جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شاباش . (جمله ٔفعلیه دعایی ، صوت مرکب ) مخفف شاد باش . (برهان ). || (صوت مرکب ) کلمه ٔ تحسین باشد. (برهان ). آفرین . احسنت . طوبی لک ، دعای خیر و تحیّت : گر سیم دهی هزار احسنت ور زر بخشی هزار شاباش . سوزنی . در جهان این مدح و شاباش و زهی ز اختیار است و حفاظ و آگهی . (مثنوی ). گفت شاباش و بدادش خلعتی گوهر از وی بستد آن شاه فتی . (مثنوی ). موی را نادیده میکرد آن لطیف شیر را شاباش میگفت آن ظریف . (مثنوی ). شاباش زهی یارو شاخ گل بی خارو. مولوی (از انجمن آرای ناصری ). و طفل را شاباش و تحسین کندکه زهی پهلوان که توئی . (بهاءالدین ولد). فبکی ابوالفتح بکاء شدیداً ثم قال شاباش یا ابت شاباش اکثر لی من هذا الجیش . (از دزی ج 1 ص 714). || (اِ مرکب ) زری را نیز گویندکه نثار کنند و به مطربان و رقاصان و بازندگان دهند. (برهان ). (مخفف شادباش یا شاه باش ) نثار: شاباش کردن بر داماد یا عروس ؛ دینار، درم و شکر بر او نثار کردن : به تحسین مستان کیوان کلاه به شاباشهای زر مهر و ماه . طغرا (از آنندراج ). کدامی سرو از یاد گل اندامی برقص آمد که همچون غنچه ای مشت ازپی شاباش پرزرشد. ملاتشبیهی (از آنندراج ). کشد زهره از گوش بی اختیار بشاباش رقاصیش گوشوار. ظهوری (از آنندراج ) (فرهنگ نظام ). چین بر ابرو زد گمان ناز یار جان و دل شاباش و پا انداز یار. سلطانعلی بیگ رهی (از آنندراج ). || نیاز و پیشکش و هدیه . (غیاث ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) : خواهر گزری کرد تکلف به برادر مادر دو طبق کوفته شاباش پسر کرد. شفائی (از آنندراج ). در دهات یزد رسم است که در عروسی ، دوستان داماد به او پولی ، چیزی هدیه میدهند و بعد از هدیه ٔ هر شخص ، اهل محفل به هدیه دهنده میگویند: شاباش . گویا رسم مذکور در عصر صفوی در ایران عام بوده و مجازاً بمعنی مطلق هدیه وبخشش هم استعمال میشده که در اشعار شعرای آن عصر هست . (فرهنگ نظام ). Bravo!, well done مرحى!، برافو tebrikler bien joué gut gemacht bien hecho ben fatto براوو، بارک الله، افرین، مریزاد، هورا
کلمه "شاباش" در زبان فارسی به معنای تشویق و تبریک به کار میرود و معمولاً در مراسمهای خاص مانند عروسیها یا جشنها استفاده میشود. در ادامه به برخی از قواعد نگارشی و زبانی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
نگارش صحیح: "شاباش" یکی از کلمات فارسی است که باید به همین شکل نوشته شود و از نوشتن به اشکال دیگر خودداری کنید.
استفاده در جملات: این کلمه معمولاً در جملات تبریکی به کار میرود. به عنوان مثال: "شاباش بر عروس و داماد!"
علامت نگارشی: در جملات تبریکی که شامل کلمه "شاباش" است، از ویرگول یا علامت تعجب برای تأکید بیشتر استفاده میشود. مانند: "شاباش! شما سزاوار بهترینها هستید."
فیلمنگاری (Calligraphy): در نوشتههای رسمی و زیباسازی میتوانید از خط زیبای خطاطی برای نوشتن این کلمه استفاده کنید.
تلفظ: توجه داشته باشید که "شاباش" به صورت "شَابَش" با تأکید بر "ا" تلفظ میشود.
این نکات ممکن است کمککننده باشد تا شما بتوانید از کلمه "شاباش" به درستی و به شکل زیبا استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "شاباش" در جملات آورده شده است:
در جشن عروسی، مهمانها به داماد شاباش دادند و او را مورد تشویق قرار دادند.
پدر بزرگ به خاطر موفقیت نوهاش در امتحانات، شاباشی با یک هدیه خاص به او داد.
در مراسم سنتی، بزرگترها به جوانترها شاباش میدهند تا آنها را به ادامهی مسیر زندگی تشویق کنند.
وقتی بچهام اولین بار دوچرخهسواری کرد، همه فامیل به او شاباش گفتند و او از خوشحالی نمیتوانست خود را کنترل کند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: براوو، بارک الله، افرین، مریزاد، هورا