شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

šāre
share  |

شاره

معنی: شاره . [ رَ / رِ ] (اِ) دستاری بود چندانکه چادری ، و از هندوستان آرند. (صحاح الفرس ). دستار هندویان بود. (اوبهی ). دستار باشد. (معیار جمالی ). دستار اهل هند باشد و آن را به هندی چیره (ظاهراً به یای مجهول ) گویند. (فرهنگ جهانگیری ). دستار هندوستانی باشد که به زبان هندی چیره گویند. (برهان ). دستار بزرگ مقابل (به اندازه ٔ) چادری ، که از هند آرند.(از فرهنگ سروری ). دستار منقش که در هندی چیره گویند. (آنندراج ). دستار بزرگ . (فرهنگ خطی ) :
ای شاره نهاده برستاره
کشنید ستاره زیرشاره .
منجیک (از صحاح الفرس ).
ز سر شاره ٔ هندوی برگرفت
برهنه شد و دست بر سر گرفت .
فردوسی (از فرهنگ جهانگیری ).
ز گفتار او ماند شنگل شگفت
ز سر شاره ٔ هندوی برگرفت .
فردوسی (از فرهنگ جهانگیری ).
یکی شاره سربند پیش آورید
همه تار و پود اندرو ناپدید.
فردوسی .
رست او بدان رکو و نرستم من
بر سر نهاده هیجده گز شاره
پس حیلتی ندیدم جز کندن
از خانمان خویش بیک باره .
ناصرخسرو.
|| چادری باشد رنگین بغایت تنک و نازک بودو زنان بیشتر از آن لباس سازند و کرته ٔ فانوس هم کنند و آن را شار نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری ). چادری رنگین و بغایت نازک را نیز گفته اند که بیشتر زنان هندوستان جامه کنند و جامه ٔ فانوس نیز سازند. (برهان ). پارچه ٔ تنک که از هند آرند. (رشیدی ). چادری ، که ازهند آرند. (از فرهنگ سروری ). لباس اهل هند. (فرهنگ سروری ) (فرهنگ خطی ). ساری : و از خالهین (به هندوستان ) جامه ٔ مخمل و شاره و داروهای بسیار خیزد. (حدود العالم ). ربینک شهری است آبادان (به هندوستان ) و از او جامه های شاره خیزد. (حدود العالم ).
وز شاره ٔ ملون و پیرایه ٔ بزر
آنجا یکی خورنق و آنجا یکی ارم .
فرخی .
و آن دو جام زرین مرصع بجواهر بود با یاره های مروارید... و تختهای قصب گوناگون و شاره و مشک و عود و عنبر... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 217). دویست میل شاره بغایت نیکوتر از قصب . (ایضاً ص 296).
یکی زربفتش دهد خسروی
یکی شاره ها بافدش هندوی .
(گرشاسب نامه ).
چه مخمل چه شاره چه خز و حریر
چه دینار و دیباچه مشک و عبیر.
(گرشاسب نامه ).
پر از شاره و تلک و خز و پرند
هم از مخمل و هر طرایف ز هند.
(گرشاسب نامه ).
تن همان خاک گران و سیه است ار چند
شاره و ابفت کنی قرطه و شلوارش .
ناصرخسرو.
و رجوع به شار و شارستانی و ساره و ساری شود. || جامه ٔ باریک . (آنندراج ). فوطه ٔ هندی و افغانی :
ز من بدره و هدیه ٔ زابلی
بیابید و هم شاره ٔ کابلی .
فردوسی .
|| آن جامه ٔ لعل تنک که گرد شمع در پیچند تا باد نکشد. (شرفنامه ٔ منیری ). جامه ٔ فانوس . جامه ٔ سرخ که گرد شمع پیچند تا باد نکشد. (فرهنگ سروری ). پیراهن فانوس . (رشیدی ).
- شاره ٔ لعلی ؛ صاحب انجمن آرا کنایه از گل سرخ دانسته و بیتی از خود در صفت زمستان گفته شاهد آن آورده است .
... ادامه
711 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: شارَة] [قدیمی]
مختصات: (رَ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: SAre
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 506
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
share
ترکی
paylaşmak
فرانسوی
partager
آلمانی
aktie
اسپانیایی
compartir
ایتالیایی
condividere
عربی
حصة | سهم , نصيب , جزء , قسمة , سهم مالي , شفرة المحراث , الخط المشترك , قطعة , شارك , تقاسم , حصص , قسم , قاسم , اشترك , يشارك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "شاره" در زبان فارسی به معنای "نقش" یا "نشان" است و در متون علمی و ادبی به کار می‌رود. اما برای استفاده صحیح از این کلمه و نوشتار درست آن، نکات زیر را در نظر داشته باشید:

قواعد استفاده از "شاره":

  1. نحوه نوشتن: کلمه "شاره" به صورت صحیح و کامل نوشته می‌شود و باید توجه داشت که از نظر املایی اشتباه نشود.
  2. نقاط و ویرگول: در زمان استفاده از کلمه در جمله، باید به موارد نگارشی همچون ویرگول و نقطه توجه کرد. به عنوان مثال:
    • "در این مطالعه، شاره‌ی داده‌ها به دقت بررسی شده است."
  3. استفاده در جملات: برای بکارگیری "شاره" در جملات، می‌توانید آن را به صورت زیر استفاده کنید:
    • "شاره‌های موجود در این تحقیق، ما را در تحلیل نتایج مساعدت می‌کند."
  4. نسبت به کلمات دیگر: توجه کنید که "شاره" ممکن است به عنوان یک اسم، در کنار صفات و قیدها به کار رود:
    • "شاره مهم این مقاله به وضوح توضیح داده شده است."
  5. استخدام به عنوان اسم یا فعل: "شاره" معمولاً به عنوان اسم استفاده می‌شود و کمتر می‌توان آن را به عنوان فعل به کار برد.

نکته‌های نگارشی:

  • استفاده از زبان ساده و روان که درک مطلب را آسان‌تر کند.
  • قطع کردن جملات طولانی و پیچیده برای افزایش وضوح.
  • توجه به ترتیب و ساختار جملات برای رعایت قوانین دستوری.

با رعایت این دستورالعمل‌ها می‌توانید از کلمه "شاره" به شکل صحیح و مؤثر در نوشتار خود بهره‌مند شوید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "شاره" در جمله آورده شده است:

  1. به نظر می‌رسد که شاره آسمان در غروب زیبایی خاصی دارد.
  2. او با شاره خود، داستان‌های جذابی از سفرهایش را تعریف کرد.
  3. شاره به معنای اشاره‌ای است که به سمت یک موضوع خاص می‌رود.
  4. در فرهنگ ما، شاره به نشانه‌های محبت و دوستی بسیار اهمیت دارد.
  5. می‌توانیم با یک شاره کوچک، تغییرات بزرگی در زندگی‌مان ایجاد کنیم.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری