جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شبانه . [ ش َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) منسوب به شب . متعلق به شب : باده ٔ شبانه . خواب شبانه . (فرهنگ نظام ). مربوط به شب . هر چیز که نسبت به شب داشته باشد اعم ازآنکه در شب کاری کرده باشد یا واقعه ای بر او گذشته باشد. (از فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا) : دام جهان است بر تو و خبرت نیست گاهی مستی و گه خمار شبانه . ناصرخسرو. به دانش گرای و دراین روز پیری برون افکن از سر خمار شبانه . ناصرخسرو. زندانی روز را شب آمد بیمار شبانه را تب آمد. نظامی . برمیزند زمشرق شمع فلک زبانه ای ساقی صبوحی درده می شبانه . سعدی . معاشران ز حریف شبانه یاد آرید حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید. حافظ. می شبانه خور وخواب صبحگاهی کن مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن . حافظ. سحرگاهان که مخمور شبانه گرفتم باده با چنگ و چغانه . حافظ. شوق لبت برد، از یاد حافظ درس شبانه ، ورد سحرگاه . حافظ. || هرچه شب بر آن گذشته باشد که عوام شبینه گویند. (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ نظام ). شبینه . هر چیز شب مانده که شب بر آن گذشته باشد از آب و نان و جزآن . (ناظم الاطباء) (از استینگاس ). هر چیز شب مانده که شب بر آن گذشته باشد از آب و نان و امثال آن . (از برهان ). چیزی که شب بر آن گذشته باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (از رشیدی ). هر چه شب بر آن گذشته باشد چه شراب و چه طعام که عوام آن را شبینه گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). || مخمور. (فرهنگ نظام ). خمارآلوده و مخمور و مست . (ناظم الاطباء) (از استینگاس ). مخمور. (فرهنگ جهانگیری ). مخمور و خمارآلوده . (برهان قاطع). کسی که در شب بسیار شراب خورد و روز در حال اوآثار آن پیدا شود. (از انجمن آرا) (آنندراج ). کسی که در شب شراب خورده باشد. (فرهنگ رشیدی ) : تو شبانه می نمایی به بر که بودی امشب که هنوز چشم مستت اثر خمار دارد. امیرخسرو. || (ق مرکب ) هنگام شب . (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (استینگاس ). شب هنگام . مثال : فلان راحکومت میخواست بگیرد شبانه فرار کرد. (فرهنگ نظام ) : گرچه حلوای ما شبانه رسید زعفرانش به روز باید دید. نظامی . طلسمی درفشنده در وی پدید شبانه در آن ژرف وادی رسید. نظامی . || (اِ مرکب ) شرابی که در شب میخورند. (ناظم الاطباء) (استینگاس ). شرابی بود که در شب نوشند. (فرهنگ جهانگیری ) : مست شبانه بودم و افتاده بی خبر دی در وثاق خویش که دلبر بکوفت در. انوری . || پوشاک شب . || شام و طعام شب . (ناظم الاطباء) (استینگاس ). || مزد شب . اجرت که در شب گیرند. || به شب افتادن . (از استینگاس ). اما جای دیگر دیده نشد. 1- شبانگاه، شب هنگام
2- شام nightly, overnight, nocturnal, vespertinal, vespertine, at night ليلي، كل ليلة، ليلا geceleyin la nuit in der nacht por la noche di notte هر شب، در مدت شب، عشایی، واقع شونده در شب، وابسته به شبکور، شامگاهی، شب بازشو، پروازکنندهدرشب، مربوط بهشب، شب پره
nightly|overnight , nocturnal , vespertinal , vespertine , at night
ترکی
geceleyin
فرانسوی
la nuit
آلمانی
in der nacht
اسپانیایی
por la noche
ایتالیایی
di notte
عربی
ليلي|كل ليلة , ليلا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "شبانه" در زبان فارسی به عنوان یک صفت و قید به کار میرود. در اینجا به تشریح قواعد و نکات نگارشی مرتبط با آن میپردازم:
معنی: "شبانه" به معنای مربوط به شب است و میتواند برای توصیف عمل یا حالتی که در شب اتفاق میافتد، استفاده شود.
نحوهی استفاده:
به عنوان صفت: مانند "برنامهی شبانه" یا "سفر شبانه"
به عنوان قید: مانند "او شبانه به خانه برگشت"
نوشتار:
این کلمه باید با حروف فارسی و به درستی نوشته شود. به عنوان مثال، استفاده از "شبانه" به جای "شبانه" نادرست است.
فاصله: هنگام استفاده از "شبانه" در جملات، باید توجه داشته باشید که پس از آن اگر کلمهی دیگری بیاید، مانند "شبانهی فرهنگی"، باید از فاصلهی مناسب استفاده کنید.
قید بودن: در صورتی که از "شبانه" به عنوان قید استفاده میکنید، باید دقت کنید که به چه فعلی اشاره میکند و جایگاه آن در جمله مهم است. به عنوان مثال، "او شبانه مینوشت" به خوبی نشان میدهد که عمل نوشتن در شب انجام شده است.
جملهسازی: برای تمرین بیشتر، میتوانید جملاتی بسازید که از "شبانه" در آنها استفاده شود، مانند:
"کتابهای شبانهام را فراموش کردم."
"جلسهی شبانهی ما در خانهی عیسی برگزار میشود."
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "شبانه" به درستی در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در اینجا چند مثال برای کلمه "شبانه" در جمله آورده شده است:
امشب تصمیم دارم یک پیادهروی شبانه در پارک داشته باشم.
نور ستارهها در آسمان شبانه به زیبایی درخشید.
او عادت دارد هر شب قبل از خواب یک کتاب شبانه بخواند.
صدای جیرجیرکها در شبهای تابستانی حسّی شبانه و آرامشبخش به من میدهد.
برنامههای شبانه تلویزیون همیشه مورد علاقه من هستند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا موضوع خاصی مد نظر است، لطفاً بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: هر شب، در مدت شب، عشایی، واقع شونده در شب، وابسته به شبکور، شامگاهی، شب بازشو، پروازکنندهدرشب، مربوط بهشب، شب پره