جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شاهباز. (اِ مرکب ) شهباز. بازی باشد سفید و بزرگ و پادشاهان با آن شکار کنند و آن را بترکی طوغان خوانند. (برهان قاطع). باز سفید بزرگ که پادشاهان با آن شکار میکردند. (فرهنگ نظام ) (انجمن آرا) (آنندراج ). باز سپید. (شرفنامه ٔ منیری ). شنغار. شنقار. (برهان ). این پرنده برنگهای زرد خرمایی یا خرمایی تیره و سفیدفام دیده میشود ولی بیشتر نوع سفیدرنگ آن را بدین نام خوانند و رنگهای دیگر غالباًبنام طرلان و قوش و باز نامند. این پرنده جزو شکاریان زردچشم است و اندامی بسیار زیبا دارد. پنجه و منقارش پرقدرت و قوی است و چون به آسانی اهلی میشود جزو پرندگان شکاری مورد توجه شکارچیان است . محل زندگی شاهباز بیشتر در دشتهای سیبری و قسمتهای شمالی چین و ترکستان است و در اواخر شهریور ماه مهاجرت میکنند و دسته هایی از آن به کشور ما نیز وارد میشوند و اواسط اسفند ماه بموطن اصلی خود مراجعت میکنند محل استراحت و خوابگاه این پرنده بیشتر بر روی درختان متوسط القامه و شاخه های قوی و محکم است . (از فرهنگ فارسی معین ). شهباز. تیقون . توغان . طرلان . باز سفید : چو شیری که برباید از جای گاو و یا شاهبازی به رزم چکاو. فردوسی . شاهباز کلاه گمشده را در زمستان قبا فرستادی . خاقانی . فرخ آن شاهباز کز پی صید ساعد شه مقام او زیبد. خاقانی . هر که او شاهباز این سر نیست زین طریقت جهنده چون یوز است . عطار. آن شاهباز را دل سعدی نشیمن است . سعدی . هیهات که چون تو شاهبازی تشریف دهد بر آستانم . سعدی . نکنم رغبت دنیا که متاعیست قلیل شاهبازان بگه صید نگیرند مگس . ابن یمین . که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین نشیمن تو نه این کنج محنت آباد است . حافظ. رجوع به باز شود. || نجیب و سخی . شاهوار. (ناظم الاطباء). اما این معنی در جای دیگر نیامده است . || به مجاز شخص بلندپرواز و بلندنظر و با علو همت باشد : شاهبازم هوا گرفته بلی کز کمین بلا گریخته ام . خاقانی . هیهات که چون تو شاهبازی تشریف دهد بر آستانم . سعدی . نکنم رغبت دنیا که متاعیست قلیل شاهبازان بگه صید نگیرند مگس . ابن یمین . که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین نشیمن تو نه این کنج محنت آباد است . حافظ. چه شکرهاست در این شهر که قانع شده اند شاهبازان طریقت بمقام مگسی . حافظ. باز، شاهين، شهباز، طرلان، قوش shahbaz شهباز Şahbaz shahbaz schahbaz shahbaz shahbaz
کلمه "شاهباز" یک اسم مرکب است که از دو بخش "شاه" و "باز" تشکیل شده است. برای نوشتن و استفاده از این کلمه در متون فارسی، باید به نکات زیر توجه کرد:
نوشتار: کلمه "شاهباز" به صورت یکجا نوشته میشود و نیازی به فاصله بین دو بخش آن نیست.
گِلَنگ و اِعراب: هنگام استفاده از این کلمه در جملات، دقت کنید که آن را به درستی اعرابگذاری کنید. به عنوان مثال، در جملاتی مانند "شاهباز پرندهی زیبایی است"، نیازی به اعرابگذاری خاص ندارد، اما در متون ادب و شعر ممکن است نیاز به دقت بیشتری باشد.
نوع کلمه: "شاهباز" به عنوان اسم خاص و اسم پرندهای خاص در زبان فارسی شناخته میشود. بنابراین بهتر است در مواردی که نیاز به توصیف یا توضیح بیشتر دارد، از جملات و عبارات مناسب استفاده کنید.
جنس: این کلمه به لحاظ جنسیت، مذکر است، اما بسته به متن و معنای جملات، میتواند به صفتها و اسمهای دیگر مرتبط شود.
استفاده در متن: هنگام نگارش متون ادبی، علمی یا داستانی، میتوان از "شاهباز" برای توصیف زیباییها، قدرت و عظمت استفاده کرد. همچنین در شعرها و ادبیات کلاسیک، این کلمه به عنوان نمادی از آزادی و توانایی نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
این موارد به شما کمک میکند تا به درستی و با دقت از کلمه "شاهباز" در نوشتارهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "شاهباز" در جمله آوردهام:
شاهباز با بالهای بزرگ و زیبا، در آسمان پرواز میکرد.
در افسانهها، شاهباز نماد قدرت و عظمت است.
پس از سالها آموزش، او به یک شاهباز ماهر در شکار تبدیل شد.
تصویر شاهباز بر روی پرچم شهر نشان دهندهی شجاعت و دلیری مردم آنجا است.
شاهد پرواز شاهباز در دشتهای وسیع، تجربهای شگفتانگیز بود.
اگر به جملات یا مثالهای بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!