شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

suvāre
rider  |

سواره

معنی: سواره . [ س َ رَ / رِ ] (ص ، ق ) مقابل پیاده به معنی سوار : لازم باد بر من زیارت خانه ٔ خدا که میان مکه است سی بار پیاده نه سواره . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 319).
چو پیش عاقلان جانت پیاده ست
نداری شرم از این رفتن سواره .
ناصرخسرو.
بر اسب توبه سواره شوم مبارزوار
بس است رحمت ایزد فراخ میدانم .
سوزنی .
عامی متعبد پیاده رفته [ است ] و عالم متهاون سوار خفته . (گلستان چ یوسفی ص 184).
همت بلنددار که با همت بلند
هر جا روی به توسن گردون سواره ای .
صائب .
چون طفل نی سواره بمیدان روزگار
در چشم خود سواره ولیکن پیاده ایم .
؟
|| بیماری که زود به هلاکت انجامد. مرض حاد. مزمن . سل سواره . (یادداشت بخط مؤلف ).
- امثال :
سواره از پیاده خبر ندارد .
- یکسواره ؛ یکه و تنها :
مهر پیوسته یکسواره بود
ماه باشد که به استاره بود.
سنایی .
شه چو تنگ آمدی ز تنگی کار
یکسواره برون شدی به شکار.
نظامی .
- بخت سواره ؛ خدا بختی سواره نصیب این دخترکند.
... ادامه
812 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [فرانسوی: soirée]
مختصات: (سُ رِ) [ فر. ] (اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: قید
آواشناسی: savAre
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 272
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
rider
ترکی
binici
فرانسوی
cavalier
آلمانی
fahrer
اسپانیایی
jinete
ایتالیایی
cavaliere
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سواره" در زبان فارسی به معنای "سوار بر چیزی" یا "کسی که بر چیزی سوار است" به کار می‌رود. در زیر به برخی از نکات و قواعد نگارشی مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. استفاده صحیح: "سواره" معمولاً به عنوان یک صفت به کار می‌رود و به معنای سوار اشاره دارد. می‌تواند برای توصیف افرادی که بر روی اسب یا وسیله نقلیه‌ای سوار هستند، استفاده شود.

  2. نحوه نوشته شدن: کلمه "سواره" به صورت واحد نوشته می‌شود و نیاز به هیچ گونه علامت یا حروف اضافی ندارد.

  3. جمع و مفرد: برای جمع این کلمه می‌توان از "سواران" استفاده کرد. بنابراین "سواره" مفرد و "سواران" جمع آن است.

  4. کاربرد در جملات:

    • مثال: "او سواره بر اسب به سرعت می‌تازد."
    • مثال: "سواران در میدان مسابقه آماده‌اند."
  5. قواعد نگارشی: در متن‌های رسمی و ادبی، به کلمه "سواره" توجه داشته باشید که در جملات به درستی از آن استفاده شود و نادرستی‌های نگارشی مانند اشتباه در املای آن وجود نداشته باشد.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "سواره" به درستی و به شکل صحیحی در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

بله، در اینجا چند مثال برای کلمه "سواره" در جملات آورده شده است:

  1. سواره نظام در تاریخ ایران نقش بسزایی در جنگ‌ها داشتند.
  2. او مانند یک سواره ی باتجربه بر اسبش نشسته بود و به پیش می‌رفت.
  3. در میدان جنگ، نیروهای سواره توانستند از حریفان فاصله بگیرند و موقعیت بهتری پیدا کنند.
  4. با دیدن او که سواره بود، یاد خاطرات قدیم افتادم.
  5. در جشنواره سالانه، گروهی از سواره نظام به اجرای نمایش پرداختند.

امیدوارم این جملات به شما کمک کند!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری