر در مراسم استقبال از مهمانان خارجی مورد توجه همگان قرار گرفت.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: ایلچی، پیک، مامور رسمی یک دولت، سفیر کبیر، نماینده تامالاختیار، نماینده پاپ، فرماندار