جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سمت . [س َ ] (ع اِ) طرف . سوی . (ناظم الاطباء) : نه راه سوی مقصدی بیرون توانستم برد و نه بر سمت راه حق دلیلی و نشان یافتم . (کلیله و دمنه ). || نزد. || جانب و کنار. (ناظم الاطباء). جانب . (غیاث ) (آنندراج ). || ناحیه . ولایت . کشور. محله . وطن . || راه . طریق . (از ناظم الاطباء). راه و روش نیکو. (منتهی الارب ). راه راست و روش نیکو. (غیاث ) (از آنندراج ). || (اصطلاح نجوم ) زاویه ای که حاصل میشود از تلاقی دایره ٔ نصف النهاربا سطح عمودی کوکبی . (ناظم الاطباء) (از تعریفات ). - سمت الرأس ؛ جانب سر و اکثر از این لفظ میان فلک ، یعنی وسطالسماء مراد باشد. چه انسان را کاچک سرخود محاذی وسط آن معلوم میشود. (آنندراج ). نقطه ٔ عمود از آسمان یعنی آن که بطور دقت در فوق شخص ناظر واقع شده . (ناظم الاطباء) (غیاث ) : هرگاه که آفتاب بنقطه ٔ حمل آید از سمت الرأس یعنی از راستای سر ساکنان عمارت زمین . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || صورت . هیئت . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || قصد و آهنگ . (آنندراج ) (غیاث ) (از ناظم الاطباء). || سکینه و وقار. || حسن سیرت و طریقت . || مذهب . (از ناظم الاطباء). || (مص ) براستی میانه راه رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بر سیرت نیکو رفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). || قصا کردن . (دهار) (المصادرزوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || بحدس و گمان راه یافتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رفتن بر گمان . (تاج المصادر بیهقی ). || آماده کردن رای و وجه سخن را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). 1- شغل، عنوان، مقام، منصب
2- نشان، علامت، اثر داغ، داغ جا side, direction, post, way, azimuth, route, course جانب، جهة، طرف، ضلع، خاصرة، واجهة، جانبي، ثانوي، أيد، ناصر، وضعه جانبا taraf côté seite lado lato طرف، جانب، پهلو، ضلع، سو، جهت، مسیر، هدایت، دستور، پست، بسته پستی، راه، روش، طریق، نحو، السمت، نقطه شمال، نقطه جنوب، ازیموت ستاره، جاده، خط سیر، دوره، جریان، اصول، سم
... ادامه
918|0
مترادف:1- شغل، عنوان، مقام، منصب
2- نشان، علامت، اثر داغ، داغ جا
side|direction , post , way , azimuth , route , course
ترکی
taraf
فرانسوی
côté
آلمانی
seite
اسپانیایی
lado
ایتالیایی
lato
عربی
جانب|جهة , طرف , ضلع , خاصرة , واجهة , جانبي , ثانوي , أيد , ناصر , وضعه جانبا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سمت" در زبان فارسی به معنای جهت، طرف و جانبی به کار میرود. در زبان فارسی، این کلمه میتواند در جملات مختلف به شیوههای متفاوتی مورد استفاده قرار گیرد. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با کلمه "سمت" اشاره میشود:
استفاده به عنوان اسم: "سمت" میتواند به عنوان یک اسم برای اشاره به طرف یا جایی مشخص به کار رود؛ مانند: "سمت راست" یا "سمت چپ".
حروف اضافه: معمولاً "سمت" با حروف اضافهای چون "به" و "در" به کار میرود:
مثال: "به سمت در بروید."
مثال: "در سمت چپ ایستاده است."
تفاوت با کلمات مشابه: "سمت" با کلمات مشابهی چون "طرف" و "جانبی" متفاوت است. در حالی که این کلمات به جنبههای خاصی از زوایا و جهات اشاره میکنند، "سمت" بیشتر به طرف یا جهت کلی اشاره میکند.
گفتگو و نوشتار رسمی: در نوشتار رسمی و اداری، معمولاً استفاده دقیقتری از "سمت" صورت میگیرد. به عنوان مثال، میتوانید در متون حقوقی یا اداری از "سمت" برای اشاره به نقش یا مقام استفاده کنید: "سمت رئیس اداره".
عدم تکرار بیمورد: در نگارش، باید از تکرار بیمورد کلمه "سمت" در جملات خودداری کرد. این کار باعث میشود متن شما روانتر و جذابتر شود.
نکات املایی: کلمه "سمت" به شکل صحیح باید نوشته شود و توجه به املای صحیح آن در متنهای نوشتاری مهم است.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "سمت" در جملات خود استفاده کنید و متنهای خود را شفاف و دقیق بنویسید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سمت" در جملات مختلف آورده شده است:
سمت راست: او به سمت راست خیابان رفت تا به فروشگاه برسد.
سمت چپ: در سمت چپ اتاق، یک پنجره بزرگ وجود دارد.
سمت سیاسی: او به عنوان یک شخصیت سیاسی در سمت چپ جناح قرار دارد.
سمت شغلی: من در سمت مدیر پروژه جدید مشغول به کار شدم.
سمت احساسات: احساسات او نشان میداد که به سمت عشق تمایل دارد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر