جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شاذ. [ شاذذ ] (ع ص ) نادر. (منتهی الارب ). کمیاب . دیریاب . دشواریاب . تنگ یاب . عزیز. منفرد. (اقرب الموارد). ج ، شَواذّ. (اقرب الموارد). قلیل . اندک و کم عدد از مردم . (منتهی الارب ). ج ، شُذّاذ. (اقرب الموارد). || تنها مانده . (غیاث ). جداشده . (آنندراج ). تنها و غریب . (منتهی الارب ). بیگانه از قبیله . (اقرب الموارد). ج ، شذاذ. || پراکنده . (منتهی الارب ). متفرق . (اقرب الموارد). ج ، شُذّان . [ ش ُ ذ ذ ] . || متفرد. (اقرب الموارد). مقابل مطرد. || (اصطلاح صرف ) به اصطلاح صرفیان لفظی که خلاف قیاس بود، یعنی مطابق قوانین و قواعد کلیه نباشد. (غیاث ) (آنندراج ). نزد علمای صرف و نحو عبارت است از آنچه مخالف قیاس باشد فراوان استعمال شود یا اندک . (کشاف اصطلاحات الفنون ) (تعریفات ). و آنچه استعمالش اندک بود نادر خوانند، مخالف قیاس باشد یا نه . (کشاف اصطلاحات الفنون ). ودر بحر المواج آمده است که کلام وارد قبل از وضع قواعد نحوی اگر خلاف قاعده ٔ کلی یا قول جمهور باشد شاذ است بخلاف کلام وارد بعد از وضع قواعد نحوی که اگر خلاف قاعده ٔ کلی باشد ممنوع و اگر خلاف قول جمهور باشد شاذنامند. (کشاف اصطلاحات الفنون ). شاذ دو نوع است مقبول و مردود. مقبول آن است که مخالف قیاس و در نزد فصیحان و بلیغان پذیرفته بود و مردود آنکه پذیرفته نبودو فرق میان شاذ و نادر و ضعیف آنکه شاذ در سخن عرب فراوان است لیکن بخلاف قیاس است و نادر آنکه اندک و مطابق قیاس است و ضعیف آنکه حکمش بثبوت نرسیده باشد. (تعریفات ). || و در علم حدیث و اصطلاح درایه عبارت است از حدیثی که عدول روایت کنند بر خلاف آنچه دیگران روایت کرده باشند. (نفائس الفنون ). در کشاف اصطلاحات الفنون آمده است : شاذ نزد محدثان حدیثی است که راوی آن مقبول بود و روایتش خلاف روایت کسی باشد اولی از وی ، که آن را معتمد خوانند، و گویند شاذ آن است که راوی آن ثقه باشد اما در قول خود مخالف جماعت ثقات بود بزیادتی یا نقصانی . جلیلی و حفاظ حدیث بر آنند که شاذ آن است که تنها یک سند داشته باشد، ثقه بود یا نه ، و آنچه از جزثقه بود متروک است و آنچه ازثقه بود در آن توقف کنند و به آن احتجاج نکنند. و در حواشی شرح نخبه آمده است که شاذ را تفسیرهاست : اول آنچه قول راوی در آن خلاف قول کسی باشد راجح تر از وی . دوم آنچه راوی آن مقبول باشد و قول او خلاف کسی باشد اولی از وی و مقبول اعم است از ثقه و صدوق که غیر از ثقه است . سوم آنچه راوی آن ثقه باشد و روایت او خلاف روایت اوثق از وی . و این اخص از دوم است کما اینکه دوم اخص از اول است . چهارم آنچه سوء حفظ لازمه ٔ راوی آن باشد در همه ٔ حالات او. پس اگر سوء حفظ عارضی باشد حدیث را مختلط نامند و مراد از سوء حفظ رجحان یافتن جانب اصابت است بر جانب غلط. پنجم آنچه شیخی در آن متفرد بود. ششم آنچه ثقه در آن متفرد بود و او را متابعی نباشد. هفتم (و آن را شافعی گوید) آنچه ثقه روایت کرده باشد مخالف روایت مردم . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به حدیث و حدیث شاذ و تقسیمات اخبارذیل احمدبن موسی بن طاوس شود. || (اصطلاح علم قرائت ) در اتقان آمده است که شاذ در قرائت آن است که سندش صحیح نباشد مانند قرائت (ملک یوم الدین ) بصیغه ٔ ماضی و منصوب آوردن (یوم ) و قرائت (ایاک تُعْبَدُ) بصیغه ٔ مخاطب مجهول . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). طرفه، كمياب، نادر، نادره عادي، معمولي happy, joyful, merry, cheery, glad, festive, exultant, gleeful, debonair, frolicsome, chirk, gamesome, light-hearted سعيد، مسرور، فرح، جذل، مبتهج، بهيج، مؤات، محظوظ mutlu heureux glücklich feliz contento مبارک، خوشحال، راضی، خوش، خرسند، فراخ، بشاش، مسرور، سرخوش، دلگشا، سرحال، بابشاشت، خشنود، خوشنود، بزمی، جشنی، عیدی، خوشدل، مودب، خوش طبع، خوشرفتار، شوخ، شادمان، دلخوش، زنده روح، با نشاط، زنده دل، بی غم، سبکبار، لا ابالی
کلمه "شاذ" در زبان فارسی به معنای غیرمعمول، نادر یا استثنایی است و به طور خاص در زبانشناسی و علوم مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. قاعدههای نگارشی و نحوه استفاده از این کلمه به شرح زیر است:
جنس و نوع استفاده: "شاذ" یک صفت است و میتواند بهعنوان صفت توصیفی در جملات به کار رود. مثلاً:
"این تحقیق دارای نتایج شاذی است."
نوشتار صحیح: باید توجه داشت که کلمه "شاذ" باید بدون هیچگونه تغییر یا اضافهکردن حرف اضافی نوشته شود.
ترکیب با دیگر کلمات: این کلمه میتواند به تنهایی یا در ترکیب با دیگر کلمات به کار برود. مثلاً:
"شاهد شاذ"
"پدیده شاذ"
موارد استفاده: عموماً در متون علمی، فلسفی و ادبی به کار میرود و میتواند به توصیف وقایع، نتایج و پدیدههایی اشاره داشته باشد که با اکثریت موارد دیگر متفاوتاند.
قید: در برخی مواقع ممکن است با قیدهایی مانند "بسیار" یا "چندان" همراه شود:
"این روش بسیار شاذ است."
نحوه تلفظ: تلفظ این کلمه به صورت "شاز" است و به صورت کوتاه تلفظ میشود.
با رعایت این موارد، میتوان به درستی از کلمه "شاذ" در متون فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "شاذ" در جمله آوردهام:
رفتار او در جمع دوستانش، بهخصوص در آن لحظه، بسیار شاذ و غیرمعمول بود.
این نظریه علمی، به دلیل شاذ بودنش، توسط بسیاری از دانشمندان رد شد.
در میان این همه انتخاب، آن کتاب شاذ به نظر میرسد و توجه من را جلب کرد.
او همیشه به دنبال تجربیات شاذ و منحصر به فرد بوده است.
این نوع از هنر در تاریخ، بهعنوان یک اثر شاذ و منحصر به فرد شناخته میشود.
اگر سوال یا درخواست دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر