سلطنت کردن
licenseمعنی کلمه سلطنت کردن
معنی واژه سلطنت کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
823
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to reign
عربی
ملك | ساد , حكم يدير , تولى الملك , سيطر , عم , خيم , ليحكم
