جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سوزن کرد. [ زَ ک َ ] (ن مف مرکب ) چیزی که از سوزن کرده باشند. قلاب دوزی . (یادداشت بخط مؤلف ) : و از وی [ از خوزستان ] شکر و جامه های گوناگون و پرده ها و سوزن کردها و شلواربند و ترنج شمامه و خرما خیزد. (حدود العالم ). قرقوب شهری است خرد [ خوزستان ] وآبادان و از وی جامه های سوزن کرد خیزد. (حدود العالم ). || مجازاً، منقش . رنگارنگ : دشت چون دیبای سوزن کرد و آهو جوق جوق ایستاده آمده بیرون بصحراها ز تنگ . منجیک . شد به یک بار نقش سوزن کرد هر کجا بود صنعت یکسان . مسعودسعد. هرچه کردش بهار سوزن کرد تیرماهش همی کند یکسان . مسعودسعد. الإبرة
عبارت "سوزن کرد" به نظر میرسد که به صورت ناقص یا نادرست بیان شده است. برای ارائهی قواعد و نگارش درست، به تفکیک میتوان به دو کلمهی "سوزن" و "کرد" پرداخته و امکانهای مختلفی را بررسی کرد:
سوزن: این واژه به معنای ابزار باریک و تیز است که معمولاً برای دوخت و دوز یا کارهای دستی استفاده میشود. در نگارش، باید به املای صحیح و همچنین موقعیت استفاده از آن توجه شود.
کرد: این واژه به معنای انجام دادن است و به عنوان فعل در زبان فارسی استفاده میشود. در اینجا میتواند به معانی مختلفی اشاره کند، از جمله "انجام دادن" یا "عمل کردن".
اگر منظور شما ترکیبی از این دو کلمه است، در نظر داشته باشید که استفادهی صحیح از آنها به بافت جملات و معنا بستگی دارد. به عنوان مثال، ممکن است شما بخواهید بگویید «او با سوزن دوخت» یا «او سوزن را درخت کرد» که در هر دو مورد، جملهسازی و ساختار نگارش باید بر اساس قواعد دستوری و نگارشی فارسی انجام شود.
لطفاً با ارائه اطلاعات بیشتر، راهنمایی دقیقتری بخواهید یا جملهی خاصی را که در نظر دارید مطرح کنید تا بتوانیم به شما کمک کنیم.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر