شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sufār
nock  |

سوفار

معنی: سوفار.(اِ) دهان تیر که چله ٔ کمان را در آن بند کنند. (آنندراج ). دهانه ٔ تیر. (شرفنامه ). دهان تیر و آن جایی باشد از تیر چله ٔ کمان را در آن بند کنند. (برهان ) : بهرام تیری بمیان دو چشمش اندرزد، چنانکه تا سوفار در سرفیل شد. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ).
هیچ تیری نزد او بر تن خصم
که نه از پشت برون شدسوفار.
فرخی .
گر ناوکی اندازد عمداً بنشاند
پیکان پسین ناوک در پیشین سوفار.
منوچهری .
کنون تیر گلبن عقیق و زمرد
ازین کینه بر پر و سوفار دارد.
ناصرخسرو.
تیری است که در رفتن سوفارش به پیش است
هرچند که هر تیر سپس دارد سوفار.
ناصرخسرو.
تیر گردون دهان گشاده بماند
پیش تیغ زبانش چون سوفار.
خاقانی .
تا بسوفار در زمین شد غرق
پیش تیری چنان چه درع و چه درق .
نظامی .
نظر کن چو سوفار داری بشست
نه آنگه که پرتاب کردی ز دست .
سعدی .
خدنگ درد فراق اندرون سینه ٔ خلق
چنان بجست که در جان نشست سوفارش .
سعدی .
|| ظروف گلی است و آن بحذف واو نیز آمده که سفال باشد. (آنندراج ). ظروف و اوانی باشد که از گل پخته باشد، مانند: کوزه ، سبو، طغار، خم و امثال آن . (برهان ) :
زو برگرفت جامه ٔ پشمینی
زو برگزیدکاسه ٔ سوفارش .
ناصرخسرو.
|| سوراخ سوزن . (آنندراج ). هر سوراخ عموماً و سوراخ سوزن خصوصاً.(برهان ) :
من سوزنیم شعر من اندر پی آن شعر
نرزد به یکی سوزن سوفار شکسته .
سوزنی .
عیارپیشه جوانی زناگری درزی
همی کشیدش هر روز رشته در سوفار.
سوزنی .
... ادامه
936 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹سوفال، سفال› [قدیمی]
مختصات: (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 347
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
nock | sofar
عربی
نوك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سوفار" در زبان فارسی به معنای نوعی کاسه یا ظرف است و همچنین در برخی لهجه‌ها به معنای "دوست" یا "رفیق" استفاده می‌شود. در نگارش این کلمه، توجه به قواعد زیر اهمیت دارد:

  1. نوشتار صحیح: املای صحیح کلمه "سوفار" به این شکل است. توجه به حروف و ترتیب آنها بسیار مهم است.

  2. استفاده از حروف صحیح: در نوشتن کلمات، باید از حروف فارسی صحیح استفاده شود و حروفی مانند "و" و "ف" به درستی به کار روند.

  3. آراستگی متنی: در نگارش متنی که شامل کلمه "سوفار" است، باید نکات نگارشی را رعایت کرد. مثلاً فاصله‌ها، نقطه‌گذاری و استفاده از حروف بزرگ در ابتدای جملات.

  4. استفاده در جمله: برای مثال: "من با سوفار خود به گردش رفتم." این جمله نشان‌دهنده استفاده درست از کلمه در متن است.

  5. ترجمه و معانی: در صورت نیاز به توضیح بیشتر، می‌توان به معانی دیگر و کاربردهای مختلف کلمه "سوفار" در متون فارسی اشاره کرد.

با رعایت این قواعد، نگارش کلمه "سوفار" و جملاتی که شامل آن است، به وضوح و دقت خواهد بود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در اتاق نشیمن، یک سوفار نرم و راحت قرار دارد که محل مناسبی برای استراحت و تماشای تلویزیون است.
  2. مهمانان پس از ورود به خانه، بلافاصله بر روی سوفار نشسته و گفت‌وگو کردند.
  3. برای تزئین سوفار، از کوسن‌های رنگی و خوش‌طرح استفاده کردم تا بیشتر به چشم بیاید.

واژگان مرتبط: جای زهکمان، شکاف میان کفل ها

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری