شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

samar
samar  |

سمر

معنی: سمر. [ س َ م َ ] (ع اِ) افسانه . (برهان ). حدیث لیل . (آنندراج ) (منتهی الارب ) :
ویژه تویی در گهر سخته تویی در هنر
نکته تویی در سمر از نکت سندباد.
منوچهری .
برنه بکفم که کار عالم سمر است
بشتاب که عمرت ای پسر درگذر است .
خیام .
نام وصیتت رونده همچو مثل
خصمت آواره درجهان چو سمر.
شرف الدین شفروه .
سایه خواب آرد ترا همچون سمر
چون برآید شمس انشق القمر.
مولوی .
در سمر میخواند و درزی نامه ای
گرد او جمع آمده هنگامه ای .
مولوی .
|| داستان :
راند خواهم ز گفته هات مثل
گفت خواهم ز کرده هات سمر.
مسعودسعد.
لیکن می نماید که مراد ایشان تقریر سمر و تحریر حکایت بوده است . (کلیله و دمنه ).
سرانگشت قلم زن چو قلم بشکافید
بن اجزای مقالات و سمر بگشائید.
خاقانی .
از عجایب روزگار سمرها شنیده بود. (سندبادنامه ص 148).
ز قند من سمرها در جهانست
در قصرم سمرقندی از آن است .
نظامی .
ز حدیث حسن لیلی بگذشت شوق مجنون
اگر این صفت بدانی و اگر آن سمر بخوانی .
سعدی .
|| مشهور. معروف :
هنر و فضل تو بر خلق چرا عرضه کنم
چون بنزدیک همه خلق بهر دو سمری .
فرخی .
گرچه بازوی هنر داری و دست و دل و کار
ورچه درجنگ بدین هر سه نشانی و سمر.
فرخی .
سمرم من شده و افتاده ام از خانه ٔ خویش
زین ستوران که بجهل و بسفاهت سمرند.
ناصرخسرو.
تو خداوند چو خورشید بعالم سمری
همچنین بنده ٔ زارت بخراسان سمر است .
ناصرخسرو.
ای عالم جود و گرد عالم
جود تو سمر سخای تو فاش .
سوزنی .
تو کین روی داری بحسن قمر
چرا در جهانی بزشتی سمر.
سعدی .
|| بمجاز، به معنی سخن . (غیاث ). || مجلس افسانه گویان . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ضوء قمر. || روزگار و زمانه . || تاریکی شب . || شب . (آنندراج ) (منتهی الارب ). || درخت مغیلان . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). طلح . ام غیلان . مغیلان . خار مغیلان .
... ادامه
522 | 0
مترادف: 1-صفت 2- افسانه، حكايت، داستان، قصه 3- مشهور، معروف 4- گفتار، كلام، سخن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: (سَ مَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 300
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
samar
عربی
سمر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سمَر" در زبان فارسی به معنای "صبح" یا "عصر" استفاده می‌شود، اما این کلمه به‌طور خاص به کار نمی‌رود و ممکن است به شکلی دیگر مانند "صبح" یا "عصر" به کار گرفته شود.

اگر شما به دنبال قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با استفاده از کلمات هستید، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. استفاده از حروف بزرگ: در ابتدای جملات و نام‌ها، معمولاً اولین حرف باید بزرگ نوشته شود. به عنوان مثال: "سمَر زیبایی خاصی دارد."

  2. فاصله بین کلمات: بین کلمات باید فاصله‌های استاندارد رعایت شود تا خواندن متن آسان‌تر شود.

  3. علامات نگارشی: استفاده از ویرگول، نقطه و سایر علامات نگارشی در جای خود، به شفافیت متن کمک می‌کند. مثلاً: "سمَر، به معنای صبح است."

  4. صرف و نحو: زمانی که از کلمات در جملات استفاده می‌کنید، باید به ساختار جملات دقت کنید. مثلاً: "در سمَر، هوا تازه است."

اگر سوال خاص‌تری دارید یا نیاز به توضیحات بیشتری در مورد موضوع خاصی وجود دارد، بفرمایید تا بیشتر راهنمایی کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. سمر همیشه در فصل تابستان به سفرهای هیجان‌انگیز می‌رود و تجربه‌های جدیدی کسب می‌کند.
  2. در باغ سمر، گل‌های رنگارنگی شکوفا شده‌اند و بوی خوش آن‌ها فضای اطراف را پر کرده است.
  3. سمر تصمیم گرفت در برنامه‌های فرهنگی محله شرکت کند و از هنرهای محلی بیشتر بیاموزد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری